این کتاب حاصل سفرهای حمید داودآبادی به [[فکه ]] و گزارشهای وی از [[عملیات تفحص، تفحص]]، کشف و تشییع پیکر شهدا از فکه تا تهران است . در مقدمه کتاب، نویسنده توضیح میدهد چگونه شهدا پیدا میشوند به مراحل شناسایی شهید بعد از یافتن [[شهدا ]] اشاره میکند . سپس خاطراتی از عملیات تفحص را بیان و پس از آن به بیان خاطراتی از این تفحص با عنوانهای « ثمرهی زیارت عاشورا، سجدهی ابدی، افطار با قمقمهی شهید » همراه با نام راوی میپردازد . خاطرات نویسنده نیز پس از آن و در پایان آلبوم تصاویر که مربوط به تفحص و کشف پیکر شهدا میباشد، آمده است .
سال 72 بود . چند روزی هیچ شهیدی پیدا نشده بود . هر روز کار میکردیم ولی خبری نبود . آن روز کاروانی از [[جانبازان ]] از تهران مهمانمان بودند . حاج محمود ژولیده مداح اهل بیت همراه آنان بود . زیارت عاشورای باصفایی بود خیلی با سوز و آه خواند . اشکها جاری گشت و دلها خون شد . [[علی محمودوند ]] دو رکعت نماز زیارت خواند و قبراق و شاد وسایل را گذاشت عقب وانت تویوتا . تعجب کردم و پرسیدم : « با این عجله کجا؟ » شادمان گفت : « استارت خورد، دیگه تموم شد . رفتم که شهید پیدا کنم .»