===خاطرات مرتبط با شهید جمال گودرزی===
===*برخورد جذاب===
در موقع اعدام، یکی از زندانیان که با بمبگذاری در آبادان عدهای را به شهادت رسانده بود، برای شهید چنین پیغامی گذاشته بود: (سلام مرا به جمال برسانید و بگویید که از این حکم راضی هستم و این رضایت را مدیون جمال هستم.) جمال در آن وقت مسئولیت زندان انقلاب را بر عهده داشت. کمک به زندانیان: پس از شهادت جمال، پیرمردی که جمال به او و همسر بیفرزندش به کرات سرکشی کرده و در کارهایشان به آنها کمک میکرد، چنین میگوید: (من از نعمت فرزند محروم بودم ولی همواره فکر میکردم که جمال پسر خودم میباشد و با وجود او لذت فرزند را چشیدم.)
===*شهادت===
شب عملیات بود. جمال در جلوی ستون قرار داشت. به نزدیک عراقیها که رسیدیم، درگیری شروع شد. جمال شجاعانه میجنگید. ناگهان گلوله تیربار به پیکرش اصابت نمود و قامت تنومندش را بر خاک انداخت. خون زیادی از بدنش به روی زمین میریخت بچهها سعی کردند او را به عقب انتقال دهند، اما پیشروی تانکها ترسی را در دل جمال انداخت. بچهها را قانع ساخت تا سریعتر از منطقه خارج شوند. تانکها نزدیکتر شدند و بچهها دورتر ساعتی بعد نیروها با حسرت به سمتی نگاه میکردند، که پیکر جمال آنجا بود و تانکها از کنار پیکرش میگذشتند. دشت رقابیه قتلگاه جمال شد و او عاشقانه به سوی نور پر کشید.
http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=3932
==آثار==