تاریخ تولد : 1339/11/01
تاریخ شهادت : 1360/01/16
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر - شهیدمدرس
rId5محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر - شهیدمدرس
==زندگی نامه==
شهید هفتمين روز از اسفند ماه سال 1339 بود که عهد و پيمان بندگی مجتبی در محضر پروردگار عالم بسته شد و پيمانه حياتش در روستای هفتخانه شکل گرفت. با سپری شدن دوران کودکی، راهی گلستان علم و ادب در زادگاهش شد تا جان و دل را به نور معرفت آشنايی زند. وی پس از گذراندن دورۀ ابتدايی در زادگاهش، راهی شهر کاشمر گرديد و تحصيلات خود را تا اخذ مدرک ديپلم انسانی پی گرفت. شهيد هادوی که تحت تأثير پرورش صحیح خانواده، مقیّد و معتقد به فرایض دینی و مذهبی بار آمده بود، با علاقه¬ای سرشار در جلسات مذهبی شرکت می¬نمود و سعی بر آن داشت تا با افراد مؤمن و مذهبی ارتباط برقرار نماید. به گاه روزهای انقلاب، به خیل دوستداران صدیق امام راحل پیوست. مجتبی از نظر سیاسی، از سطح آگاهی بالایی برخوردار بود و بخشی از این آگاهی را مدیون مطالعات وسیع و حضور در انجمن اسلامی دانش آموزان کاشمر بود. وی از آن جا که دارای روحیات جهادی بود، با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به جمع نیروهای جهاد پیوست و به عنوان مسئول تجهیز و توسعه قنوات، ضمن خدمت به روستائیان ستمدیده، فعّالیتهای فرهنگی خود را در سطح چشمگیری دنبال نمود. در روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی، به منظور انجام خدمت سربازی پس از گذراندن دورهی رزم مقدّماتی در پادگان آموزشی 04 بیرجند، عازم منطقهی عملیاتی کردستان گردید. وی تا قبل از شهادت، توفیق چهارده ماه خدمت صادقانه در مقابله با خود فروختگان داخلی و عوامل ضد انقلاب در منطقهی مریوان را داشت. سرانجام وی در تاریخ 20/01/1360، در یکی از مأموریت¬هایی که به همراه همرزمانش به منظور شناسایی دشمن شرکت داشت، مورد اصابت گلولهی دشمن واقع شد. وی با بدنی زخمی حدود یازده کیلومتر خود را به مواضع نیروهای خودی عقب کشاند، لیکن به دلیل خون¬ریزی شدید، شهد شیرین شهادت را نوشید و نام خود را در دفتر مجاهدان پاکباختهی حضرت حقّ ثبت کرد. مرقد وی در گلزار شهدای آرامگاه شهید مدرس(ره)، میعادگاه عاشقان حرّیت و آزادی می¬باشد
==وصیت نامه==
مسؤوليتی خدايي بردوشم سنگيني ميکند و پيام خون شهيدان لحظهاي آرامم نميگذارد. دشمنان اسلام از هرسو هجوم آوردهاند. همواره در سر نماز از خدا خواهان آن بودم که خدا مرادرامتحاني که خودش برايم رقم زده، موفق گرداند. در قبال ريختن خون ما، وظیفهی مسلمين ايران اين است که دست از ياري امام کبيرمان برنداشته وهمواره پشتيبان و نگهبان انقلاب باشند. روحانيت آگاه و مبارز تنها دستآويز ماست که میتواند متوجه توطئهها و تکرار دوران مشروطيت و زمان مصدق باشد. اگر با ریختن خون ما، مسلمین جهان از دست ستمگران آزاد می¬شوند و قوانین خدایی بر جامعه¬ها برقرار می¬شود، چه باک که جان¬هایمان فدای این راه باشد. از پدر و مادر و اقوام ميخواهم که براي من گريه نکنند و لباس سياه نپوشند، مقداري پول در صندوق قرض الحسنه و دست برادرم دارم که آنها را در راه کمک به مستضعفين و جاهاي ضروري خرج نماييد. والسلام
==خاطرات==
شهید مجتبی هادوی شهید هادوی در آخرین دیداری که با خانوادهاش داشت ابتدا به خواندن قرآن مشغول شد و آیاتی را در رابطه با جهاد و مبارزه با دشمنان قرائت کرده و سپس به والدینش گفت:آنانکه رفتند کار حسینی کردند و آنانکه ماندند باید کاری زینبی کنند. اگرمیخواهید من در جبهه راحت باشم بیصبری نکنید و در برابر سختیها مقاومت نمائید.و همیشه گوش به فرمان امام باشید و او را تنهانگذارید. شهید در جواب فردی که از او سؤال مینماید که دورهی خدمت وظیفه شما چه وقت تمام میشود؟ میگوید که هر وقت که جنگ بین اسلام و کفر باشد و تا کفر بر سر مسلمانان و مستضعفان جهان حاکم باشد مبارزه هست و من هستم .