این عاشقان کیند که با بانک لا تخف چون شیر شرزه حمله به دشمن برآورند
بنام اله [[پاسدار ]] خون شهیدان و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی [[امام خمینی ]] اطال اله عمره الشریف گروهبان دوم بهزاد منصوری از سن هفت سالگی دوره ابتدایی و راهنمایی تحصیلی را در روستای پیرزاغه زادگاه خود گذرانده و مدرک کلاس سوم راهنمایی را گرفت و در سن 16 سالگی به هنرستان صنعتی خرمدره رفته و یک سال به تحصیل ادامه داد و از آنجایی که عشق به اسلام و رهبر راستین را در دل پرورانده بود با زبانی التماس آمیز از من خواست که وارد [[سپاه ]] پاسداران انقلاب اسلامی شود و من در جوابش گفتم که ادامه تحصیل دهد همین جذبه عشق بود که از اوایل انقلاب اسلامی مدت شش ماه در جهاد سازندگی اصفهان نیمه فعال مشغول فعالیت و در ده نیز با دیگر دوستان خود که در اقلیت بودند با عزمی راسخ و خستگی ناپذیر در ایجاد کتابخانه اسلامی و انجمن اسلامی روستای پیرزاغه در تقویت صدای راستین انقلاب کوشا بود از آنجاییکه خدمت به وطن اسلامی و اسلام عزیز در سرلوحه زندگی خود داشت از سال 1358 وارد [[ارتش ]] جمهوری اسلامی ایران گردید و از بهمن ماه سال 1360 در جبهه پیرانشهر و مهاباد با اشرار مسلح و مزدوران آمریکا و شوروی در نبرد بود این سنگر مقدس که همانا دین و ناموس ماست باید حفظ کرد و همیشه به ما این کلمات را میگفت اسلام به ما و خون ما نیاز دارد و ما باید به بهای جان خریدار باشیم و در فاصله مرخصیها گویا گم شده ای دارد که به دنبال آن و یافتن آن هر لحظه چشم براه است و همین روح پاک و نیت خالصانه او را به صاحبان حرم سر و عفاف ملکوت پیوند داد و چون سایر غنچه های پرپر شده بی نیازی خود را به چاه طبیعت اعلام داشته و به ملکوت اعلا پیوست و چون همیشه دعای طول عمر امام ورد زبان [[شهید ]] ما بود ما هم خود وکبار چشم به امید رهبریم.
==وصیت نامه==