[[شهید یعقوب عربی]]تاریخ تولد :[[1347/01/21]]تاریخ شهادت : [[1367/04/21]]
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - بناب - (امام حسن(ع
زندگی نامه: شهید یعقوب عربی در تاریخ 1347/01/21 در شهرستان بناب دیده به جهان گشود. وی تا کلاس پنجم ابتدایی به تحصیل مشغول شد و بعد از آن بنا به مسائلی ترک تحصیل نمود و به کار کشاورزی پرداخت، ایشان فرزند کوچک خانواده عزیز دُردانه پدر و مادرش و سایر بچه ها شد، وی خیلی وقت ها داوطلب آوردن مادر بزرگش به خانه می شد. چرخ دستی را می آورد و د آن پتو می انداخت و متکا می گذاشت و حرکت می کرد، مادر بزرگش که پیر شده بود و نمی توانست به خوبی راه برود، او را سوار چرخ دستی می کرد و با آرامی روانه خانه یکی از اقوام می شد، اخلاق و رفتارش عجیب نیکو بود، قلبی آکنده از عشق، صداقت، پاکی داشت و آن را نثار هم میکرد، در بین هم سن و سالانش بزرگ منش به نظر می رسید، محبت و علاقه به بزرگترها در وجودش شعله ور بود، رفتارش با هم طوری بود که به نیکی از ایشان یاد می شد، بالاخره ایشان به سن خدمت سربازی رسید و دفترچه آماده خدمت گرفت و راهی سربازی شد و مشغول خدمت در [[لشکر 16 زرهی قزوین]] - [[تیپ 1، گردان 176، گروهان 1 ]] شد. روزها گذشت تا اینکه ایشان زمانی که می خواستند برای آخرین بار از مرخصی به منطقه برگردد، حال عجیبی داشتند و می خواستند همه را از دوست و آشنا ببینند و بروند، با نگاهش از همه حلالیت می گرفت، ولی از قضای روزگار مادرش را نتوانست ببیند زیرا برای زیارت به مشهد رفته بود و خواهرانش او را رهسپار کردند و مادر شهید به زن همسایه اش که زن مومنی بود سپرده بود که موقع رفتن پسرش یعقوب برای او آیه الکرسی بخواند، بالاخره زمان رفتن فرا رسید و شهید عربی موقع رفتن برای آخرین بار رو به همه کرده و گفته بود که به دلم افتاده که دیگر بر نخواهم گشت و شما را به خدا می سپارم، او رفت و در منطقه [[ابوغریب]] بر اثر اصابت تیر در درگیری با نیروهای عراقی به فیض [[شهادت]] رسید و به ملکوت اعلی پیوست.
وصیت نامه: