- من به اتفاق شهید در جزیره ی مجنون و در حال عملیات بودیم چون در آن عملیات مهمات مان تمام شده بود در حال برگشتن بودیم و شهید پور خسروانی پشت سر ما بود گاهی سنگر می گرفتیم و گاهی در گیر می شدیم و کمی عقب می آمدیم یک دفعه من صدایی می شنیدم تا به عقب نگاه کردم پور خسروانی را دیدم که تیر خورده به ران پایش و نمی توانست راه برود بعد آمدم کمکش کنم گفت: نه شما آرپی جی زن هستی الان نیروها نیاز مبرم به تو دارند هر کاری کردم گفت اگر نروی با تیر تو را می زنم امدادگر آمد و پای او را بست ما یک خداحافظی کردیم و جدا شدیم .
منبع سایت یاران رضا
<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 4924%204924 سایت شهدای یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />