او به اعضاي خانواده اش احترام مي گذاشت، با فاميل و همسايگان نيز با گشاده رويي برخورد مي نمود و همه به خاطر اخلاق و كردار خوبش از او تعريف و تمجيد مي كردند. از آنجا كه او اغلب جمعه ها بي كار بود آخر هفته را طوري برنامه ريزي مي كرد تا به همراه خانواده براي گردش به جاهاي تفريحي بروند.
او نسبت به كسي كينه به دل نمي گرفت و از كسي بدش نمي آمد و مي گفت: همه را خداوند بزرگ خلق كرده است، به خانواده اش علاقه داشت به خصوص پسرش را که در اوسط سال 1361 به دنیا آمد بيشتر از بقيه دوست داشت و زماني هم كه از سر كار بر مي گشت با هادي بازي مي كرد و هميشه آرزويش اين بود وقتي پسرش بزرگ شد او را خودش به مدرسه ببرد.
با گذشت زمان، بهرام در تاريخ 1365/04/21 براي [[خدمت سربازي ]] اعزام شد و همسرش با كوله باري از دعا، با آب و قرآن او را بدرقه كرد.
همسرش مي گويد: «بهرام وقتي به مرخصي مي آمد اول در اردبيل به من و هادي سر مي زد و به من مي گفت: چند روزي را هم به رشت مي روم تا اگر آنها هم چيزي كم و كاستي داشتند برايشان فراهم كنم تا زماني كه در جبهه هستم خيالم از بابت همه ي شما راحت باشد.»
توصيه بهرام به همسرش هنگام رفتن به جبهه نگهداري و مراقبت از هادي بود به گونه اي كه دل كندن از پسرش براي او بسيار ناراحت كننده بود ولي با اين همه دفاع از كشور و جنگيدن با دشمن را نيز وظيفه ي خودش مي دانست. اما يك ماه از سربازي اش باقي مانده بود و خانواده اش نيز براي آمدنش لحظه شماري مي كردند که سرنوشت بهرام به گونه ي ديگر رقم خورد و خداوند او را به درجه ي والاي [[شهادت ]] رسانيد.شهید بهرام پولادرگ در تاريخ 1367/04/21 در اثر درگيري با نيروهاي بعثي عراق مفقود الجسد شد و در تاريخ 1382/09/09 [[شهادت ]] او احراز گردید.همسر شهيد مي گويد: «مگر مي شود خبر از دنيا رفتن عزيزترين كس خود را بشنوي و سر تا پاي وجودت را اندوه نگيرد؟ فكر اين كه ديگر دستان پرمهري كه هميشه نوازشگر هادي بود را ديگر لمس نخواهم كرد مرا در بهت و ناباوري برده بود و چند روزي مثل مرده اي متحرك گذران زندگي كردم و به مرور زمان به اين نتيجه رسيدم [[شهادت ]] نعمت بزرگي است كه نصيب هركسي نمي شود و به [[شهادت ]] بهرام افتخار كرده و به خود مي بالم.»اما با خاطراتي كه همسر شهيد بازگو مي كرد فرزندش هادی با چشماني پر از اشك نظاره گر مادرش بود و اين چنين برايمان گفت: «با توجه به پايين بودن سنم اطلاعي از [[شهادت ]] پدرم نداشتم ولي الان تعريف هايي كه از پدرم مي كنند افتخار مي كنم كه فرزند [[شهيد ]] هستم و ادامه دهنده ي راه او خواهم بود.»
منبع:سایت شهدای ارتش