بعد از گذشت چند روز از آغاز جنگ تحمیلی به ابتکار شهید بزرگوار سید موسی نامجوی در سوم مهر ماه سال 1359، دانشجویان دانشکده افسری به منطقه [[خوزستان ]] اعزام شدند و در دسته ها و گروه های متعدد در نقاط مختلف منطقه عملیاتی تقسیم شدند و به صورت گشتی های شناسایی و یا رزمی به نیروهای عراقی یورش بردند و با انهدام تانک ها و وارد کردن تلفات و خسارات به دشمن، در دل دشمن دلهره و ناامنی ایجاد می کردند.در هشتمین روز مهر ماه، درست ده روز بعد از آغاز جنگ تحمیلی دسته ای از این دانشجویان که به وسیله یک بالگرد ترابری و با خلبانی شهید وطن پور به منطقه سوسنگرد و [[دهلاویه ]] اعزام شده بودند، پس از چند کیلومتر راهپیمایی به سمت مواضع دشمن و هم زمان با تاریکی شب، ارتباط آنان با قرارگاه فرماندهی قطع شد. صبح روز بعد، شهید وطن پور به اتفاق سرگرد ذاکری، افسر اطلاعات لشکر 92 اهواز، یک مأموریت شناسایی در حوالی رود کرخه انجام دادند. پس از آن شهید وطن پور در یک عملیات نظامی، چند دستگاه از تانک های دشمن را منهدم کرد و در سومین مأموریت برای شناسایی وضعیت دانشجویان اعزامی به منطقه سوسنگرد، [[سوسنگرد]] ، که خودش آنان را روز قبل به منطقه آورده بود و وضعیت نامعلومی داشتند، داوطلبانه اقدام به مأموریت شناسایی می کند که در حین انجام همین مأموریت، مورد هدف گلوله دشمن قرار گرفت و هدایت بالگرد از دستش خارج شد.
بالگرد وی هنگامی که از روی کابل های برق فشار قوی در حال عبور بود، به کابل ها برخورد کرد و با سر به زمین برخورد کرد. بالگرد منفجر شد و در شعله های آتش سوخت. متأسفانه وطن پور به دلیل مجروح و قفل شدن در بالگرد، موفق به خروج از اتاقک بالگرد نشد و مظلومانه در آتش سوخت و روح بی قرارش در جوار قرب الهی آرام گرفت.
اگر چه مدت زمان حضور وطن پور در جبهه کوتاه بود، اما در طول همین چند روز، نبردی بی امان و شجاعانه را با دشمن متجاوز انجام داد و حضوری مؤثر را در زمین گیر کردن ماشین جنگی دشمن بعثی به نمایش گذاشت و مؤثرتر از این حضور، تأثیرگذاری روش و منش شهید وطن پور در روحیه رزمی و شهامت رویارویی با دشمن بود که با گذشت سی سال از این حضور، هنوز هم تربیت شدگان و شاگردانش با تمام توان، ضمن تلاش در جهت خود کفایی نظامی، با روحیه مضاعف آماده دفاع از این آب و خاک هستند.
==خاطرات==
خاطراتی از زبان نزدیکان شهید