خون گرم و مهربان بود و با ديگران خيلي سريع رابطه برقرار ميكرد.
2-فرازهاي از وصيت نامه:
]][[شهادت]] راه ماست، با حجاب بودن را به خواهران اصرار ميورزيم.
3- خاطرات والدين:
يك روز يكي از دوستانش كه از آلمان آمده بود به او گفت: بيمعرفت يك بار از اين شلوارها هم براي ما از خارج بيار، همين دست كرد به شلوار دوستش شلوارش پاره شده اين قدر ناراحت شد، دوستش خنديد و گفت: ايراد ندارد اين شلوار از قبل پوسيده بود.
منبع سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29265