==زندگینامه==
اراده الهى، او را به سوى حوزه و تحصيل معارف دينى هدايت كرد. در مدرسه ولى عصر(عج) خوانسار ثبت نام نمود و تا سطح 2 (مكاسب) ادامه داد تا نوبت جانفشانى اش فرا رسيد. از مادر اجازه گرفت و عازم ديار عاشقان و جبهه حق عليه باطل شد.
شهيد مسعود كامران در عمليات هاى فتح المبين، رمضان، والفجر مقدماتى، والفجر 2 و محرم شركت كرد. هر بار كه از جبهه بر مى گشت قسمتى از حديث قدسى «من طلبنى وجدنى و من وجدنى عرفنى … » را براى برادرش مى خواند. در آخرين مرخصى گفت: برادر! تا كجاى حديث خواندم و بقيه حديث را مى خواند «و من عشقته قتلته …» او رفت و چند روز بعد خبر شهادتش را آوردند. او به عنوان معاون گروهان در جنگ فعاليّت مى كرد. 24 ماه در عرصه جنگ مجاهدت نمود و از ناحيه پا مجروح گرديد. در عمليات والفجر 2 در حاج عمران (دربند) به شهادت رسيد كه جنازه سوخته اش را در گلزار شهداى خوانسار به خاك سپردند.
==وصیتنامه==
بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله القاصم الجبارین
والذنی امنو هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله اولئک هم الفائزون.