rId5
==زندگی نامه==
بسمه تعالی
پدر شهید می گوید: «تازه اعمال حج را به پایان رسانده بودم و به هتل برگشته بودم و مشغول استراحت بودمک مردی به خوابم آمد و گفت: آیا همه اعمالت را به جای آورده ای؟ »
به آن مرد که روحانی بود گفتم: « بله همه اعمالم را انجام داده ام. اما از شهدا شرمنده ام که نتوانستم به جای آنها نیز اعمال انجام دهم.» مرد در حالی که باغی با صفا را نشانم می داد گفت: شهدا از همه بعد از انجام اعمال خود، آنجا جمع شده اند و نیازی به اعمال ندارند. از خواب پریدم و خوابم را به همراهان تعریف کردم. همگی به حال شهدا و به سعادت ابدی آنها اشک شوق و حسرت ریختیم.
==وصیتنامه==
بسم رب الشهداء والصدیقین