[[محرم ترک]]
نام پدر:
محل تولد: قاضی آباد، ازنای لرستان
[[تاریخ تولد : ۵۷]][[تاریخ شهادت: ۹۰/۱۰]]
محل شهادت: سوریه
محل دفن: تهران
==زندگی نامه==
سرگرد محرم ترک، [[اولین شهید مدافع حرم ]] بود. وی در سال ۱۳۵۷ در روستای قاضی آباد شهرستان ازنای لرستان در دامنه زیبای اشترانکوه به دنیا آمد و از بسیجیان مخلص و دلسوزی بود که در عرصه آموزشی و رزمی نیز فعالیت داشت و همواره توان خود را برای تقویت نظام اسلامی بکار می بست. همراهان وی در [[بسیج ]] ایشان را از نظر اخلاقی و رفتاری، فردی بسیار با تقوا و هیئتی می دانند که همیشه در مراسم سوگواری ائمه اطهار (ع) حضوری فعال داشته است. شهید محرم ترک در دی ماه ۱۳۹۰ با کولهباری پر از خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و در راه دفاع از حرم به دیدار حق شتافت تا اولین نفر از خیل عاشقان [[شهادت ]] باشد که در راه دفاع از حرم مطهر حضرت زینب (سلام الله) شربت [[شهادت ]] را نوشیدند.اولین شهید مدافع حرم در میان حزن و اندوه هموطنان و همرزمان ، درقطعه در [[قطعه ۵۳ بهشت زهرا ]] تهران آرام گرفت و مراسم یادبودی با شکوه از سوی وابستگانش در شهرستان ازنا برگزار گردید.
==خاطرات و گزارشات==
از چه سالی زندگی مشترک با همسرتان را آغاز کردید و ثمره این ازدواج چند فرزند بود؟
ما سال ۱۳۸۲ ازدواج کردیم و من تا لحظه شهادت یعنی سال ۱۳۹۰ در کنار شهید بودم. حاصل زندگی ۸ ساله ما دو فرزند به نامهای فاطمه و محمدحسین است. فاطمه زمان شهادت پدرش ۷ سال و محمدحسین یک سال داشت.
چه شد که شهید ترک برای رفتن به [[سوریه ]] داوطلب شد؟ایشان بشدت به این اصل معتقد بودند که «هر جا ظلمی اتفاق میافتد و به مظلومی ظلم شد این وظیفه ماست تا از آن مظلوم در برابر ظالم دفاع کنیم» همچنین اندیشه مهمتری که وی را برای رفتن به سوریه ترغیب کرد دفاع از حرم بود، او به عشق دفاع از حرم حضرت زینب (س) به سوریه رفت. در طول زندگی یکی از مهمترین آرزوهای ایشان شهادت بود و همیشه در دعاهایش از خدا شهادت را طلب میکرد. لذا زمانی که آماده رفتن به سوریه بود نه تنها از شهادت هراسی نداشت بلکه شهادت را معشوق خود می دانست.
عکس العمل شما زمانی که متوجه تصمیم ایشان برای رفتن به سوریه شدید، چه بود؟
با توجه به اینکه ایشان هم نظامی و هم مربی تخریب بودند، به واسطه شغلشان مأموریت زیاد میرفتند و کمتر کنار ما بودند. پیش میآمد که ایشان ماهها را در سفر باشد و از حالش بیخبر باشیم. تنها کاری که من میکردم این بود که برایش دعا کنم تا سالم بازگردد و برای سفر به سوریه هم از رفتنش استقبال کردم. شهید ترک با من درباره خطرات احتمالی در سوریه و دلایل رفتنش صحبت کرد و شاید آخرین جمله ای که برای جلب رضایت من گفتند این بود که خانم (زینب کبری سلام الله علیها) طلبیده …
مهمترین آرزو و خواست همسرتان برای کشور چه بود؟
آن چیزی که من در او دیده بودم عشق و علاقه به رهبری بود و شهید، پیرو رهبری بود. صحبتهای ایشان را دنبال میکرد. حتی یکی از اهدافش برای دفاع از حرمین صحبتهای حضرت آقا بود.
من فکر میکنم که این عشق و علاقه دو طرفه بوده و این برداشت را از این جمله [[مقام معظم رهبری ]] دارم، که فرمودند شهدای مدافع حرم هم مجاهد هستند و هم مدافع و این ارجحیت را به شهدای حرمین دادند که نشان از عشق دو طرفه رهبر انقلاب به شهدا و شهدا به رهبر معظم انقلاب است.
وقتی حضرت آقا جمله ای می گفتند برای محرم هدف بود و حجت را تمام میکرد. چه در عرصه داخلی و چه در عرصههای خارجی. یکی از بهترین و شیرینترین لحظات طول عمر محرم این لحظاتی بود که می گفت: در یکی از ملاقاتهایی که با حضرت آقا داشتم و در صفهای جلو بودم من به ایشان احترام گذاشتم و ایشان برای من دست تکان دادند.همیشه این لحظات تا اخرین روزهای زندگی جلوی چشمشان بود.
رابطه همسرتان با فرزندان تان به چه شکل بود؟ نحوه ارتباطگیری و تربیت فرزند توسط شهید ترک چگونه بود؟