شهید محمدعلی ده هفت: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «شهید محمدعلی ده هفت تاریخ تولد :1334/02/17 تاریخ شهادت : 1367/03/04 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
بسم الله الرحمن الرحيم | بسم الله الرحمن الرحيم | ||
| سطر ۱۱۰: | سطر ۱۱۰: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
نسخهٔ ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۵
شهید محمدعلی ده هفت
تاریخ تولد :1334/02/17
تاریخ شهادت : 1367/03/04
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :گیلان – املش – لگموج
rId4
زندگینامه
بسم الله الرحمن الرحيم
نام شهيد: محمدعلي ده هفت
نام پدر: علي
محل تولد: رودسر
تاريخ تولد: 1334
مدرك تحصيلي: سوم راهنمايي
وضعيت تأهل: متأهل
تعداد فرزندان: 5 فرزند
دختر: 2 پسر: 3
شغل شهيد: راننده پايه يكم ارتش
تاريخ شهادت: 1367/04/16
نحوه شهادت: شيميايي شدن
محل شهادت : پادگان حميد
نشاني مزار: شهرستان رودسر
مدت حضور در جبهه: 8 سال
دفعات اعزام: مرتباْ در جبهه حضور داشت
تاريخ آخرين اعزام: 1367
ارگان اعزام كننده: ارتش
آخرين مسئوليت در جبهه: راننده آمبولانس
شهيد محمدعلي ده هفت فرزند علي در سال 1334 در شهرستان رودسر به دنيا آمد. پس از گذراندن دوران كودكي، توانست تا سال سوم راهنمايي به تحصيل بپردازد. بعد از گرفتن سيكل به تهران آمد و وارد ارتش شد قبل از اين كه به تهران بيايد در همان شهرستان مغازه اي داشت كه در آن كار ميكرد و به پدرش كمك مي نمود و زندگي فراهم كرده بود. بعد از اين كه عضو ارتش شد فعاليت هاي خود را آغاز نمود 13 سال عضو ارتش بود كه هشت سال آن را در جبهه به سر مي برد. ايشان از ابتداي جنگ در جبهه بود تا پايان جنگ كه به وسيله شيميايي پادگان حميد، ايشان و چند تن ديگر به بيمارستان اهواز منتقل شدند مدت نه روز در آنجا بودند در اين حين به خانواده اطلاع دادند كه وي مجروح شده و خانواده عازم شدند تا ايشان را پبدا كنند بعد از اين كه چند روز در بيمارستان اهواز بود از آنجا به بيمارستان مشهد منتقل كردند كه پس از 40 روز در بيمارستان مشهد به شهادت رسيد كه مزارش نيز در رودسر مي باشد.
شهيد در سن بيست سالگي ازدواج كرده بود و از ايشان 5فرزند كه دو دختر و سه پسر مي باشد. ايشان در مدت هشت سالگي كه در جبهه بود در بيشتر عمليات ها شركت داشت و هميشه در خط مقدم بسر مي برد در جبهه راننده آمبولانس بود كه مرتباْ مجروحين را جا به جا ميكرد و پس از رشادت هاي فراوان در تاريخ
1367/04/16 به شهادت رسيد و پس از چند روز به خاك سپرده شد.
1ـ نكات برجسته در زندگي شهيد:
الف)فعاليت هاي مهم عبادي ومعنوي:
به انجام فرائض ديني و معنوي پايبند بود نماز و روزه اش را به جا ميآورد. در مراسم هاي مختلف مذهبي شركت داشت.
ب)فعاليت هاي مهم سياسي و اجتماعي:
عضو ارتش بود كه مدت 13 سال عضو بود و مدت 8 سال در جبهه ها فعاليت ميكرد.
ج) فعاليت هاي مهم علمي، فرهنگي و هنري:
د)ويژگي هاي بارز اخلاقي (با ارائه نمونه رفتاري ):
خيلي دلسوز و مهربان بود علاقه فراواني به پدر و مادرش داشت به همه كمك ميكرد و در حد تواني كه داشت به ديگران ياري مي رساند. فردي زحمت كش و فعال بود.
2ـ فرازهايي از وصيت نامه: وصيت نامه ندارد.
خاطرات
خاطرات والدين/همسر/فرزند/دوست /همرزم:
هميشهسعيميكرد ناراحتي هاي جبهه را به خانه منتقل نكند بعد از شهادتش به وسيله دوستانش ميشنيديم كه گاهي اوقات چند روز تنها با يك شكلات ميگذراند و اين كارها را در خانه مطرح نميكرد كه مبادا ما ناراحت شويم. هميشه دستش را رو به آسمان ميكرد و ميگفت خدا را شكر از اين زندگي كه دارم راضي هستم و هيچ گاه ناشكري نميكرد.
خانواده ام راهي تهران شديم و بخانه فرزندم كه در قلعه حسن خان سکونت داشت رفتیم. وقتي من جريان خوابم را تعريف كردم. همسر فرزندم جريان رفتن پسرم را به جبهه به اين صورت برايم بيان كردند. گفتند كه شوهرم پس از اينكه از طرف ناحيه برايش پيغام آوردند كه بايد تا چند ساعت ديگر خود را معرفي كني چون در مرخصي بسر مي بردند. نامبرده با چند نفر از دوستان در منزل بودند. نمي دانم علت چه بود به هر كدام از دوستان خود هدايايي دادند و گفتند آنها را برسم يادگاري از من داشته باشيد و آنها خداحافظي كردند و رفتند. محمد علي هم همراه فرزند بزرگ خود بنام تورج به بازار رفتند. تعداد چند جعبه خرما و تعدادي گلاب خريدند و بخانه آوردند و از ما خداحافظي كردند و رفتند كه پس از چند روز خبر زخمي شدن او را به ما دادند. روز بعد به همراه تعدادي از اعضاي خانواده ام به اهواز رفتيم و فرزندم را در بيمارستان ملاقات كرديم. روزهاي اول حالش خوب بود به ماوعده دادند كه ان شاءالله خوب خواهد شد و در آغوش خانواده اش باز خواهد گشت و گفتند براي درمان بهتر نامبرده را به يكي از بيمارستانهاي تهران منتقل خواهند كرد ما هم از اهواز روانه ديار خود شديم تا اينكه چند روز ديگر مي خواستيم به چند بيمارستان سر بزنيم كه يكي از آشنايان خبر آوردند محمد علي در يكي از بيمارستانها ي شهر مقدس مشهد بستري هستند. ما هم بلافاصله با تهيه بليط روانه مشهد مقدس شديم. فرزندم را در بيمارستان ملاقات نمودم وضع روحي و مخصوصا جسمي او با چند روز تفاوت بسیاركرده بود كه از توضيح وضعش عاجزم. قدرت حرف زدن نداشت و تنها صدا مي كرد كه از او شنيده مي شد داد تشنگي مي زد و همين وضع منجر به شهات فرزندم بنام محمد علي دهفت گرديد. من اين هديه ناقابل را به پيشگاه حضرت مهدي (عج) و نائب بر حقش امام خميني تقديم داشته ايم تا انشاءالله تعالي مقبول درگاه باري تعالي گردد.
خداوند به همه مادران و پدران و همسران و فرزندان شهدا اجر عظيم و صبرجزیل عنايت بفرمايد.
منبع : سایت شهدای ارتش