[[شهید ]] [[یدالله متقی]]
تاریخ تولد :[[1340/04/19]]
تاریخ شهادت : [[1360/12/06]]
محل شهادت : نامشخص
==زندگینامه==
شهید یدالله متقی در تاریخ 1340/04/19 در شهابیه به دنيا آمد. او پس از 9 سال درس خواندن در شهابیه، به دانش سرای کشاورزی نجف آباد اصفهان معرفي شد و دیپلم خود را در رشته کشاورزی در آنجا گرفت، همیشه با رفقای خود در زمينه ي دین مبین اسلام بحث مي كرد و از قرآن و اسلام حمايت می نمود تا که رفقای هم درسش را به راه اسلام كشاند.
یدالله استعداد خوبی داشت و به انگلستان برای ادامه تحصیل معرفي شد كه همزمان بود با اوج گيري انقلاب، و او گفت: من باید به انقلاب کمک کنم و ضد انقلاب را از [[ایران ]] بیرون نمایم تا دستورات حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در زمان غیبت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و نائب بر حقش امام خمینی اجرا شود و ایرانی ها اسلام شناس شوند و دستورات خدای بزرگ را انجام دهند و دست ظلم و ستم ابرقدرت ها از سر مظلومان کوتاه شود.اين شهيد عزيز از كودكي همیشه به فکر بیچارگان، ضعیفان و زیردستان بود. او پس رسيدن به سن سربازي خودش را معرفی کرد، 15 ماه در خط مقدم جبهه بود، یک مرتبه زخمی شد و 45 روز در بیمارستان ذوب آهن اصفهان بستري شد. پس از بهبودي دو مرتبه به جبهه رفت تا این که در سه حمله شرکت داشت، در فتح [[بستان ]] فرمانده شده و 4 اسیر گرفت.
یدالله از اوایل کودکی اخلاق بسيار خوبي داشت و از 5 سالگی مشغول درس شد، نمازش را در هفت سالگی می خواند. از دوم ابتدایی نمونه بود و در مدرسه شهابيه از معلم خود جایزه می گرفت و به درستکاری و خوش رفتاری معروف بود، در نجف آباد اصفهان که مشغول تحصیل بود و در موقع تعطیلی به شهابیه می آمد از انقلاب صحبت می کرد و مخفيانه کتاب های انقلابی به خانه می آورد. شب ها تا صبح به نماز و دعا و مطالعه کتاب مشغول بود.
پدرش می گوید: پسرم حرف هاي جالبي مي زد و ما را به فكر وا مي داشت و هنوز هم گاهي به یاد حرف های او می افتم که راه حق را طلب می کرد. خودم بدون اطلاع يداله به اصفهان رفتم که مبادا با بچه های ناخلف رفیق شود اما بر عكس دیدم که در موقع تعطیلی مدرسه جایش در مسجد و مجالس سخنرانی بود. پسرم، چند قطعه كاشي كاري از اصفهان آورد و در گوشه های منزل به یادگاری نصب نمود.
یدالله همیشه به مطالعه کتاب و قرآن مشغول بود و به بردران کوچکش در منزل، راه انقلاب اسلامی و مبارزه با منافقین را یاد می داد، علاقه زیادي به کشاورزی داشت. موقع تعطیلی در کشاورزی و دامداری به پدرش کمک می کرد، همیشه دعای کمیل را می خواند و نواری هم در بیمارستان ذوب آهن اصفهان از خواندن دعای کمیل دارد.
شهيد يداله متقي در بمب گذاري [[تنگه چزابه ]] در تاريخ 1360/12/06 به [[شهادت ]] رسيد و جسم مطهرش در [[گلزار شهداي شهابيه ]] آرام گرفت.
روحش شاد و يادش گرامي باد.