خاطرات:
خاطره ای از زبان برادر شهید:
آخرین بار که عبدالله به منزل آمده بود به او گفتم که به جبهه نرو؛ رو به من کرد و گفت: در آنجا دختران را به درخت می بندند و آنها را آزار و اذیت می کنند ما هم چهار خواهر داریم و اگر امثال ما به میدان برد نرویم در آینده خواهران ما نیز به دست دشمن می افتند. پس ما وظیفه ی شرعی داریم که این گونه خدمت کنیم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37545 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع:سایت شهدای ارتش==پانویس==http:<references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37545>