==زندگی نامه==
شهید در روز عید نوروز در سال 1345 از خانواده ای مذهبی در روستای رضوان چشم به جهان گشود دوران کودکی را از 6 تا 12 سالگی در مدرسه و سپس قالی بافی سپری نمود بدلیل ترک تحصیل و مشکلات خانوادگی مجبورا به شغل قالی بافی ادامه داد در سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد و مشکلات خانواده بشتر بر دوش این نوجوان افتاد به مسائل دینی از همان اون جوانی اهمیت میداد و نماز خود را سر وقت اقامه میکرد قبل از پیروزی انقلاب هنوز ساکن رضوان بوده در راهپیمایی ها و تظاهرات بر علیه رژیم شاهنشاهی پا به پا پدر خود شرکت داشته که پس از فوت پدر از روستا به شهر مهاجرت کردند به اتفاق 3 خواهر و مادر خود از عمان اول انقلاب که به شهر مهاجرت کردند شهید در بسیج ثبت نام و فعالیت داشته و آموزشهای رزمی را دیده و مایل به جبهه رفتن بسیار بوده ولی به دلیل مشکلات و با توجه به سرپرستی 4 نفر سعادت پیدا نکرد به جبهه برود وی مشغول قالی بافی بود و پس از ازدواج و دارا بودن 2 فرزند پا به سن سربازی نهاد و به عنوان خدمت سربازی دفترچه گرفته و دوران آموزشی را در بیرجند 04 سپری کرد. سپس به جبهه اعزام شد در سال 1365 در جبهه مهران با علاقه خاصی به اسلام و کشور با دشمنان بعثی مبارزه کرد و بعنوان تیربارچی در کنار دیگر رزمندگان از میهن اسلامی خود دفاع میکرد آهرین صحبت شهید در منزل با مادرش بود و آخرین مرخصی شهید بوده است شهید به مادر خود میگفت: مادر جان بچه هایم را همانند خواهرانم به خوبی تربیت کن من 2 روز در راه هستم و 3 روز در آنجا و سپس شهید خواهم شد و همین گفته به حقیقت پیوست پس از 3 روز در سنگرهای مهران پس از کربلای 6 در اثر ترکش خمپاره به شهادت میرسد.منبع <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2028337 سایت شهدای ارتش]</ref>
http:==پانویس==<references //ajashohada.ir/home/martyrdetails/ 28337>