ویرایش‌ها

شهید رمضان ایزدی

۱۰ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۸
rId5
==زندگی نامه==
شهید رمضان ایزدی در خانواده ای محروم متولد شد و در دامان مادر و سرپرستی پدر به سن بلوغ رسید و از آنجا که نظر لطف خداوند شامل حال بندگان خوب و خالص می باشد در خانواده ای پرورش یافت که درد جامعه را حس می کرد و در برابر سختیها و پیش آمدها چنان صبر می کند که نشان از صبر و استقامت و تعهد به اسلام و قرآن می باشد . رمضان در سن هفت سالگی در روستا به مدرسه رفت و با کار در مزرعه کشاورزی مخارج تحصیل خود را در می آورد و بدین شکل تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند و به علت مشکلات زندگی مجبور شد که مدرسه را ترک کند . بعد از ترک تحصیل به یاری پدر به کار کشاورزی پرداخت تا اینکه در اوایل سال ۶۲ ازدواج کرد. مدت سه ماه با همسرش زندگی کرد که شور و عشق جنگ و شهادت ، لذات آغازین زندگی را از یاد او برد و چنان شیفته جنگ و شهادت و خدمت به اسلام شد که پس از سه ماه زندگی مشترک با همسرش ، با جمعی از دوستان هم محلی اش داوطلبانه راهی جبهه های نور علیه ظلمت گردید. و در حمله بزرگ والفجر ۲ شرکت کرد و در تاریخ ۱/۵/۶۲ در حین حمله به متجاوزین بعثی از ناحیه پا زخمی شد و چون ایرانیها منطقه عملیاتی را از دست داده بودند و نتوانسته بودند او را به عقب بیاورند ، مزدوران عراقی او را دیده و با شلیک گلوله به سر او ، وی را به شهادت رسانده بودند.
روحش شاد و یادش گرامی باد
*خصوصیات شهید رمضان ایزدی:
همیشه لبخند به لب داشت و رفتارش در خانه بسیار خوب بود ، در خانه و بیرون پدر و مادر را یاری می داد و به آنها بسیار احترام می گذاشت تا آنجا که امکان داشت به مردم کمک می کرد . ایشان نماز را سر وقت می خواند و بعد از اقامه نماز آیاتی چند از قرآن را تلاوت می کرد و در مراسم دعای کمیل و توسل شرکت می نمود . خواهرانش را به حفظ حجاب توصیه می کرد . او عاشق جبهه بود و دو بار به جبهه رفت تا به آرزوی خود –شهادت – دست یافت.
ایشان امام خمینی(ره) را بسیار دوست داشت. همیشه به سخنانش گوش می داد . ایمان او آنقدر زیاد بود که حتی در شب دامادیش دعای کمیل را فراموش نکرد.
وصیتنامه==وصیت نامه==
بنام خداوند در هم کوبنده ظلم و ستم
۱٬۴۲۸
ویرایش