چند روز بیشتر نمانده بود كه به جبهه برود. بیرون رفته بودیم جلوی گل فروشی به پسرم كه چهار سال بیشتر نداشت گفت: اگر من تا موقع زایمان مادرت برنگشتم موقع زایمان مامان یك دسته گل میخری و به عیادت میروی. این كار انجام شد با خبر شهادتش دخترم به دنیا آمد و فردای آن روز پسرم با دسته گلی به عیادتم آمد.
<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2024501 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails<references / 24501>