خاطرات والدين:
مادر شهيد مي گويد: من و پدر محسن در سن جواني (25 ساله بودم) که از هم جدا زندگي کرديم. محسن بيشتر پيش خانواه ي پدري اش بود. اما با اين حال خيلي مرا دوست داشت و وقتي پيش من مي آمد با گريه و ناراحتي مي رفت.
مادر مي گويد:با دائي کوچکش خيلي دوست بود. وقتي مي خواستم به مشهد يا شهرستان بروم دايي اش محسن را مي آورد و با هم به مسافرت مي رفتيم. منبع:سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5707سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />