شهید نصرالله از همان کودکی اخلاق خوبی داشتند و با خانواده خوش برخورد و مهربان بودند و با رفتاری محکومانه با آنها برخورد می شود . به نماز و دیگر عبادات بسیار علاقه داشت و اگر کسی نماز نمی خواند با او معاشرت نمی کرد و او را وادار به نماز خواندن می کرد حتی با یک هدیه کوچک او را به راه راست هدایت می کرد . ایشان چه قبل و چه بعد از انقلاب به خاطر این که یک روحانی بودند همگام با دیگر اقشار مختلف مردم و حتی بیشتر از آن ها و در رده ای جلوتر از آن ها به فعالیت مذهبی و سیاسی می پرداختند که در این رابه در قبل از انقلاب به زندان هم رفتند و شکنجه هم دیدند . عمده سفارش ایشان توجه به احکام و مسائل اسلامی بود و می گفت : مبادا نسبت به مسائل و احکام اسلامی بی توجه باشید هر چه قدر که می توانید به طرف خدا و پیغمبر اسلام و ائمه اطهار (ع) حرکت کنید ، مبادا کوچکترین سهل انگاری نسبت به دین داشته باشید ، همیشه به یاد خدا باشید زیرا تنها با یاد خدا بودن است که انسان بر تمام مشکلات پیروز می شود ، ایشان به خاطر این که یک روحانی بودند چه قبل و چه بعد از انقلاب مستقیم و غیر مستقیم در جریان فعالیت های انقلاب بودند به امام علاقه زیادی داشتند و اطلاعیه ها و پیام ها و سخن های امام و پوستر های ایشان توسط ایشان بین مردم و دیگر مسئولان پخش می شد .
به شهادت علاقه خاصی داشت در آخرین مرخصی و آخرین اعزام خود فرزند تازه به دنیا آمده اش را که فرزند دومش می بود چنان می بوسید و با او صحبت می کرد که گویا دیگر او را نمی بیند . در هنگام اعزامش گفت : ای عزیزانم ! شاید این آخرین سخنی باشد که با شما در این دنیا می گویم ، زیرا راهی را که من انتخاب کردم همان راه شهیدان کربلای حسین (ع) در روز عاشورا است ، ندای بوی شهادت از هم اکنون به مشامم می رسد زیرا از خداوند تبارک و تعالی خواسته ام که هر موقع صلاح بداند مرگ مرا به شهادت در راه خودش قرار دهد و ما از این که در این جهاد شرکت می کنیم خوشحال و راضی هستیم .
منبع <ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=26 سایت شهدای استان فارس]</ref>
http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=26پانویس==<references />