پدرم در آخرین دیدار خود حتی تاکید کردند اگر من شهید شدم من را همدان به خاک بسپارید و ما نیز با دلخوری به وی میگفتیم سردار نزد ما حرفی از رفتن نزن.
کیفیت شهادت هم اینگونه بود :
ساعت ۳.۵ همان روز با همکارانش برای بازدید و شناسایی به منطقهای که دست تکفیریها بود رفته و در راه به کمین بر می خورند، پاره ای از آتشی که دشمن در ان جا روشن کرده به ماشین اصابت می کند و ماشین را منحرف کرده و به رگبار می بندند و راننده از ناحیه کمر و سردار از ناحیه چشم و سر آسیب جدی دیده و به بیمارستان فرستاده می شود که ساعت ۸ شب شهید می شود<ref>http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/25/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86/</ref>
منبع:http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/25/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86==پانویس==<references />