ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محمد جمعه بخشی سماغچه

۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۴
==خاطرات==
- به خاطر دارم یک شب که همراه شهید محمدجمعه در ارتفاعات رودخانه ی کنجام جم سمت مهران نگهبانی بودیم، که آن زمان پست ها از ساعت 3 بامداد به بعد شروع می شد. شب نگهبانی هوا بارانی بود برای همین از این پانچوها داده بودند که می گذاشتیم روی سرمان تا خیس نشویم. تقریبا یک ربع تا بیست دقیقه بیشتر به پایان پستمان نمانده بود که تحویلش بدهیم که یک مرتبه صدای خش خش آمد. وقتی بلند شدم دیدم که دو نفر کماندوی عراقی به طرف ما می آیند یکی از آنها به طرف من و دیگری به طرف محمد و درست از همان دره ای که ما نگهبان بودیم بالا آمدند و از طرفی هم من چون اولین بارم بود که با کماندوهای عراقی درگیر می شدم ترس وجودم را فرا گرفته بود برای همین یک کمی دستپاچه شدم ولی ایشان واقعا شجاع بودند و با استقامتی که داشت سریع با آنها درگیر شد در اثر شلیک گلوله رزمندگان و همرزمانی که در سنگرها در حال استراحت بودند فهمیدند و آنها هم شروع به تیراندازی کردند. فردا صبح که هوا کمی روشن تر شد و از غلظت مه و باران کم شد دیدیم آن دو نفر کماندوی عراقی به هلاکت رسیده اند که این از وجود شجاعت و شهامت محمدجمعه بود که دشمن ناکام ماند و موفق به نفوذ به خاک ایران نشد .
==*پانویس==
<references />
۱٬۴۲۱
ویرایش