شهرستان اهواز یکی از مهمترین مناطق صنعتی و ترانزیتی ایران است و از طریق راههای زمینی و ریلی و هوایی دیگر شهرهای ایران را به بنادر مهمی مانند [[ماهشهر]]، [[آبادان]]، امام خمینی (ره) و [[خرمشهر]] به عنوان مرزهای آبی و [[شلمچه]] و [[چزابه]] به عنوان مرزهای زمینی با کشور [[عراق]] متصل میکند.
با آغاز [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] و تجاوز سه لشکر لشگر [[ارتش رژیم بعث عراق|ارتش عراق]] به این شهرستان، قرارگاه هدایت کننده جنگ در این منطقه، ترکیبی از فرمانده لشکر لشگر 92 زرهی، ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران، [[شهید سر لشکر لشگر فلاحی]]، استاندار خوزستان و فرمانده [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] شد و این وضع تا زمان شهادت [[شهید مصطفی چمران|دکتر چمران]] در خرداد 1360 تا حدود نه ماه ادامه داشت. با اجرای [[عملیات فتحالمبین]] و [[عملیات بیت المقدس|بیت المقدس]] این شهرستان از تیر رس دشمن خارج شد اما مناطق مختلف این شهرستان همچنان تا پایان [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] زیر حملات هوایی و موشکی [[ارتش رژیم بعث عراق|دشمن]] بود.
اهواز مرکز استان [[خوزستان]] یکی از کلان شهرهای ایران است. این شهر که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد، در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی در بخش جلگهای [[خوزستان]] و با ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع شده است.
[[ارتش رژیم بعث عراق|دشمن بعثی]] که قبل از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] با راهاندازی و تقویت گروههای تروریستی و خرابکار سعی در بر هم زدن شهر داشت در اولین روز شروع [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] که همزمان با بمباران شهرها بود؛ نقاط مختلف اهواز از جمله فرودگاه آن را بمباران کرد و در روزهای بعد نیز به طور مداوم این شهر را زیر آتش توپخانه خود قرار داد و خسارت جانی و مالی فراوانی بر این شهر وارد آورد.
[[ارتش رژیم بعث عراق|ارتش عراق]] که برای اشغال [[خوزستان]]، هدف اصلی خود را تصرف اهواز قرار داده و مبادرات به تغییر اسامی جغرافیایی این استان در کتب و نقشههای خود کرده بود و اهواز را با نام جعلی «الاحواز» معرفی میکرد با دو لشکر لشگر 5 و 9 از دو محور برای اشغال و تصرف اهواز پیشروی کرد: الف) محور [[طلاییه]] ـ [[جفیر]] ـ اهواز که در 5/7/1359 در حوالی [[کارخانه نورد]] و در چند کیلومتری جنوب شهر متوقف شد. ب) محور [[چزابه]] [[بستان]] ـ [[سوسنگرد]] ـ [[حمیدیه]] ـ اهواز که پس از اشغال [[سوسنگرد]] در 8/7/1359 تا جنوب جاده [[حمیدیه]] ـ اهواز پیشروی نمود.
احساس نگرانی شدید از سقوط اهواز و سخن تکان دهنده [[حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدس الله نفسه الزکیه)|امام خمینی]] (ره) مبنی بر اینکه «مگر جوانان اهواز مردهاند؟!» منجر به طراحی و انجام عملیات غیوراصلی و شبیخونهای متعدد رزمندگان اهواز به قوای دشمن و انهدام آنها شد. با وجود مقاومت مدافعان به ویژه در مدخل ورودی جنوب اهواز، به نظر میرسد که مهمترین عامل توقف لکشر 5، کندی حرکت لشکر لشگر 9 در جبهه [[سوسنگرد]] بوده است.
مهمترین عملیاتی که در منطقه اهواز به اجرا درآمد، [[عملیات بیت المقدس]] بود که با اجرای آن، دشمن تا مرز عقب رانده شد و اهواز از حملات دشمن رهایی یافت. با هجوم مجدد سراسری دشمن پس از پذیرش قطعنامه 598 نیز نبرد بزرگی در این منطقه درگرفت و در حالی که دشمن با انبوهی از لشکرهای لشگرهای خود به مناطق اهواز و [[خرمشهر]] تهاجم نمود، پیام هشدار دهنده [[حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدس الله نفسه الزکیه)|امام]]، همت رزمندگان را برانگیخت و در عملیات سرنوشت، [[ارتش رژیم بعث عراق|دشمن]] دوباره تا مرز به عقب رانده شد.
در طول [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] این شهر مرکز پشتیبانی تدارکاتی و تأمین نیرو و مرکز قرارگاهها بود و تا پایان [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] رزمندگان از سراسر کشور برای شرکت در عملیاتهای مختلف و اعزام به خط مقدم به اهواز عزیمت میکردند. استقرار پادگان لشکر لشگر 92 زرهی استان خوزستان در اهواز نیز بر حساسیت نظامی این شهر افزوده بود. بیمارستان شهید بقایی واقع در انتهای منطقه گلستان و معراج شهدا واقع در منطقه نورد، ساختمان سپنتا و [[پایگاه منتظران شهادت]] (گلف) از جمله نقاط حماسی اهواز در طول جنگ است. اغلب مساجد اهواز نظیر مسجد امام علی (علیهالسلام) و مسجد صاحبالزمان (علیهالسلام) ضمن تشکیل ستاد جمعآوری کمکهای مردمی به جذب و آموزش بسیجییان میپرداختند. زینبیه اهواز به عنوان ستاد پشتیبانی و جمعآوری مایحتاج جبههها و توسط بانوان اهواز راهاندازی شد که علاوه بر بستهبندی اقلام اهدایی به جبههها، به شستشو پتو و ملحفه رزمندگان و زخمیها نیز اقدام میکردند. حسینیه اعظم؛ محل تجمع مردم اهواز در طول دوران مبارزات [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] و بعد از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]]، نیز ضمن برپایی نماز جمعه اهواز در طول [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] به محلی برای تشییع جنازه شهدا تبدیل شده بود.
همچنین زیارتگاه علی ابن مهزیار و شهیدآباد محل برگزاری مراسم سخنرانی و مذهبی رزمندگان در طول [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] بود. در ابتدای [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] ساختمان استانداری اهواز نیز محل استقرار ستاد جنگهای نامنظم به فرماندهی [[شهید دکتر چمران]] و [[حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (اداماللهظلهالعالی)|آیت الله خامنهای]] بود. ستاد بسیج عشایر به فرماندهی عبدالهادی کرمی هم در مدرسه خانلری اهواز مستقر بود و در ابتدای [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] به صورت چریکی فعالیت میکرد.<ref name="at" />
داریم آهسته آهسته به سالروز آغاز [[جنهشت سال دفاع مقدس|جنگ تحمیلی]] عراق علیه کشور عزیزمان ایران نزدیک میشویم. وقتی سال 59 را به عنوان سال آغاز [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] به خاطر میآورم میبینم که بیش از سه دهه از آغاز [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] گذشته است؛ و حیفم میآید که هیچگاه به ابعاد این فاجعه در شهر اهواز پرداخته نشد. آنطور که باید و شاید به اهواز دوران [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] پرداخته نشد.
خاطرم نیست کسی به تفصیل از دستور [[شهید مصطفی چمران|شهید چمران]] برای حفر خندق (این ابتکار تا ابد ماندگار ایرانیان در طول تاریخ کره زمین) در دور تا دور نیمه غربی شهر اهواز سخنی گفته باشد؛ یا کسی از تشکیل چریکهای موتورسوار جنگ حرفی بر زبان رانده باشد؛ کسی پیدا نشد از حفر سنگر های زیر زمینی وسیعی بگوید که در طول تاریخ جنگهای جهان بی سابقه بوده است؛ کسی نگفت که مهاجران مقیم اهواز، به دستور استاندار وقت، این شهر را خالی کردند و تنها ساکنان واقعیاش بودند که هشت سال [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] را با افتخار در اهواز ماندند. ندیدم کسی با صراحت بگوید: جمعیت اهواز در طول هشت سال [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ تحمیلی]] کمتر از دویست نفر بود.
خلاصه اینکه کسی ننوشت در طول هشت سال [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ تحمیلی]]، بر اهواز و مردمانش، چه گذشت! به همین خاطر بود که روزی طرح جمع آوری خاطرات بازماندگان [[هشت سال دفاع مقدس|جنگ]] در اهواز را به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارائه دادم. اما تنها جوابی که گرفتم این بود: "به طرح شما اعتباری اختصاص داده نخواهد شد. چرا که این موضوع برای مرکز اولویت ندارد. اولویت با مسائل دیگری است."