شهیداکبر انواری قلعه جوقی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
  
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
شه ی د اکبر انوار ی قلعه جوق ی فرزند ی داله به شماره شناسنامه 4244 در تار ی خ 1347/12/16 در شهر تهران و در ب ی ن خانواده ا ی مومن و متد ی ن د ی ده به جهان گشود. و ی تحص ی لاتش را تا مقطع سوم راهنما یی با موفق ی ت پشت سر گذاشت و وارد بس ی ج شد. نماز و روزه اش را ه ی چ گاه فراموش ن م ی کرد تا جا یی که م ی توانست به همه کمک م ی نمود. به خانواده بس ی ار اهم ی ت م ی داد و پسر ی مهربان و دلسوز بود. با فرا رس ی دن موعد سرباز ی به جبهه اعزام شد و در آنجا فعال ی ت ها ی ز ی اد ی انجام داد. او آر پ ی چ ی زن بود و رشادت ها و دلاور ی ها ی ز ی اد ی از خود به جا ی گذاشت تا ا ی ن که بالاخره در سال 1366 در منطقه فکه بر اثر اصابت ترکش جام شهادت را نوش ی د و به لقاء الله پ ی وست و بعد از 10 سال پ ی کرش به خانواده تحو ی ل داده شد. مزار پاک ا ی ن شه ی د گرام ی در بهشت زهرا ی تهران واقع م ی باشد.
+
شهید اکبر انواری قلعه جوقی فرزند یداله به شماره شناسنامه 4244 در تاریخ 1347/12/16 در شهر تهران و در بین خانواده ای مومن و متدین دیده به جهان گشود. وی تحصیلاتش را تا مقطع سوم راهنمایی با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد بسیج شد. نماز و روزه اش را هیچ گاه فراموش نمی کرد تا جایی که می توانست به همه کمک می نمود. به خانواده بسیار اهمیت می داد و پسری مهربان و دلسوز بود. با فرا رسیدن موعد سربازی به جبهه اعزام شد و در آنجا فعالیت های زیادی انجام داد. او آر پی چی زن بود و رشادت ها و دلاوری های زیادی از خود به جای گذاشت تا این که بالاخره در سال 1366 در منطقه فکه بر اثر اصابت ترکش جام شهادت را نوشید و به لقاء الله پیوست و بعد از 10 سال پیکرش به خانواده تحویل داده شد. مزار پاک این شهید گرامی در بهشت زهرای تهران واقع می باشد.
 
+
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
 
+
خاطره ای از زبان مادر شهید:
خاطره ا ی از زبان مادر شه ی د :
+
پسرم می خواست به جبهه برود ولی پدرش اجازه نمی داد. بعد از فوت پدرش از طریق سربازی به جبهه اعزام شد. من گفتم: من تنهایم. اکبر می گفت: خدا همیشه با توست، پس نگو من تنهام.
 
+
پسرم م ی خواست به جبهه برود ول ی پدرش اجازه نم ی داد. بعد از فوت پدرش از طر ی ق سرباز ی به جبهه اعزام شد. من گفتم: من تنها ی م . اکبر م ی گفت: خدا هم ی شه با توست، پس نگو من تنهام.
+
 
+
  
 
منبع:سایت شهدای ارتش
 
منبع:سایت شهدای ارتش
  
 
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38804
 
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38804

نسخهٔ ‏۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۶

شه ی د اکبر انوار ی قلعه جوق ی

تار ی خ تولد :1347/12/16

تار ی خ شهادت : 1366/12/21

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


زندگی نامه

شهید اکبر انواری قلعه جوقی فرزند یداله به شماره شناسنامه 4244 در تاریخ 1347/12/16 در شهر تهران و در بین خانواده ای مومن و متدین دیده به جهان گشود. وی تحصیلاتش را تا مقطع سوم راهنمایی با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد بسیج شد. نماز و روزه اش را هیچ گاه فراموش نمی کرد تا جایی که می توانست به همه کمک می نمود. به خانواده بسیار اهمیت می داد و پسری مهربان و دلسوز بود. با فرا رسیدن موعد سربازی به جبهه اعزام شد و در آنجا فعالیت های زیادی انجام داد. او آر پی چی زن بود و رشادت ها و دلاوری های زیادی از خود به جای گذاشت تا این که بالاخره در سال 1366 در منطقه فکه بر اثر اصابت ترکش جام شهادت را نوشید و به لقاء الله پیوست و بعد از 10 سال پیکرش به خانواده تحویل داده شد. مزار پاک این شهید گرامی در بهشت زهرای تهران واقع می باشد.

خاطرات

خاطره ای از زبان مادر شهید: پسرم می خواست به جبهه برود ولی پدرش اجازه نمی داد. بعد از فوت پدرش از طریق سربازی به جبهه اعزام شد. من گفتم: من تنهایم. اکبر می گفت: خدا همیشه با توست، پس نگو من تنهام.

منبع:سایت شهدای ارتش

http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38804