==زندگی نامه==
شهید شرفی در خانواده ای عشایری و در اطراف روستای سیدان-فاروق [[مرودشت ]] در خانواده ای مذهبی و دیندار به دنیا آمد و در همان کودکی با طرح اسکان عشایر در روستای کفدهک زندگی خود را ادامه داد و در همانجا به مدرسه رفت . پس از اتمام مقطع ابتدایی به [[شیراز ]] رفت و مقاطع راهنمایی ودبیرستان را با موفقیت پشت سر نهاد . در سال ۱۳۵۶ پس از اتمام مقطع تحصیلی متوسطه در رشته علوم تربیتی دانشگاه [[اصفهان ]] پذیرفته شد . در سال دوم تحصیل که همزمان با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بود ، دانشگاه ها از سوی شورای انقلاب فرهنگی تعطیل شد و شهید شرفی به عنوان دبیر حق التدریس در روستای معزآباد جابری و گلدانه کوهمره سرخی مشغول انجام وظیفه شد و در این زمان به تشویق مردم خصوصاً جوانان به شرکت در [[بسیج ]] نمود که در این رابطه چندین بار مورد تهدید خوانین قرار گرفت و یک بار نیز طرح ترور ایشان را اجرا نمودند که نافرجام ماند . پس از آن شهید در اوایل سال ۶۱ به عنوان نیروی ویژه بسیج به عضویت [[سپاه ]] در آمد و در اوایل پاییز همان سال به جبهه اعزام شد و پس از چند ماه خدمت در تاریخ [[۲۲/۱۰/۶۱ ]] در حالی که به نقل از همرزمانش مشغول وضو گرفتن بود با اصابت خمپاره در کنار تانکر آب و برخورد [[ترکش ]] آن به بدن شهید ، ایشان به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
شهید شرفی اخلاقی شایسته و اسلامی داشت ، دلسوز و مهربان بود ، علاوه بر آنکه در خانواده از نظر اخلاقی و مذهبی و رفتار و گفتار و کردار اسلامی مورد تحسین و توجه بود ، هر جایی هم که قدم می گذاشت مورد تحسین قرار می گرفت و محبوب کسانی که او را می شناختند می شد.
توجه به مستمندان و دلجویی از آنان ، پیش قدمی در کارهای خیر و عام المنفعه و تشویق مردم به رعایت حقوق همسایگان از عمده کارهای او بود . او فردی متعهد و پیرو ولایت فقیه بود ، در انجام فرائض دینی لحظه ای غفلت نمی کرد ، شبها به دور از چشم خانواده [[نماز شب ]] می خواند و تلاوت [[قرآن ]] را فراموش نمی کرد.
سفارشهای او به خانواده ، صبر و تحمل در برابر سختیها ،توصیه به انجام فرائض دینی و مانوس شدن با قرآن ، حفاظت و پاسداری از خون شهیدان و پیروی از رهبر ، گذشت وایثار و گرفتن حق مظلومان از ظالم ، رعایت حجاب اسلامی ، رعایت احترام پدر و مادر و . . . بود.
برادران ، خدا در قرآن فرموده : عسی ان تکوموا شیئا و هو خیر لکم.
چه بسیار که از چیزی کراهت دارید و در حالی که آن چیز برای شما خیر است . جنگ نیز چنین است هر چند که جنگ کراهت دارد اما جنگ ما چیز خوبی است و اثرات فوق العاده ای در زندگی ما دارد. از [[جنگ ]] هراس نداشته باشید . در این زمان امپریالیستها متحد شده اند تا نور خدا را با دهان خاموش کنند اما این را نمی دانند که این امت و رهبرش شاگردان حسین هستند و در مکتب آنها مردن وجود ندارد زیرا ما شهادت را داریم و در واژه شهادت هراس راه ندارد . ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم اعلون ان کنتم مومنین .
خدایا بنده ای از بندگانت با تو صحبت می کند و این بنده ات می داند که :
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
به این امید در این جنگ شرکت می کنم و چون دانشگاه [[حسین بن علی(ع) ]] که درسهایش ، شهادت ، آزادی ، صبر ، استقامت و پیام است شروع گشته ، این بنده گنهکار تو ، به آن دانشگاه می رود تا با یاری الله ترمهایش را پاس کند و خود را تزکیه نفس بنماید.
ای رسول تو فرمودی که : ولیکن زاد و احد منکم کزادالراکب ؛در دنیا مسافر وار زندگی کنید . با مسافر تو شه ای مختصر است منهم مسافری از دیار رنج و صبر و استقامت هستم و از این چیزی نیندوخته ام که در برابر سبیل الله سدی باشد.