شهیدسیدمحمود میر سجادی: تفاوت بین نسخهها
Bagheri9711 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «سید محمود میرسجادی تاریخ تولد : 1335/12/01 تاریخ شهادت : 1362/12/07 rId2 زندگینامه: می...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۶: | سطر ۶: | ||
| − | + | rId2 | |
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
میرسجادی، سیدمحمود : یکم اسفند ۱۳۳۵ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش سیدابوطالب، عطار بود و مادرش صفیه نام داشت . تا سوم متوسطه درس خواند . ازدواج کرد . به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد . برادرش سید ابراهیم نیز به شهادت رسیده است . | میرسجادی، سیدمحمود : یکم اسفند ۱۳۳۵ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش سیدابوطالب، عطار بود و مادرش صفیه نام داشت . تا سوم متوسطه درس خواند . ازدواج کرد . به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد . برادرش سید ابراهیم نیز به شهادت رسیده است . | ||
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
شهید، سید محمود میرسجادی : وصیت نامه ی این جانب حاج سیدمحمود میرسجادی، فرزند حاج سیدابوطالب، متولد سال ۱۳۳۵ ، که روز دوشنبه ۴/۷/۶۲ در روز عید سعید غدیرخم، در یکی از روستاهای سرپل ذهاب نوشته شد؛ وصی خودم را پدر بزرگوارم قرار می دهم . با درود بر پیامبر گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت، محمّد بن عبدالله ( ص ) بنیانگذار مکتب حیات بخش اسلام و پیشگاه اسدالله الغالب، شمس ولایت، علی بن ابیطالب ( ع ) و یازده فرزندش، به خصوص ولی الله الاعظم، حضرت بقیه الله فی الارضین، حجت بن الحسن العسکری - روحی لمقدمه الفداه - فرمانده ی کل قوای اسلام و یاور تمامی رزمندگان که جان های بی مقدار ما فدای خاک پایش باد و با سلام و درود بی کران بر نایب بی مثال آن حضرت، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، منجی بشریت امروز و نابودکننده ی ظالمان و مستکبران، فریادگر خون ابا عبد الله الحسین ( ع ) ، حضرت امام خمینی و با درود بی کران بر روان پاک همه ی شهدا - از صدر اسلام تا به امروز - خصوصاً شهدای انقلاب اسلامی ایران که جان خود را ایثار کردند، از هستی و زندگی خویش چشم پوشیدند، به ندای تَحرُّک دهنده ی امام امت لبیک گفتند و با خون سرخ و مقدس شان نهال اسلام و انقلاب را آبیاری کردند . شهادت می دهم که خدای - تبارک و تعالی - یکتاست و شریک ندارد و حضرت رسول الله، محمّد بن عبدالله ( ص ) خاتم پیامبران است و علی بن ابیطالب ( ع ) و یازده فرزندش، وصی و جانشین بحق آن حضرت می باشند . امت حزب الله و ای پدر، مادر، خواهر، برادر و همسرم ! امید است که همه ی شما این بنده ی حقیرِ گناهکار را ببخشید . پیام اول من به همه ی شما این است که تا جان در بدن دارید، ولایت فقیه را یاری کنید؛ خداوند به زندگی شما برکت نازل نماید . امروزه هرکسی و در هر لباسی که هست، این نایب بر حق حضرت مهدی ( عج ) را تنها بگذارد، مانند کسی می باشد که شب عاشورا، امام حسین ( ع ) را تنها گذاشت و خداوند این گونه انسان های دورو را نمی آمرزد . ای جوانان حزب اللهی اسلام، ای هم سنگران عزیز و ای کسانی که می خواهید در التزام رکاب حضرت مهدی ( عج ) بجنگید ! دقیقه ای جبهه ها را خالی نگذارید؛ چون کسی که عاشق می شود، برای دیدن معشوقش باید سختی بکشد و هم چون حسین ( ع ) - که تمام هستی و جوانان خود، حتی طفل شیرخواره اش را هم در راه اسلام داد و بعد از این همه مصیبت، خانواده اش را به اسارت بُردند - در این سنگرهایی که جز صفا، برادری و وحدت چیز دیگری پیدا نمی شود، جمال یار را در برگیرد و در آن لحظات خوب، با امام زمان ( عج ) سخن گوید . ... و ای امت حزب الله ! دست از دامان امام حسین ( ع ) و فرزندانش برندارید؛ چون طبق فرمایش رهبر بزرگوارمان، ما در این انقلاب مقدس هر چه داریم از ائمه اطهار و گریه بر اهل بیت داریم؛ پس نگذارید مجالس عزاداری و دعاها، خصوصاً دعای کمیل شب های جمعه، چراغش خاموش شود . صفوف نمازهای جمعه را مستحکم تر کنید تا پشت دشمنان و ابرجنایتکاران شرق و غرب بیشتر به لرزه در آید . مادر ! اگر خداوند سعادتی نصیبم کرد که مدال افتخارآمیز شهادت را بر گردنم افکند، خوشحال باش که خداوند همان افتخار را هم نصیب شما خانواده ام کرده است . فقط خواهش می کنم اگر جنازه ای از من باقی ماند، موقع تشییع جنازه ام نام امام حسین ( ع ) بُرده شود تا - در تنهایی قبر - آقا و مولایم به دادم برسد . برای همسر عزیزم؛ با سلام به تو همسر و مَحرم اسرارم ! امید است هر موقع خبر شهادت من به گوشَتْ خورد، از خدا طلب صبر کنی و دو رکعت نماز حاجت ( شُکر ) بجا آوری و به جان امام امت و همه ی رزمندگان اسلام دعا کنی . همسرم ! اگر در این مدت کوتاه وصلت مان از من خطایی سرزده است، مرا ببخش و همان طور که یک روز زباناً به شما عرض کردم، اگر از من بچه ای به دنیا آوردی و پسر بود، نامش را در شناسنامه « مهدی » بگذار و در خانه « میثم » صدایش کن، تا - ان شاء الله - بتواند میثم وار به اسلام خدمت کند و اگر دختر بود، نامش را « فاطمه » بگذار تا فردای قیامت، زهرای مرضیه ( س ) ما را شفاعت کند و از بابت وصلت کردن - بعد از من - با دیگران خود اختیار داری؛ ولی سعی کن با اجازه ی پدر بزرگوارت باشد . مقدار قرضی را که دارم، با فروختن فرش و اثاثیه ی خودم - هر چه زودتر - آن را پرداخت کن تا زیر دِیْنِ مردم نباشم . (۱۷۵۳۲۶۷) سیدمحمود میرسجادی ۳۰/۱۱/۶۲ | شهید، سید محمود میرسجادی : وصیت نامه ی این جانب حاج سیدمحمود میرسجادی، فرزند حاج سیدابوطالب، متولد سال ۱۳۳۵ ، که روز دوشنبه ۴/۷/۶۲ در روز عید سعید غدیرخم، در یکی از روستاهای سرپل ذهاب نوشته شد؛ وصی خودم را پدر بزرگوارم قرار می دهم . با درود بر پیامبر گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت، محمّد بن عبدالله ( ص ) بنیانگذار مکتب حیات بخش اسلام و پیشگاه اسدالله الغالب، شمس ولایت، علی بن ابیطالب ( ع ) و یازده فرزندش، به خصوص ولی الله الاعظم، حضرت بقیه الله فی الارضین، حجت بن الحسن العسکری - روحی لمقدمه الفداه - فرمانده ی کل قوای اسلام و یاور تمامی رزمندگان که جان های بی مقدار ما فدای خاک پایش باد و با سلام و درود بی کران بر نایب بی مثال آن حضرت، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، منجی بشریت امروز و نابودکننده ی ظالمان و مستکبران، فریادگر خون ابا عبد الله الحسین ( ع ) ، حضرت امام خمینی و با درود بی کران بر روان پاک همه ی شهدا - از صدر اسلام تا به امروز - خصوصاً شهدای انقلاب اسلامی ایران که جان خود را ایثار کردند، از هستی و زندگی خویش چشم پوشیدند، به ندای تَحرُّک دهنده ی امام امت لبیک گفتند و با خون سرخ و مقدس شان نهال اسلام و انقلاب را آبیاری کردند . شهادت می دهم که خدای - تبارک و تعالی - یکتاست و شریک ندارد و حضرت رسول الله، محمّد بن عبدالله ( ص ) خاتم پیامبران است و علی بن ابیطالب ( ع ) و یازده فرزندش، وصی و جانشین بحق آن حضرت می باشند . امت حزب الله و ای پدر، مادر، خواهر، برادر و همسرم ! امید است که همه ی شما این بنده ی حقیرِ گناهکار را ببخشید . پیام اول من به همه ی شما این است که تا جان در بدن دارید، ولایت فقیه را یاری کنید؛ خداوند به زندگی شما برکت نازل نماید . امروزه هرکسی و در هر لباسی که هست، این نایب بر حق حضرت مهدی ( عج ) را تنها بگذارد، مانند کسی می باشد که شب عاشورا، امام حسین ( ع ) را تنها گذاشت و خداوند این گونه انسان های دورو را نمی آمرزد . ای جوانان حزب اللهی اسلام، ای هم سنگران عزیز و ای کسانی که می خواهید در التزام رکاب حضرت مهدی ( عج ) بجنگید ! دقیقه ای جبهه ها را خالی نگذارید؛ چون کسی که عاشق می شود، برای دیدن معشوقش باید سختی بکشد و هم چون حسین ( ع ) - که تمام هستی و جوانان خود، حتی طفل شیرخواره اش را هم در راه اسلام داد و بعد از این همه مصیبت، خانواده اش را به اسارت بُردند - در این سنگرهایی که جز صفا، برادری و وحدت چیز دیگری پیدا نمی شود، جمال یار را در برگیرد و در آن لحظات خوب، با امام زمان ( عج ) سخن گوید . ... و ای امت حزب الله ! دست از دامان امام حسین ( ع ) و فرزندانش برندارید؛ چون طبق فرمایش رهبر بزرگوارمان، ما در این انقلاب مقدس هر چه داریم از ائمه اطهار و گریه بر اهل بیت داریم؛ پس نگذارید مجالس عزاداری و دعاها، خصوصاً دعای کمیل شب های جمعه، چراغش خاموش شود . صفوف نمازهای جمعه را مستحکم تر کنید تا پشت دشمنان و ابرجنایتکاران شرق و غرب بیشتر به لرزه در آید . مادر ! اگر خداوند سعادتی نصیبم کرد که مدال افتخارآمیز شهادت را بر گردنم افکند، خوشحال باش که خداوند همان افتخار را هم نصیب شما خانواده ام کرده است . فقط خواهش می کنم اگر جنازه ای از من باقی ماند، موقع تشییع جنازه ام نام امام حسین ( ع ) بُرده شود تا - در تنهایی قبر - آقا و مولایم به دادم برسد . برای همسر عزیزم؛ با سلام به تو همسر و مَحرم اسرارم ! امید است هر موقع خبر شهادت من به گوشَتْ خورد، از خدا طلب صبر کنی و دو رکعت نماز حاجت ( شُکر ) بجا آوری و به جان امام امت و همه ی رزمندگان اسلام دعا کنی . همسرم ! اگر در این مدت کوتاه وصلت مان از من خطایی سرزده است، مرا ببخش و همان طور که یک روز زباناً به شما عرض کردم، اگر از من بچه ای به دنیا آوردی و پسر بود، نامش را در شناسنامه « مهدی » بگذار و در خانه « میثم » صدایش کن، تا - ان شاء الله - بتواند میثم وار به اسلام خدمت کند و اگر دختر بود، نامش را « فاطمه » بگذار تا فردای قیامت، زهرای مرضیه ( س ) ما را شفاعت کند و از بابت وصلت کردن - بعد از من - با دیگران خود اختیار داری؛ ولی سعی کن با اجازه ی پدر بزرگوارت باشد . مقدار قرضی را که دارم، با فروختن فرش و اثاثیه ی خودم - هر چه زودتر - آن را پرداخت کن تا زیر دِیْنِ مردم نباشم . (۱۷۵۳۲۶۷) سیدمحمود میرسجادی ۳۰/۱۱/۶۲ | ||
| − | منبع | + | ==منبع== |
| + | سایت شهدای ارتش | ||
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1020 | http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1020 | ||
نسخهٔ ۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۴
سید محمود میرسجادی
تاریخ تولد : 1335/12/01
تاریخ شهادت : 1362/12/07
rId2
زندگینامه
میرسجادی، سیدمحمود : یکم اسفند ۱۳۳۵ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش سیدابوطالب، عطار بود و مادرش صفیه نام داشت . تا سوم متوسطه درس خواند . ازدواج کرد . به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد . برادرش سید ابراهیم نیز به شهادت رسیده است .
وصیت نامه
شهید، سید محمود میرسجادی : وصیت نامه ی این جانب حاج سیدمحمود میرسجادی، فرزند حاج سیدابوطالب، متولد سال ۱۳۳۵ ، که روز دوشنبه ۴/۷/۶۲ در روز عید سعید غدیرخم، در یکی از روستاهای سرپل ذهاب نوشته شد؛ وصی خودم را پدر بزرگوارم قرار می دهم . با درود بر پیامبر گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت، محمّد بن عبدالله ( ص ) بنیانگذار مکتب حیات بخش اسلام و پیشگاه اسدالله الغالب، شمس ولایت، علی بن ابیطالب ( ع ) و یازده فرزندش، به خصوص ولی الله الاعظم، حضرت بقیه الله فی الارضین، حجت بن الحسن العسکری - روحی لمقدمه الفداه - فرمانده ی کل قوای اسلام و یاور تمامی رزمندگان که جان های بی مقدار ما فدای خاک پایش باد و با سلام و درود بی کران بر نایب بی مثال آن حضرت، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، منجی بشریت امروز و نابودکننده ی ظالمان و مستکبران، فریادگر خون ابا عبد الله الحسین ( ع ) ، حضرت امام خمینی و با درود بی کران بر روان پاک همه ی شهدا - از صدر اسلام تا به امروز - خصوصاً شهدای انقلاب اسلامی ایران که جان خود را ایثار کردند، از هستی و زندگی خویش چشم پوشیدند، به ندای تَحرُّک دهنده ی امام امت لبیک گفتند و با خون سرخ و مقدس شان نهال اسلام و انقلاب را آبیاری کردند . شهادت می دهم که خدای - تبارک و تعالی - یکتاست و شریک ندارد و حضرت رسول الله، محمّد بن عبدالله ( ص ) خاتم پیامبران است و علی بن ابیطالب ( ع ) و یازده فرزندش، وصی و جانشین بحق آن حضرت می باشند . امت حزب الله و ای پدر، مادر، خواهر، برادر و همسرم ! امید است که همه ی شما این بنده ی حقیرِ گناهکار را ببخشید . پیام اول من به همه ی شما این است که تا جان در بدن دارید، ولایت فقیه را یاری کنید؛ خداوند به زندگی شما برکت نازل نماید . امروزه هرکسی و در هر لباسی که هست، این نایب بر حق حضرت مهدی ( عج ) را تنها بگذارد، مانند کسی می باشد که شب عاشورا، امام حسین ( ع ) را تنها گذاشت و خداوند این گونه انسان های دورو را نمی آمرزد . ای جوانان حزب اللهی اسلام، ای هم سنگران عزیز و ای کسانی که می خواهید در التزام رکاب حضرت مهدی ( عج ) بجنگید ! دقیقه ای جبهه ها را خالی نگذارید؛ چون کسی که عاشق می شود، برای دیدن معشوقش باید سختی بکشد و هم چون حسین ( ع ) - که تمام هستی و جوانان خود، حتی طفل شیرخواره اش را هم در راه اسلام داد و بعد از این همه مصیبت، خانواده اش را به اسارت بُردند - در این سنگرهایی که جز صفا، برادری و وحدت چیز دیگری پیدا نمی شود، جمال یار را در برگیرد و در آن لحظات خوب، با امام زمان ( عج ) سخن گوید . ... و ای امت حزب الله ! دست از دامان امام حسین ( ع ) و فرزندانش برندارید؛ چون طبق فرمایش رهبر بزرگوارمان، ما در این انقلاب مقدس هر چه داریم از ائمه اطهار و گریه بر اهل بیت داریم؛ پس نگذارید مجالس عزاداری و دعاها، خصوصاً دعای کمیل شب های جمعه، چراغش خاموش شود . صفوف نمازهای جمعه را مستحکم تر کنید تا پشت دشمنان و ابرجنایتکاران شرق و غرب بیشتر به لرزه در آید . مادر ! اگر خداوند سعادتی نصیبم کرد که مدال افتخارآمیز شهادت را بر گردنم افکند، خوشحال باش که خداوند همان افتخار را هم نصیب شما خانواده ام کرده است . فقط خواهش می کنم اگر جنازه ای از من باقی ماند، موقع تشییع جنازه ام نام امام حسین ( ع ) بُرده شود تا - در تنهایی قبر - آقا و مولایم به دادم برسد . برای همسر عزیزم؛ با سلام به تو همسر و مَحرم اسرارم ! امید است هر موقع خبر شهادت من به گوشَتْ خورد، از خدا طلب صبر کنی و دو رکعت نماز حاجت ( شُکر ) بجا آوری و به جان امام امت و همه ی رزمندگان اسلام دعا کنی . همسرم ! اگر در این مدت کوتاه وصلت مان از من خطایی سرزده است، مرا ببخش و همان طور که یک روز زباناً به شما عرض کردم، اگر از من بچه ای به دنیا آوردی و پسر بود، نامش را در شناسنامه « مهدی » بگذار و در خانه « میثم » صدایش کن، تا - ان شاء الله - بتواند میثم وار به اسلام خدمت کند و اگر دختر بود، نامش را « فاطمه » بگذار تا فردای قیامت، زهرای مرضیه ( س ) ما را شفاعت کند و از بابت وصلت کردن - بعد از من - با دیگران خود اختیار داری؛ ولی سعی کن با اجازه ی پدر بزرگوارت باشد . مقدار قرضی را که دارم، با فروختن فرش و اثاثیه ی خودم - هر چه زودتر - آن را پرداخت کن تا زیر دِیْنِ مردم نباشم . (۱۷۵۳۲۶۷) سیدمحمود میرسجادی ۳۰/۱۱/۶۲
منبع
سایت شهدای ارتش