شهید جهانبخش دهقانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۵۷: سطر ۵۷:
  
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40355 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40355
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ ‏۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۹

شهید جهانبخش دهقانی

تاریخ تولد :1345/08/04

تاریخ شهادت : 1365/10/24

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز – عباسی


زندگی نامه

شهید جهانبخش دهقانی در سال 1341 در روستای بورکی علیا در خانواده ای مذهبی پا به عرصه وجود نهاد. دوران ابتدائی را در زادگاهش با موفقیت به اتمام رسانید . به علت محدود بودن امکانات در روستا، جهت ادامه تحصیل راهی کنارتخته شد و روزانه چندین بار 6 الی 7 کیلومتر راه را در سرما و گرما طی می نمود .

از همان کودکی برای رسیدن به هدفش از هیچ کوششی دریغ نداشت. با وجود مشکلات بسیار، دوران راهنمائی را به پایان رسانده و جهت ادامه تحصیل، عازم شهر کازرون شد و در رشته اقتصاد در دبیرستان شهید مطهری مشغول تحصیل گردید .

در دوران تحصیلیش، هم چنانکه دانش آموز ممتازی بود، در صحنه دیانت و سیاست هم خاری در چشم ملحدان و منافقین بوده و سربازی فداکار در سنگر مدرسه بود .

با اخذ مدرک دیپلم اقتصاد، فارغ التحصیل شد و به زادگاهش برگشته و شروع به تبلیغات اسلامی و مذهبی کرده و مردم روستا را با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی آشنا می نمود تا در خط انقلاب اسلامی حرکت کنند .

در همین اوقات بود که به وسیله ارگان های مسئول، به خدمت مقدس سربازی فراخوانده شد و با شور و شوق فراوان که از ایمان و تقوای او سرچشمه می گرفت ندای مسئولین را لبیک گفته و وارد پادگان آموزشی کرمان گردید .

پس از طی مدت 2 ماه آموزش، با جمعی از دوستانش داوطلبانه راهی اهواز شده و به لشکر 92 زرهی اهواز تیپ 3 پیوست و در دو عملیات مهم شرکت نمود که در مرتبه اول، تپه های الله اکبر را از وجود مزدوران بعثی پاک نمودند و در وهله دوم، امان را از دشمن گرفته و به مواضع آنها در گلستان شهدای بستان حمله ور گردیده و در این عملیات، پیروزمندانه دشمن را به عقب راندند .

عملیات بزرگ فتح المبین فرا رسید و جهانبخش با تجربه و تخصص های زیادی که به دست آورده بود، عاشقانه به سوی عملیات شتافت و با لطف خداوند متعال، این عملیات نیز با موفقیت کامل انجام شد .

یاور مخلص امام و ایثارگر قهرمان، چند روزی جهت ملاقات با خانواده و بستگان به مرخصی آمد و در این مدت، اهالی روستا و خانواده خود را از رشادت های بی دریغ رزمندگان آگاه نمود .

دو روز قبل از اتمام مرخصی با عزم راسخ، عازم مناطق جنگی شده و در همین حال بود که عملیات علی ابن ابی طالب 7 شروع شد و در سنگر نفر بر پی ـ ام ـ پی ، با دلی سرشار از نور ایمان، چنان مزدوران عراقی را تار و مار نمودند که از خاک ایران بیرون رفته و در خاک خود عقب نشینی کردند .

سرانجام رشادت های فراوان این دلیر مردان، خشم دشمن را برافروخت تا جایی که نفربر آن ها مورد هدف قرار گرفت و جهانبخش که عشق و ایمان به خدا در وجودش تجلی نموده بود، با جبهه های نبرد وداع کرده و به کاروان شهدای دلباخته اسلام پوست .




وصیت نامه

فرازهایی از وصیت نامه :

دورود فراوان بر روان پاک شهدای اسلام و انقلاب و امام عزیز .

پدر و مادر گرامی ! از شما خواهشمندم که در مرگ من گریه و زاری نکنید و بدانید که من خود، راه خود را پیدا کردم و همانا یاری دادن به اسلام و مسلمین، بر هر فرد مسلمانی واجب است و شهادت آرزوی تمام عاشقان الله است. اگر میسر بود، مرا در وطنم به خاک بسپارید .

برادران و خواهران عزیزم ! رسالت سنگین شهیدان را به گوش تمامی عاشقان برسانید و از یاری کردن اسلام و جمهوری اسلامی کوتاهی نفرمایید .

سلام مرا به تمام دوستان و آشنایان برسانید و با همگی خداحافظی می کنم.


خاطرات

خاطره ای از مادر شهید :

شهید بسیار عاشق شهادت بود و به او الهام شده بود که شهید می شود. زمانی که ایشان به مرخصی آمده بود با دوستش برای اصلاح موی سر به خشت رفت و در طول مسیر، سری به گلزار شهدای خشت زده بود. پس از زیارت قبور شهدا، ایشان وارد قبری که از قبل درآورده بودند شده و گفته بود : این قبر اندازه من است. تا ببینم که این خانه قشنگ، نصیب چه کسی بشود.


[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش