بسم الله الرحمن الرحیم
. . . به نام او ، به نام خدایی که از اوییم ، برای اوییم ، هستیم برای اوست ، رفتنم برای اوست و بازگشتم به سوی اوست . . . بار دیگر طاق نصرت حقوق بشر را با استخوان های شکسته و اندام آذین بستند ، آنگاه سقف شب را شکافتند بر این امید که نور را در زیر آوارهای سنگین سیاهی و ظلمت بشکنند ، اما ستاره های آسمان سرخ [[شهادت]] ، شهاب وار جوشن شب را دریدند و تا فتح کامل دروازه های صبح رکاب زدند و به لقاءاله پیوستند و همچنان در سراشیبی و فراز تاریخ زندگی ملل مختلف به لقاءاله می پیوندند . این چنین توطئه های جهان خواران بین المللی برای نابودی ، امید و جرقه ای که در این آسمان سیاه زندگی مستضعفان در رنج نگه داشته شده پیدا شده است آغاز می شود ، اما دیری نمی گذرد که این جرقه فتیله را در عرض چند ماه می پیماید و به انبار باروت خشم انسان های خسته از سلطه بیگانگان می رسد و انفجار آغاز می شود . . . انفجاری که شراره های آتش آن دامان خصم را گرفته می رود تا دودمان پلید بعث و [[بعثیان ]] را در هم پیچد . . . مادر عزیز بیدار باش که شهادت من تو را از هدف باز نایستاند . . . [[زینب ]]وار کوله بار مصیبت را به دوش بکش و رسالت [[شهیدان ]] را به هر کوی و برزن بانگ بزن و برسان و تو پدرم ثابت قدم و استوار پیش برو و گمان مبر که شهیدان مرده اند که شهید شاهد است و جاودانه ، شاهدی بر ظلم ابرقدرت ها که هر روزه بر مردم محروم سرخپوست [[آمریکایی ]] ، سیاه پوستان [[آفریقایی ]] ، عرب مستضعف ، مسلمانان در ضعف نگه داشته شده و ستم دیده [[فلسطین ]] می رود است و شما خواهرم تو در تمام سختی ها و مشکلات راهگشای من بودی . از تو می خواهم که زینب وار با ناملایمات دست و پنجه نرم کنی و شما ای برادرانم از شما می خواهم که صبر داشته باشید و امیدوارم که همگی بر خط [[اسلام ]] و پیرو [[ولایت فقیه ]] باشید . در شهادتم گریه نکنید که نشانه سستی و ضعف است که دشمن شاد کن است . شاد باشید که من با عروس زیبای شهادت ازدواج کرده ام و به آرزوی دیرینه خود رسیده ام . امیدوارم که خداوند این قربانی را از ما قبول کند .
والسلام
ابراهیم خباز