==زندگی نامه==
[[شهید حسن ميرزائي ميرزایی مقدم]] به سال [[1343]] در شهر كاشمر ديده به جهان گشود. .با ورود به سن 7سالگ ی دوران ابتدائی و راهنمايي را در مدرسهای در همان شهرستان به اتمام رساند. پس از اتمام دورهی ابتدایی و راهنمايي شهید بواسطهی اوضاع نابسامان مالی و شرایط سخت معیشتی در جستجوی موقعیت بهتر شغلی به تهران نقل مکان نمود و به كار و تلاش پرداخت و درآمدش را براي خانواده¬اش ميفرستاد. هم¬زمان با آغاز شعله¬هاي خشم و خروش انقلابي مردم ايران، به صف انقلابيون پيوست و به فعاليت عليه رژيم پرداخت. در اين راه، يك بار نيز به چنگ مأموران امنيتي رژيم افتاد و مورد ضرب و شتم آنان قرارگرفت. [[شهید]] خیلی آرام بود و با همه با احترام صحبت می کرد و هرگز با مادر و پدرش با صدای بلند صحبت نمی کرد . بیشتر اوقات فراغتش را با مطالعهی کتاب سپری می کرد . او با لحاظ کردن [[امر به معروف و نهی از منکر]]، در مورد جریانات و رفتارهای انحرافی خیلی حساس بود و در برابر آنها واکنش نشان می داد . او نزد دوستان و اقوام از محبوبیت خاصی برخوردار بود. او به تأسی از رهبر فرزانه انقلاب حضرت [[حضرت امام خمینی (ره)]] بزرگترین آرزویش پیروزی [[انقلاب]] و برافراشته شدن پرچم [[جمهوری اسلامی ایران]] در دنیا بود .همیشه [[نماز]]ش را اول وقت می خواند و [[روزه]]هایش هرگز قضا نمی شد. از بچگی به [[قرآن]] علاقه داشت بعد از نمازش همیشه چند آیهی قرآن را قرائت می کرد . توصیهی همیشگیاش به خواهرانش حفظ [[حجاب]]، ادای نماز اول وقت، توکل به خداوند درتمامی امور زندگی و پشتیبانی از امام و انقلاب در تمامی اوقات بود. شهید با رسیدن به ایام مشمولیت قانون نظام وظیفه، مشتاقانه به کسوت [[سربازی]] درآمد. پس از سپری شدن ایام دورهی آموزشی به منطقهی عملیاتی اعزام شد. بالاخره ایشان در تاریخ در تاريخ 30/09/1363 در [[جزيزه¬ي مجنون]] مورد اصابت گلولهي دشمن قرارگرفت و به فيض شهادت نائل آمد. پيكر پاكش پس از تشييع در كاشمر، در جوار آرامگاه سيدحمزه(ع) بهخاك سپرده شد. روحش با معصومین محشور و یادش جاودان باد<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37267 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />