</gallery>
== خاطرات ==
*اول نماز را بخوانیم
همیشه هرکجا که بود تا صدای اذان را میشنید نمازش رو میخواند.
حتی گاهی اوقات در جلسات در حین حرف زدن بوده و تا صدای اذان به گوشش میرسید انگار ملائک در گوشش صدایش کردند به ارامی بلند میشد و از همه ما می خواست اول نماز را بخوانیم وبعد به کار ادامه میدهیم .
به مادرش فوق العاده علاقه داشت ،در بسیاری از کارها به خصوص دینش از مادرش کسب تکلیف میکرد،او تمام این اعتقاد ودین و بصیرت را از مادرش گرفته بود.
<ref>برگرفته از مصاحبه با دوستان شهید در حزب الله</ref>
==پانویس ها==