ویرایش‌ها

شهیدادیک نرسسیان قلعه ملکی

۱۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۷
*ادیک نرسسیان قلعه ملکی
*تولد
سال ۱۳۳۹ در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدائي و راهنمايي خود را در مدرسه تونيان گذرانده و پس از پايان دوره دوم متوسطه در دبيرستان طوماسيان، در رشته رياضي فيزيك، فارغ التحصيل گرديد. وي پس از شركت در امتحانات كنكور سراسر همان سال، در دو رشته الكترونيك (دانشگاه شيراز) و برق(دانشگاه تهران) پذيرفته گرديد.
*حضور در جبهه
با شروع جنگ تحميلي و تعطيلي دانشگاه‌ها، پس از دو ترم تحصيل در دانشگاه، تصميم به كار گرفته و به‌عنوان دبير در مدرسه راهنمايي سوقومونيان، مشغول به كار گشت. بعد از پنج سال تدريس و بازگشايي دانشگاهها و اعلام سازمان آموزش عالي مبني بر ادامه تحصيل دانشجويان، باوجود اصرار والدين، وي خدمت مقدس سربازي را انتخاب کرد.
*شهادت
روز اول ماه بود كه رفت. در روز پنجم اديك عزيزم پس از حدود ۱۸ ماه خدمت به شهادت رسيد و صبح هشتم مهر۱۳۶۲ نيز پيكر او را آوردند. بعدازظهر همان روز نيز او را به خاك سپرديم....
*روز تشییع ادیک
مادرش روز تشییع پیکر ادیک را اینگونه بیان می کند:
*تفقد رهبر معظم انقلاب
مقام معظم رهبري، حضرت آیت‌الله خامنه اي با حضور مبارك خويش در منزل شهيد از خانواده ايشان ديدار داشته و خانواده شهيد اديك نرسسيان را مورد دلجويي و تفقد قرار داده اند.
==خاطرات==
در اين محله، يا هرجاي ديگر راجع به اديك سؤال كنيد، آنها به شما از خوبي او خواهند گفت. آن‌ها، بيشتر از من راجع به اديك به شما خواهند گفت.
*← شهید ملی
اديك پسر عاقل، خوب و مهرباني بود. من داراي ۵ فرزند بودم: ۳ پسر و ۲ دختر. اديك بچه سوم من بود. ماركار اولين فرزندم بود و خيلي هم شلوغ! فرزند دوم، دختر بود و اديك، فرزند سوم، انگار هديه خدا بود. پسر بسيار بامحبت، خوب، عاقل و مايه سرافرازي خانواده ما بود و * با همان غرور نيز، از ما جدا شد. او ورزشكار بوده و عضو گروه واليبال بود. باوجود جواني، او از تمام جوانب، يك انسان به‌تمام‌معنا بود و من مي‌توانم بگويم كه او يك شهيد ملي بود. اديك فردي نبوده كه به تكريم و بزرگداشت نياز داشته باشد: ما به خاطر وجود شهيدان است كه زنده هستيم.
اديك پسر سربه‌راه و مرتبي بود. تمام بچه هاي من این‌طور هستند (هر سه پسرم). من از خانواده فقيري بوده ام، ولي به‌واسطه وجود فرزندانم، خيلي به خود مي‌بالم. آنها باعث غرور و سربلندي من بودهاند. من پيش هر فردي هم كه بوده ام، اگرچه نمي‌توانستم خوب حرف بزنم، ليكن به خاطر بچه ها هميشه از تمام جهات سربلند بودم، ماركار (نرسسيان)، سال‌ها عضو گروه فوتبال بوده و اديك نيز در گروه واليبال بازي مي‌كرد. او در تمام طول زندگي، بچه سربه‌راه و آرامي بود. او از سن خودش خيلي بزرگ‌تر بود، يعني خيلي بيشتر از سن خودش مي‌فهميد. الآن شما در اين محله، يا هرجاي ديگر راجع به اديك سؤال كنيد، آنها به شما از خوبي او خواهند گفت. آن‌ها، بيشتر از من راجع به اديك به شما خواهند گفت. او براي همه شناخته‌شده بود و هیچ‌وقت مسئله اي برايم به وجود نياورد كه باعث نگراني من شود. من نمي‌توانم آن‌طور كه بايد از اديك بگويم يا از كلماتي استفاده كنم كه لايق وي باشد.
شهيد بزرگوار قبل از شهادت نوشته بود: اگر من شهيد شدم، مادرم وارث من هست.
۱٬۴۲۸
ویرایش