شهید یوسف علی محمدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید یوسف علی محمدی تاریخ تولد : 1341/06/04 تاریخ شهادت : 1360/12/15 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد)
 
(زندگی نامه)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهید یوسف علی محمدی
+
[[شهید]] [[یوسف علی محمدی]]
  
تاریخ تولد : 1341/06/04  
+
تاریخ تولد : [[1341/06/04]]
تاریخ شهادت : 1360/12/15
+
تاریخ شهادت : [[1360/12/15]]
  
 
محل شهادت : نامشخص  
 
محل شهادت : نامشخص  
سطر ۹: سطر ۹:
 
  rId5
 
  rId5
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
  
شهید محمد در سال 1341 در روستای آصف‌آباد در یک خانواده‌ی روستایی چشم به هستی گشود. خانواده‌ی‌ با ایمانش از همان ایام کودکی طوری او را بزرگ کردند که فرزندشان در آینده برای مسلمانان و اسلام مفید باشد. با اینکه خودشان سواد نداشتند سعی می‌کردند فرزندشان درس بخواند و با سواد شود. آنان با تحمل سختی‌ها مسیر اشتغال به تحصیل فرزندشان را هموار کردند.‌ ‌ با رسیدن به سن 7 سالگی با وجود تمام مشقات و مشکلاتی که برای تحصیل روستائیان شریف بعلت بی‌بند و باری رژیم منحوس پهلوی و عدم توجه به امر آموزش روستائیان ساده‌زیست وجود داشت، راهی دبستان شد. تحصیلات مقطع ابتدائی را در همان روستا با حداقل امکانات موجود با موفقیت به پایان برد. او برای ادامه‌ی تحصیل در مقطع راهنمایی به شهر رفت.‌ اما از آنجایی که تنگدستی و ‌تلاش انفرادی پدرش ‌برای امرار معاش کافی نبود. او برای کمک به وضعیت اقتصادی و معیشت خانواده ‌بیش از دو سال نتوانست به تحصیل در دوره‌ی راهنمایی ادامه دهد و به روستا بازگشت تا به پدر را در کارهای مزرعه و کشاورزی یاری نماید . شهید بزرگوار طی دوران تحصیل پیوسته به پدرش کمک و با او در امور طاقت‌فرسای کشاورزی همکاری می‌کرد. او‌ فرد مودب و محترمی بود. ایشان خود را در دل همگان جا کرده‌ بود و همه‌ی اقوام، بستگان، دوستان و آشنایان برایش احترام خاصی قائل بودند. بعضی مواقع علاوه بر کار کشاورزی به بنایی نیز مبادرت می‌ورزید‌ و از این طریق نیز برای خود و خانواده‌اش درآمدی جهت ادامه‌ی تحصیل و گذران زندگی کسب می‌نمود. همیشه سعی داشت حق و عدالت را در زندگی رعایت کند‌ و هر جا که بر کسی ظلمی می‌شد بسیار آشفته می‌شد و می‌گفت: خدایا شر ظالمین را از سر مظلومین کوتاه کن. ‌ در مدت تحصیل با همه مهربان بود و همه او را دوست داشتند. ‌ حتی آموزگاران نیز از اخلاق و رفتار شایسته‌ی وی تعریف و تمجید می‌نمودند. در ایامی که کم‌کم مخالفتها با رژیم پهلوی شروع شد ایشان همراه دوستانش ‌‌به شعارنویسی بر در و دیوار روستا می‌پرداخت. ا‌و بدین طریق در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن آن تلاش می‌کرد. پس از انقلاب و تشکیل بسیج مستضعفان به فرمان امام خمینی(ره) در اردوهایی که از طرف آن نهاد انقلابی تشکیل می‌شد شرکت می‌نمود. ‌در هر مجلس و محفلی که شرکت می‌کرد، به شفاف‌سازی و روشن‌گری نسبت به نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌پرداخت‌ . با شروع جنگ تحمیلی عر‌اق بر علیه ایران و رسیدن سن مشمولیت، شهید با اینکه می‌توانست در محیط امن و آرام روستا به زندگی بدون دغدغه‌ی خویش ادامه دهد، ولی امنیت کیان اسلامی را برآ سایش خود ترجیح داد و داوطلبانه به خدمت سربازی رفت. او پس از سپری نمودن دوره‌ی آموزشی با علاقه‌ی زیاد برای سرکوب دشمنان به مناطق عملیاتی رفت و شجاعانه در جبهه‌های حق علیه باطل حاضر شد و با کفار جنگید . تا اینکه سرانجام درتاریخ 05/12/1360 سرش را در همین راه باخت و کلمه‌ی سربازی را با باختن جان در راه خدا‌ معنا بخشید . راهش پر رهرو و یادش گرامی باد
+
شهید محمد در سال [[1341]] در روستای آصف‌آباد در یک خانواده‌ی روستایی چشم به هستی گشود. خانواده‌ی‌ با ایمانش از همان ایام کودکی طوری او را بزرگ کردند که فرزندشان در آینده برای مسلمانان و اسلام مفید باشد. با اینکه خودشان سواد نداشتند سعی می‌کردند فرزندشان درس بخواند و با سواد شود. آنان با تحمل سختی‌ها مسیر اشتغال به تحصیل فرزندشان را هموار کردند.‌ ‌ با رسیدن به سن 7 سالگی با وجود تمام مشقات و مشکلاتی که برای تحصیل روستائیان شریف بعلت بی‌بند و باری رژیم منحوس پهلوی و عدم توجه به امر آموزش روستائیان ساده‌زیست وجود داشت، راهی دبستان شد. تحصیلات مقطع ابتدائی را در همان روستا با حداقل امکانات موجود با موفقیت به پایان برد. او برای ادامه‌ی تحصیل در مقطع راهنمایی به شهر رفت.‌ اما از آنجایی که تنگدستی و ‌تلاش انفرادی پدرش ‌برای امرار معاش کافی نبود. او برای کمک به وضعیت اقتصادی و معیشت خانواده ‌بیش از دو سال نتوانست به تحصیل در دوره‌ی راهنمایی ادامه دهد و به روستا بازگشت تا به پدر را در کارهای مزرعه و کشاورزی یاری نماید . شهید بزرگوار طی دوران تحصیل پیوسته به پدرش کمک و با او در امور طاقت‌فرسای کشاورزی همکاری می‌کرد. او‌ فرد مودب و محترمی بود. ایشان خود را در دل همگان جا کرده‌ بود و همه‌ی اقوام، بستگان، دوستان و آشنایان برایش احترام خاصی قائل بودند. بعضی مواقع علاوه بر کار کشاورزی به بنایی نیز مبادرت می‌ورزید‌ و از این طریق نیز برای خود و خانواده‌اش درآمدی جهت ادامه‌ی تحصیل و گذران زندگی کسب می‌نمود. همیشه سعی داشت حق و عدالت را در زندگی رعایت کند‌ و هر جا که بر کسی ظلمی می‌شد بسیار آشفته می‌شد و می‌گفت: خدایا شر ظالمین را از سر مظلومین کوتاه کن. ‌ در مدت تحصیل با همه مهربان بود و همه او را دوست داشتند. ‌ حتی آموزگاران نیز از اخلاق و رفتار شایسته‌ی وی تعریف و تمجید می‌نمودند. در ایامی که کم‌کم مخالفتها با رژیم پهلوی شروع شد ایشان همراه دوستانش ‌‌به شعارنویسی بر در و دیوار روستا می‌پرداخت. ا‌و بدین طریق در پیشبرد اهداف [[انقلاب اسلامی]] و به ثمر رسیدن آن تلاش می‌کرد. پس از انقلاب و تشکیل [[بسیج مستضعفان]] به فرمان [[امام خمینی(ره)]] در اردوهایی که از طرف آن نهاد انقلابی تشکیل می‌شد شرکت می‌نمود. ‌در هر مجلس و محفلی که شرکت می‌کرد، به شفاف‌سازی و روشن‌گری نسبت به نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌پرداخت‌ . با شروع [[جنگ تحمیلی]] عر‌اق بر علیه [[ایران]] و رسیدن سن مشمولیت، شهید با اینکه می‌توانست در محیط امن و آرام روستا به زندگی بدون دغدغه‌ی خویش ادامه دهد، ولی امنیت کیان اسلامی را بر آسایش خود ترجیح داد و داوطلبانه به [[خدمت سربازی]] رفت. او پس از سپری نمودن دوره‌ی آموزشی با علاقه‌ی زیاد برای سرکوب دشمنان به مناطق عملیاتی رفت و شجاعانه در جبهه‌های حق علیه باطل حاضر شد و با کفار جنگید . تا اینکه سرانجام درتاریخ 05/12/1360 سرش را در همین راه باخت و کلمه‌ی سربازی را با باختن جان در راه خدا‌ معنا بخشید . راهش پر رهرو و یادش گرامی باد
  
منبع سایت شهدای ارتش
+
<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/29713 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/29713
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۷

شهید یوسف علی محمدی

تاریخ تولد : 1341/06/04 تاریخ شهادت : 1360/12/15

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان رضوی - سرخس - اصف اباد

rId5

زندگی نامه

شهید محمد در سال 1341 در روستای آصف‌آباد در یک خانواده‌ی روستایی چشم به هستی گشود. خانواده‌ی‌ با ایمانش از همان ایام کودکی طوری او را بزرگ کردند که فرزندشان در آینده برای مسلمانان و اسلام مفید باشد. با اینکه خودشان سواد نداشتند سعی می‌کردند فرزندشان درس بخواند و با سواد شود. آنان با تحمل سختی‌ها مسیر اشتغال به تحصیل فرزندشان را هموار کردند.‌ ‌ با رسیدن به سن 7 سالگی با وجود تمام مشقات و مشکلاتی که برای تحصیل روستائیان شریف بعلت بی‌بند و باری رژیم منحوس پهلوی و عدم توجه به امر آموزش روستائیان ساده‌زیست وجود داشت، راهی دبستان شد. تحصیلات مقطع ابتدائی را در همان روستا با حداقل امکانات موجود با موفقیت به پایان برد. او برای ادامه‌ی تحصیل در مقطع راهنمایی به شهر رفت.‌ اما از آنجایی که تنگدستی و ‌تلاش انفرادی پدرش ‌برای امرار معاش کافی نبود. او برای کمک به وضعیت اقتصادی و معیشت خانواده ‌بیش از دو سال نتوانست به تحصیل در دوره‌ی راهنمایی ادامه دهد و به روستا بازگشت تا به پدر را در کارهای مزرعه و کشاورزی یاری نماید . شهید بزرگوار طی دوران تحصیل پیوسته به پدرش کمک و با او در امور طاقت‌فرسای کشاورزی همکاری می‌کرد. او‌ فرد مودب و محترمی بود. ایشان خود را در دل همگان جا کرده‌ بود و همه‌ی اقوام، بستگان، دوستان و آشنایان برایش احترام خاصی قائل بودند. بعضی مواقع علاوه بر کار کشاورزی به بنایی نیز مبادرت می‌ورزید‌ و از این طریق نیز برای خود و خانواده‌اش درآمدی جهت ادامه‌ی تحصیل و گذران زندگی کسب می‌نمود. همیشه سعی داشت حق و عدالت را در زندگی رعایت کند‌ و هر جا که بر کسی ظلمی می‌شد بسیار آشفته می‌شد و می‌گفت: خدایا شر ظالمین را از سر مظلومین کوتاه کن. ‌ در مدت تحصیل با همه مهربان بود و همه او را دوست داشتند. ‌ حتی آموزگاران نیز از اخلاق و رفتار شایسته‌ی وی تعریف و تمجید می‌نمودند. در ایامی که کم‌کم مخالفتها با رژیم پهلوی شروع شد ایشان همراه دوستانش ‌‌به شعارنویسی بر در و دیوار روستا می‌پرداخت. ا‌و بدین طریق در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن آن تلاش می‌کرد. پس از انقلاب و تشکیل بسیج مستضعفان به فرمان امام خمینی(ره) در اردوهایی که از طرف آن نهاد انقلابی تشکیل می‌شد شرکت می‌نمود. ‌در هر مجلس و محفلی که شرکت می‌کرد، به شفاف‌سازی و روشن‌گری نسبت به نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌پرداخت‌ . با شروع جنگ تحمیلی عر‌اق بر علیه ایران و رسیدن سن مشمولیت، شهید با اینکه می‌توانست در محیط امن و آرام روستا به زندگی بدون دغدغه‌ی خویش ادامه دهد، ولی امنیت کیان اسلامی را بر آسایش خود ترجیح داد و داوطلبانه به خدمت سربازی رفت. او پس از سپری نمودن دوره‌ی آموزشی با علاقه‌ی زیاد برای سرکوب دشمنان به مناطق عملیاتی رفت و شجاعانه در جبهه‌های حق علیه باطل حاضر شد و با کفار جنگید . تا اینکه سرانجام درتاریخ 05/12/1360 سرش را در همین راه باخت و کلمه‌ی سربازی را با باختن جان در راه خدا‌ معنا بخشید . راهش پر رهرو و یادش گرامی باد

[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش