ویرایش‌ها

شهیدامیرخسرو فنایی

۱۰۷ بایت حذف‌شده، ‏۲۷ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۵
Amosoltany98 صفحهٔ [[شهید امیرخسرو فنایی]] را به [[شهیدامیرخسرو فنایی]] منتقل کرد
==زندگی نامه==
بسمه تعال یتعالی
شه ی د شهید والامقام ام ی ر امیر خسرو فنا ییفنایی
نام پدر: رضا قل ی قلی
تحص ی لات تحصیلات : پنجم ابتدا ییابتدایی
تار ی خ تاریخ تولد: 1347
تار ی خ تاریخ شهادت:1367/01/20
محل شهادت: مر ی وان ب ی ت مریوان بیت المقدس خدا ی ا دلمان خ ی ل ی تنگ است برا ی ش اما شکر که امانت ی که به ما داد ی به نحو احسا تحو ی ل داد ی م خدا ی ا از تو م ی خواهم که ام ی ر شفاعتمان را بکند ا ی کاش ما جا ی او بود ی م چه سعادت ی نص ی بش شد آرزو داشت که به ا ی ن مقام والا دست پ ی دا کند که آرزو ی ش بر آورده شد و هم ی شه بر لباش گ ل خنده جار ی بود و کس ی را ه ی چ وقت اذ ی ت نم ی کرد و دل ی صاف و ب ی آلا ی ش مانند در ی ا داشت هم ی شه کار ی م ی کرد که بتواند دل اعضا ی خانواده را شاد کند هم ی شه وقت ی فرد ناشناس ی در خانه بود آنقدر سوت وآواز م ی هواند تا هم م ی فهمند که چه کس ی است هم ی شه سع ی م ی کرد با دست پر به خان ه ب ی ا ی د در نامه ها ی ش م ی نوشت سرباز ی انسان ساز است و از همه فام ی ل ها در نامه اسم م ی برد از سال 1367 در نامه اش نوشته بود که جا ی من خال ی است از آن سال به بعد د ی گر او در کنار ما ن ی ست و فقط عکس و خاطراتش بجا مانده است ام ی ر انگار م ی دانست م ی خواهد شه ی د شود عکسش را جلو انداخته بود و م ی گفت که ا ی ن با ی د باشد ی ادگار من ی ک عکس و هاطراتش به جا مانده است.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41406 سایت شهدای ارتش]</ref>
خدایا دلمان خیلی تنگ است برایش اما شکر که امانتی که به ما داد ی به نحو احسا تحویل دادیم خدایا از تو می خواهم که امیر شفاعتمان را بکند ای کاش ما جای او بودیم چه سعادتی نصیبش شد آرزو داشت که به این مقام والا دست پیدا کند که آرزویش بر آورده شد و همیشه بر لباش گل خنده جاری بود و کسی را هیچ وقت اذیت نمی کرد و دلی صاف و بی آلایش مانند دریا داشت همیشه کاری می کرد که بتواند دل اعضا ی خانواده را شاد کند همیشه وقتی فرد ناشناسی در خانه بود آنقدر سوت وآواز می هواند تا همه می فهمند که چه کسی است همیشه سعی می کرد با دست پر به خانه بیاید در نامه هایش می نوشت سرباز ی انسان ساز است و از همه فامیل ها در نامه اسم می برد از سال 1367 در نامه اش نوشته بود که جای من خالی است از آن سال به بعد دیگر او در کنار ما نیست و فقط عکس و خاطراتش بجا مانده است امیر انگار می دانست می خواهد شهید شود عکسش را جلو انداخته بود و می گفت که این باید باشد یادگار من یک عکس و خاطراتش به جا مانده است.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41406 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />
۷۸
ویرایش