شهیدابوالقاسم محمدیان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید ابوالقاسم محمدیان تاریخ تولد :1342/02/25 تاریخ شهادت : 1363/12/26 محل شهادت : نامش...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید ابوالقاسم محمدیان
 
شهید ابوالقاسم محمدیان
 +
 
تاریخ تولد :1342/02/25
 
تاریخ تولد :1342/02/25
 +
 
تاریخ شهادت : 1363/12/26
 
تاریخ شهادت : 1363/12/26
 +
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
 +
 
محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا
 
محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا
  
 
   
 
   
وصیتنامه
+
==وصیتنامه==
 
نام: ابوالقاسم
 
نام: ابوالقاسم
 
نام خانوادگى: محمدیان
 
نام خانوادگى: محمدیان
سطر ۱۳: سطر ۱۷:
 
ش.ش: 4
 
ش.ش: 4
 
محل‌صدورشناسنامه: نیشابور
 
محل‌صدورشناسنامه: نیشابور
تاریخ شهادت: 1363/12/26
+
تاریخ شهادت: 1363/12/26
 
نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
 
نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
 
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
 
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
سطر ۲۰: سطر ۲۴:
 
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
 
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
 
وصیت نامه سرباز وظیفه ابوالقاسم محمدیان
 
وصیت نامه سرباز وظیفه ابوالقاسم محمدیان
با درود فراوان بر مهدى صاحب الزمان و نایب بر حقش امام خمینى و با درود و سلام بر تمام رزمندگان اسلام كه با خون خودشان تنور آتشین جنگ را گرم نگاهداشتند و با سلام و درود به شهیدان صدر اسلام از كربلاى خونین حسین گرفته تا كربلاى پهناور ایران و با سلام درود بر شهیدان اول انقلاب اسلام و شهیدان جنگ تحمیلى كه با خون خودشان درخت اسلام را آبیارى نمودند و با سلام درود به پدر و مادر و همسر و فرزند عزیزم و برادران گرامى محترم من یه عرض تمام شماها مى رسانم كه اگر در این آرزوى كه شبانروزى در انتظار بودم رسیدم یعنى به درجه رفیع شهادت نایل گردیدم من در آن كه زنده بودم نسبت به پدر و مادرم آن رفتارى كه خدا مى خواست من انجام ندادم بخصوص به مادر عزیزم كه شبهاى طولانى پهلوى من بیخوابى كشیده و با رنجهاى فراوان مرا بزرگ كرده است و هدیه به جبهه داده است و در راه خدا بشهادت رسیدم پدرم و مادرم و برادرم و همسرم خواهشمندم كه در نبودن من بین شماها هیچ اثرى نگذارد و براى شهید شدن من گریه و سرو صورت خود نزنید شما خودتان مى دانید كه شهید زنده است و در نزد خداى خود روزى دارد و امیدوارم كه بعد از شهادت من پدرم و برادرم راه مرا ادامه دهند و اسلحه مرا بر زمین نگذارند و رزمندگان را یارى كنند و نداى هل من ناصر ینصرنى لبیك یا خمینى را ادامه دهند و من در لحظه آخر عمرم صدا یا مهدى یا مهدى بر لب بود و به شهادت رسیدم و در وصیتنامه نوشتم كه اگر برادرم مایل باشد با همسرم ازدواج كند كه فرزندانم بى سرپرست نمانند و البته در این كار بین هر دوتاشان هیچ مثل اجبارى نباشد و اگر هر دوتاشان مایل باشند خیلى كار خوب است كه ازدواج كنند و این سفارش امام است كه هر كس با همسر شهید ازدواج كند اجرش كمتر از شهید نیست ( امام خمینى ) و اگر همسرم با برادرم عبدالله ازدواج كند خیلى من خوشحال هستم و در ضمن هر چه كه من دارم چه از نظر لوازم زندگى و لوازم كار مال برادرم باشد بعد پول كه ارتش مى دهد هم براى برادرم و هم براى پسرم و اگر همسرم با برادرم راضى نبود كه با هم ازدواج كنند اگر همسرم خواست عروس نشود همسرم در خانه خودم زندگى كند و از پسرم مواظبت كند ارتش خرج خودش و پسرم را مى دهد همان طور زندگى كند.
+
با درود فراوان بر مهدى صاحب الزمان و نایب بر حقش امام خمینى و با درود و سلام بر تمام رزمندگان اسلام كه با خون خودشان تنور آتشین جنگ را گرم نگاهداشتند و با سلام و درود به شهیدان صدر اسلام از كربلاى خونین حسین گرفته تا كربلاى پهناور ایران و با سلام درود بر شهیدان اول انقلاب اسلام و شهیدان جنگ تحمیلى كه با خون خودشان درخت اسلام را آبیارى نمودند و با سلام درود به پدر و مادر و همسر و فرزند عزیزم و برادران گرامى محترم من یه عرض تمام شماها مى رسانم كه اگر در این آرزوى كه شبانروزى در انتظار بودم رسیدم یعنى به درجه رفیع شهادت نایل گردیدم من در آن كه زنده بودم نسبت به پدر و مادرم آن رفتارى كه خدا مى خواست من انجام ندادم بخصوص به مادر عزیزم كه شبهاى طولانى پهلوى من بیخوابى كشیده و با رنجهاى فراوان مرا بزرگ كرده است و هدیه به جبهه داده است و در راه خدا بشهادت رسیدم پدرم و مادرم و برادرم و همسرم خواهشمندم كه در نبودن من بین شماها هیچ اثرى نگذارد و براى شهید شدن من گریه و سرو صورت خود نزنید شما خودتان مى دانید كه شهید زنده است و در نزد خداى خود روزى دارد و امیدوارم كه بعد از شهادت من پدرم و برادرم راه مرا ادامه دهند و اسلحه مرا بر زمین نگذارند و رزمندگان را یارى كنند و نداى هل من ناصر ینصرنى لبیك یا خمینى را ادامه دهند و من در لحظه آخر عمرم صدا یا مهدى یا مهدى بر لب بود و به شهادت رسیدم و در وصیتنامه نوشتم كه اگر برادرم مایل باشد با همسرم ازدواج كند كه فرزندانم بى سرپرست نمانند و البته در این كار بین هر دوتاشان هیچ مثل اجبارى نباشد و اگر هر دوتاشان مایل باشند خیلى كار خوب است كه ازدواج كنند و این سفارش امام است كه هر كس با همسر شهید ازدواج كند اجرش كمتر از شهید نیست ( امام خمینى ) و اگر همسرم با برادرم عبدالله ازدواج كند خیلى من خوشحال هستم و در ضمن هر چه كه من دارم چه از نظر لوازم زندگى و لوازم كار مال برادرم باشد بعد پول كه ارتش مى دهد هم براى برادرم و هم براى پسرم و اگر همسرم با برادرم راضى نبود كه با هم ازدواج كنند اگر همسرم خواست عروس نشود همسرم در خانه خودم زندگى كند و از پسرم مواظبت كند ارتش خرج خودش و پسرم را مى دهد همان طور زندگى كند.
و اگر مى خواست كه عروس شود كه زن برادرم نشود پسرم را پدرم و مادرم مى گیرند و بعد عروس مى شود و پول كه ارتش مى دهد به پسرم بدهند و لوازم زندگى را به پسرم بدهند و لوازم كار را بفروشید و همچنین پولهاى كه از كسى طلبكارم و در بانك دارم بگیرید و خرج عزایم بكنند و بقیه كه اضافه آمد بدهند به پسرم سهمیه همسرم همان طور كه خدا خودش فرموده است میرسد و براى به خاك سپردن هر جاى كه مادر هم راضى بود.
+
و اگر مى خواست كه عروس شود كه زن برادرم نشود پسرم را پدرم و مادرم مى گیرند و بعد عروس مى شود و پول كه ارتش مى دهد به پسرم بدهند و لوازم زندگى را به پسرم بدهند و لوازم كار را بفروشید و همچنین پولهاى كه از كسى طلبكارم و در بانك دارم بگیرید و خرج عزایم بكنند و بقیه كه اضافه آمد بدهند به پسرم سهمیه همسرم همان طور كه خدا خودش فرموده است میرسد و براى به خاك سپردن هر جاى كه مادر هم راضى بود.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24579 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
 
 +
 
  
منبع: سایت شهدای ارتش
+
==پانویس==
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24579
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۴

شهید ابوالقاسم محمدیان

تاریخ تولد :1342/02/25

تاریخ شهادت : 1363/12/26

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا


وصیتنامه

نام: ابوالقاسم نام خانوادگى: محمدیان نام پدر: على‌اكبر تاریخ‌تولد: 1342/02/25 ش.ش: 4 محل‌صدورشناسنامه: نیشابور تاریخ شهادت: 1363/12/26 نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه استان: بنیادشهیداستان‌خراسان شهر: اداره‌بنیادشهیدنیشابور به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان وصیت نامه سرباز وظیفه ابوالقاسم محمدیان با درود فراوان بر مهدى صاحب الزمان و نایب بر حقش امام خمینى و با درود و سلام بر تمام رزمندگان اسلام كه با خون خودشان تنور آتشین جنگ را گرم نگاهداشتند و با سلام و درود به شهیدان صدر اسلام از كربلاى خونین حسین گرفته تا كربلاى پهناور ایران و با سلام درود بر شهیدان اول انقلاب اسلام و شهیدان جنگ تحمیلى كه با خون خودشان درخت اسلام را آبیارى نمودند و با سلام درود به پدر و مادر و همسر و فرزند عزیزم و برادران گرامى محترم من یه عرض تمام شماها مى رسانم كه اگر در این آرزوى كه شبانروزى در انتظار بودم رسیدم یعنى به درجه رفیع شهادت نایل گردیدم من در آن كه زنده بودم نسبت به پدر و مادرم آن رفتارى كه خدا مى خواست من انجام ندادم بخصوص به مادر عزیزم كه شبهاى طولانى پهلوى من بیخوابى كشیده و با رنجهاى فراوان مرا بزرگ كرده است و هدیه به جبهه داده است و در راه خدا بشهادت رسیدم پدرم و مادرم و برادرم و همسرم خواهشمندم كه در نبودن من بین شماها هیچ اثرى نگذارد و براى شهید شدن من گریه و سرو صورت خود نزنید شما خودتان مى دانید كه شهید زنده است و در نزد خداى خود روزى دارد و امیدوارم كه بعد از شهادت من پدرم و برادرم راه مرا ادامه دهند و اسلحه مرا بر زمین نگذارند و رزمندگان را یارى كنند و نداى هل من ناصر ینصرنى لبیك یا خمینى را ادامه دهند و من در لحظه آخر عمرم صدا یا مهدى یا مهدى بر لب بود و به شهادت رسیدم و در وصیتنامه نوشتم كه اگر برادرم مایل باشد با همسرم ازدواج كند كه فرزندانم بى سرپرست نمانند و البته در این كار بین هر دوتاشان هیچ مثل اجبارى نباشد و اگر هر دوتاشان مایل باشند خیلى كار خوب است كه ازدواج كنند و این سفارش امام است كه هر كس با همسر شهید ازدواج كند اجرش كمتر از شهید نیست ( امام خمینى ) و اگر همسرم با برادرم عبدالله ازدواج كند خیلى من خوشحال هستم و در ضمن هر چه كه من دارم چه از نظر لوازم زندگى و لوازم كار مال برادرم باشد بعد پول كه ارتش مى دهد هم براى برادرم و هم براى پسرم و اگر همسرم با برادرم راضى نبود كه با هم ازدواج كنند اگر همسرم خواست عروس نشود همسرم در خانه خودم زندگى كند و از پسرم مواظبت كند ارتش خرج خودش و پسرم را مى دهد همان طور زندگى كند. و اگر مى خواست كه عروس شود كه زن برادرم نشود پسرم را پدرم و مادرم مى گیرند و بعد عروس مى شود و پول كه ارتش مى دهد به پسرم بدهند و لوازم زندگى را به پسرم بدهند و لوازم كار را بفروشید و همچنین پولهاى كه از كسى طلبكارم و در بانك دارم بگیرید و خرج عزایم بكنند و بقیه كه اضافه آمد بدهند به پسرم سهمیه همسرم همان طور كه خدا خودش فرموده است میرسد و براى به خاك سپردن هر جاى كه مادر هم راضى بود.[۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش