شهیداحمد احمدی شیروان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید احمد احمدی شیروان تاریخ تولد :1339/11/17�تاریخ شهادت : 1360/03/01 محل شهادت : نامش...» ایجاد کرد)
 
جز (Salehi98 صفحهٔ شهید احمد احمدی شیروان را به شهیداحمد احمدی شیروان منتقل کرد)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهید احمد احمدی شیروان
 
تاریخ تولد :1339/11/17�تاریخ شهادت : 1360/03/01
 
محل شهادت : نامشخص�محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - خواجه ربیع
 
  
وصیت نامه
+
تاریخ تولد :1339/11/17
 +
 
 +
 
 +
�تاریخ شهادت : 1360/03/01
 +
 
 +
 
 +
محل شهادت : نامشخص
 +
 
 +
 
 +
�محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - خواجه ربیع
 +
 
 +
 
 +
 
 +
==وصیت نامه==
 
بسم الله الرحمن الرحيم  
 
بسم الله الرحمن الرحيم  
 
اين جانب احمد احمدى شيروان، سرباز ديپلم وظيفه، داوطلب به سربازى، و به هوابرد آمدم و داوطلب به جبهه رفتم تا به حمايت از اسلام و بر عليه كفر بجنگم، حال كه جان خود را در راه ميهن و اسلام در دست گرفته‌ام، از مادرم، برادرانم، خواهرانم، نامزدم و كليه اقوام و دوستانم حلاليت مى‌طلبم و هر بدى و خوبى از من ديده‌ايد به خوبى خودتان ببخشيد.
 
اين جانب احمد احمدى شيروان، سرباز ديپلم وظيفه، داوطلب به سربازى، و به هوابرد آمدم و داوطلب به جبهه رفتم تا به حمايت از اسلام و بر عليه كفر بجنگم، حال كه جان خود را در راه ميهن و اسلام در دست گرفته‌ام، از مادرم، برادرانم، خواهرانم، نامزدم و كليه اقوام و دوستانم حلاليت مى‌طلبم و هر بدى و خوبى از من ديده‌ايد به خوبى خودتان ببخشيد.
 از مادرم مى‌خواهم كه نه ناراحت باشد و نه گريه كند، چون اگر او گريه كند و ناراحت باشد روح من در عذاب خواهد بود و از نامزدم مى‌خواهم كه ناراحت نباشد و به من افتخار كند و فكر كند كه من به عنوان يك دوست برايش بودم و به آينده‌اش فكر كند و زندگى جديدى را شروع كند، اين دست روزگار و خواست خدا بود و گريه و ناراحتى هيچ كس نمى‌تواند سرنوشت را عوض كند، فقط از برادرم محمد مى‌خواهم كه مادر پيرمان و برادر و خواهر كوچكمان را تنها نگذارند و حتى اگر مى‌تواند خانه‌اى در نزديكى خانه مادرمان تهيه كند كه هميشه در كنار او باشد.
+
 
 +
 
 +
 
 +
از مادرم مى‌خواهم كه نه ناراحت باشد و نه گريه كند، چون اگر او گريه كند و ناراحت باشد روح من در عذاب خواهد بود و از نامزدم مى‌خواهم كه ناراحت نباشد و به من افتخار كند و فكر كند كه من به عنوان يك دوست برايش بودم و به آينده‌اش فكر كند و زندگى جديدى را شروع كند، اين دست روزگار و خواست خدا بود و گريه و ناراحتى هيچ كس نمى‌تواند سرنوشت را عوض كند، فقط از برادرم محمد مى‌خواهم كه مادر پيرمان و برادر و خواهر كوچكمان را تنها نگذارند و حتى اگر مى‌تواند خانه‌اى در نزديكى خانه مادرمان تهيه كند كه هميشه در كنار او باشد.
 +
 
 +
 
 +
 
 
به برادر كوچكم حسين، مى‌گويم كه مثل هميشه كه گفته ام حالا او ديگر مرد خانه است و بايد چنان سياستى در خانواده به خرج بدهد كه زندگى مرفهى براى مادر و خواهر كوچكمان تهيه نمايد. چيزى از مال دنيا نداشتم كه به كسى ببخشم فقط از همه حلاليت مى‌طلبم، ديگر عرضى ندارم فقط خوشحالم كه به اين صورت مردم و در رختخواب نمردم و آرزوى هميشگى‌ام اين بوده و به آرزويم رسيدم، دلم مى‌خواهد كه در كنار پدرم خاك شوم.
 
به برادر كوچكم حسين، مى‌گويم كه مثل هميشه كه گفته ام حالا او ديگر مرد خانه است و بايد چنان سياستى در خانواده به خرج بدهد كه زندگى مرفهى براى مادر و خواهر كوچكمان تهيه نمايد. چيزى از مال دنيا نداشتم كه به كسى ببخشم فقط از همه حلاليت مى‌طلبم، ديگر عرضى ندارم فقط خوشحالم كه به اين صورت مردم و در رختخواب نمردم و آرزوى هميشگى‌ام اين بوده و به آرزويم رسيدم، دلم مى‌خواهد كه در كنار پدرم خاك شوم.
اسلام پيروز است، صدام نابود است، درود بر خمينى. 
 
  
منبع: سایت شهدای ارتش
+
 
 +
اسلام پيروز است، صدام نابود است، درود بر خمينى. <ref> سایت شهدای ارتش</ref>
 +
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:احمد_احمدی شیروان}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۱

تاریخ تولد :1339/11/17


�تاریخ شهادت : 1360/03/01


محل شهادت : نامشخص


�محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - خواجه ربیع


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم اين جانب احمد احمدى شيروان، سرباز ديپلم وظيفه، داوطلب به سربازى، و به هوابرد آمدم و داوطلب به جبهه رفتم تا به حمايت از اسلام و بر عليه كفر بجنگم، حال كه جان خود را در راه ميهن و اسلام در دست گرفته‌ام، از مادرم، برادرانم، خواهرانم، نامزدم و كليه اقوام و دوستانم حلاليت مى‌طلبم و هر بدى و خوبى از من ديده‌ايد به خوبى خودتان ببخشيد.


از مادرم مى‌خواهم كه نه ناراحت باشد و نه گريه كند، چون اگر او گريه كند و ناراحت باشد روح من در عذاب خواهد بود و از نامزدم مى‌خواهم كه ناراحت نباشد و به من افتخار كند و فكر كند كه من به عنوان يك دوست برايش بودم و به آينده‌اش فكر كند و زندگى جديدى را شروع كند، اين دست روزگار و خواست خدا بود و گريه و ناراحتى هيچ كس نمى‌تواند سرنوشت را عوض كند، فقط از برادرم محمد مى‌خواهم كه مادر پيرمان و برادر و خواهر كوچكمان را تنها نگذارند و حتى اگر مى‌تواند خانه‌اى در نزديكى خانه مادرمان تهيه كند كه هميشه در كنار او باشد.


به برادر كوچكم حسين، مى‌گويم كه مثل هميشه كه گفته ام حالا او ديگر مرد خانه است و بايد چنان سياستى در خانواده به خرج بدهد كه زندگى مرفهى براى مادر و خواهر كوچكمان تهيه نمايد. چيزى از مال دنيا نداشتم كه به كسى ببخشم فقط از همه حلاليت مى‌طلبم، ديگر عرضى ندارم فقط خوشحالم كه به اين صورت مردم و در رختخواب نمردم و آرزوى هميشگى‌ام اين بوده و به آرزويم رسيدم، دلم مى‌خواهد كه در كنار پدرم خاك شوم.


اسلام پيروز است، صدام نابود است، درود بر خمينى. [۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها