ویرایشها
[ویرایش]
با شهيدان صحبت مي كرد، وگلايه داشت و مي گفت: همه شما رفتيد و ما را تنها گذاشتيد، كي نوبت ما مي شود كه پيش شما بياييم. درست بعد از اين جريان بود كه پدرم به [[جبهه ]] رفت و به شهادت رسيد.
← برادرشهید
پیکر اسماعیل ابتدا در شهرستان بجنورد، [[بجنورد]]، خيلي با شكوه تشييع شده بود واكثر خانواده هاي شهدا و فرزندان شهيدان دراين مراسم حضور داشتند.سپس پيكر اين شهيد را به جاجرم آوردند که همه مردم و تعداد زيادي از همرزمانش دراين مراسم شركت داشتند و از اين شهيد گرانقدر تجليل نمودند.اوپیکری نوراني داشت وتركش و[[تركش]] هم به ناحيه ي قلب ايشان اصابت كرده بود.
[ویرایش]
بار الها عمري معصيت كردم، تابع هواي نفسم بودم، حالا با سرشكستگي و پشيماني از گناهان گذشته به تو روي آورده ام، به تو پناه آورده ام. اي پناه دهنده ي بي پناهان به تو پناه مي برم از شر ظلمت و تاريكي كه جهان را فساد پر كرده. به تو پناه مي برم چون تو نور هميشگي هستي و شيطان نفس ظلمت ابدي را براي من مي خواهد. اي خدا اگر نبودم [[كربلا ]] به حسين (ع) لبيك گويم در كربلاي ايران هستم و در اين جا به امام لبيك مي گويم و وقتي دلم به اميد تو روشن مي شود شب برايم روز و روز برايم نعمت به ياد تو بودن را مي آورد. من اين راه را انتخاب كردم چون راهي است كه حسين زهرا انتخاب كرد. [[علی فخرانی ]] ، [[ابراهیم کاظمی ]] ، [[علی شیرغلامی ]] ، [[عبدالله شاه محمدی ]] ، [[عباس فخرایی ]] ، [[حسن عفت ]] ، [[سیف الله ملکی ]] ، [[برات نقی زاده ]] ، [[علی امینی ]] ، [[مهدی ترشیزی ]] ، [[حسن صادقی ]] ، [[غلام صادقی مقدم ]] ، [[تقی قاسمی ]] ، [[عبدالرضا صفرزاده ]] ، [[عباس زمان محرابی ]] و ... انتخاب كردند.
[ویرایش]
حسين جان دنيا براي من تيره و ننگ است. حسين، ای آقا ی من ،خودم را آماده كرده ام براي گرفتن دو بال تا بتوانم به سوي تو پر بكشم. مي آيم تا خاطره ي عمليات [[بيت المقدس ]] و [[رمضان ]] را بار ديگر زنده كنم. مي آيم تا ياد حسين و شهداي عمليات رمضان وحق بودن حسين را با خون خود امضا كنم. هروقت ياد عملياتي كه صورت گرفته ,مي افتم ، هروقت به ياد [[امام زمان ]] كه در اين عمليات و امدادهاي غيبي است ,مي افتم روحم آماده ي پرواز مي شود. هروقت به ياد ناله هاي شبانه ي امام مي افتم خجل مي شوم كه معصيت كردم و با باري از گناه آمده ام براي مغفرت، تا شايد در اين جا بتوانم از اين قفس هاي جسم و از اين زندان هاي نفس پرواز كنم؛ پروازي كه جعفر طيار كرد. بارالها تنها آرزويم از تو اين است كه هرگز در بستر نميرم. هرجا كه مي ميرم ,شهيد شوم. اگر شهيد نشوم رويم در پيش امام زمان سياه در پيش دوستان رويم سياه، پس با چه رويي با آنان برخورد كنم؟