ویرایش‌ها

شهید حسین قجه ای

۱۷ بایت اضافه‌شده، ‏۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۰
اگر من اسير بودم،‌با من چه مي‌کردي؟ نیروی کومله گفت:«تو را تحويل دوستانم مي دادم و بيست هزار تومان جايزه مي‌گرفتم. حسين گفت:«اما من تو را آزاد مي‌کنم. سپس اسلحه او را گرفت و آزادش کرد. آن شخص، فرداي آن روز حدود سي نفر از نیروهای ضدانقلاب کومله‌ را پيش حسين آورد و تسليم کرد. آنها همه از ياران حسين در جنگ تحميلي شدند.
*تولد
روز چهاردهم شهريورماه سال ۱۳۳۷ حسينعلي در زرين شهر اصفهان در دستان خسته پدر کشاورزش جاي گرفت و در سايه تربيت عالمانه مادر وپدر رشد کرد.
*تحصیلات
*مبارزات انقلاب
*فرمانده سپاه زرین شهر
*مبارزه با ضد انقلاب
*احترام به پیشکسوتان
*فرمانده محور
*فرمانده گردان سلمان(ره)
*آثار باقی مانده
*← محاسبه نفس
او دفترچه يادداشتي با جلد آبي داشت كه اكثر دوستانش آن را به خاطر دارند.
*← سكوت در برابر باطل
شب ۱/۱۰/۵۸ در تاكسي سوار شدم، ترانه گذاشته بود. اخطار نكردم كه راننده ضبط را خاموش كند.
*← نماز بدون دقت
شب هنگامي كه اذان مي گفتند، چون در جايي مستقر نبودم، نتوانستم نمازم را سر وقت بجا بياورم....
*← احترام به همه
برخورد با مردم: ۸/۲/۵۸ به علت تاثير ناراحتي از زخمي بودن هاشم سليميان و حرف گوش نكردن او كمي در خانه ناراحتي كردم.
*← تفکر وورزش
شنبه درباره تفكر:به هيچ وجه كار فكري پيش نيامد و دليل آن اين است كه نظم در كارم نبود.
*← بیهوده گویی!
روز پنج شنبه بيهوده گوئي: طي روز چند مورد تقريبا سخنان كوتاه و بيهوده اي به زبان آوردم......
*← مطالعه
در روز شنبه مطالعه نكردم...
*← محاسیه نفس
اسراف در غذا: روز چهارشنبه در خوردن نارنگي زياده روي كردم و به آنهايي كه ندارند بخورند، فكر نكردم...
۱٬۴۲۸
ویرایش