ویرایش‌ها

شهیداحمد قمی

۵۳ بایت اضافه‌شده، ‏۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۱
Salehi98 صفحهٔ [[شهید احمد قمی]] را به [[شهیداحمد قمی]] منتقل کرد
==زندگینامه== 
شهید احمد قمی در تاریخ 1336/03/01 در استان تهران، شهر ری، روستای قلعه نو متولد شد. پدرش علی و مادرش معصومه نام داشتند. وی تا مقطع سوم راهنمایی تحصیل کرد و قبل از شهادت به عنوان کارگر در صنایع دفاع اشتغال داشت. در سال 1360 ازدواج کرد و با عضویت سپاهی /ل سیدالشهدا به جبهه اعزام شد و در تاریخ 1362/09/30 بر اثر اصابت ترکش به ناحیه ی پهلو، کمر و دست در منطقه عملیاتی پنجوین، توسط دشمن بعثی به شهادت رسید. مزار این شهید گرامی در بهشت زهرا، قطعه 28، ردیف 48، شماره 4 واقع می باشد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
==وصیتنامه== 
بسم الله الرحمن الرحیم
من احمد قمی فرزند علی هستم و از این که به جبهه می روم هیچ کس من را مجبور نکرده و من خودم به جبهه می روم چون حس می کنم که جبهه های جنگ نیاز به من و کار من دارند. باید به جبهه های جنگ بروم چون زمانی است که باید به هل من ناصر ینصرنی حسین جواب داده شود و چون او الان نیست باید به ندای بر حق نایب امام زمان (عجل الله فرجه) امام خمینی جواب دهیم؛ همان طور که امام حسین (علیه السلام) برای این که مقدمه ای برای حکومتش داشته باشد و بیعت از مردم بگیرد و مردم را با سلام آشنا کند، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد البته فرق ما با مردمان کوفه زیاد است چون آنها نایب امامشان را اذیت کردند و به آن صورت او را به شهادت رساندند و آن طور به روی امامشان اسلحه کشیدند و حسین بن علی (علیه السلام) را شهید کردند ولی ما نایب بر حق امام زمان (علیه السلام) را حمایت کردیم و حمایت خواهیم کرد و می کنیم.
ما در قرآن داریم اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و ما امر منکم؛ اطاعت کنید از خدا و رسولش و صاحب امر او. ؟؟؟ قبل از پیروزی انقلاب یک جوان ایرانی به تقلید ؟؟؟؟؟؟ درست می کرد و شرف و غیرت از بین رفته بود و شاه می گفت: من شما را به سوی تمدن بزرگ ؟؟؟ و تمدن بزرگش فساد و تباهی بود. جوانی که دیروز می خواست پشت میز نشین باشد الان گامی که مهندسیش را می گیرد رها می کند و می رود به روستا برای کشاورزی. شخصی که هر روز یک مدل لباس می پوشید امروز با یک لباس سربازی می سازد.
در فردای قیامت از ما حساب می کشند دیگر نمی توانی بگویی که من نمی دانستم ؟؟؟ چرا نماز نمی خوانی؟ بگویید کسی به من یاد نداد ؟؟؟ این جنگ که به وجود آمده تقریباً می شود گفت که ؟؟؟؟؟ از حزب الهی ها هستند ؟؟؟؟؟ و باید دست و پای ایشان را ماچ کرد. خوشبختانه خزانه مملکت پر است و جنگ ؟؟؟؟؟ کشور عراق ؟؟؟؟؟ اطمینان داشت که با یک شرکت خارجی قرار داد بسته بود که تمام یخچال های خرمشهر را به آنها بفروشند و اگر ما سستی کنیم آیندگان بنشینند و در مورد ما قضاوت کنند و اسلام را از دست داده باشیم آنها چه می گویند؟
ما همان مردم کوفه می شویم در شعب ابوطالب بعضی وقت ها آنقدر گرسنگی به یاران پیامبر فشار می آورد که حساب نداشت و الان الحمدلله همه چیز هست. در جنگ جهانی دوم مردم خاک اره را می پختند و می خوردند یا هسته خرما را به صورت آرد در می آوردند و می خوردند و در ایران مردم برای نان صف می کشیدند. در صورتی که ایران در جنگ جهانی دوم هیچ نقشی نداشت و به عنوان یک پل عبوری بود و جنگ هم دو ماه طول کشید الان ما سه سال است داریم می جنگیم ؟؟؟؟؟؟ زیاد است به طرف می گویی کار کن می گوید: برای چه کار کنم؟ این همه گرانی بدبختی آخر کسی نیست. بگوید تو می گرفتی ؟؟؟ تومان حالا می گیری 5 هزار تومان اگر گرانی هست حقوق تو هم به مراتب زیادتر شده است. الان دست و بال دولت بسته است اگر قرار باشه من و تو کمک نکنیم دیگران هم کمک نکنند پس چه مسلمانانی هستیم؟ چه حزب الهی هستی؟ برای ؟؟؟ گویند آنان که در راه خدا کشته شدند مرده مپندارید بلکه آنان زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند.منبع: سایت شهدای ارتش<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/2159521595منبع سایت شهدای ارتش]</ref>  ==پانویس==<references/>
۱
ویرایش