*جاویدمحسنی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
*تولد
[ویرایش]
*حالات رفتاری
[ویرایش]
*حضوردرجبهه
[ویرایش]
*آثارباقی مانده
[ویرایش]
*← عنایت خدا
۱۲ ظهر هفدهم آبان ماه به [[اهواز]] رسیدیم .عده ای از مردم در شهر همچنان از شرف و حیثیت خود دفاع می کردند .شب را با نگهبانی به سر بردم . هراس و وحشت خاصی احساس می کردم ؛تازه پی می بردم که چقدر ایمان ضعیفی داشتم ؛به هر حال چشم به عنایت خدا دوخته ام .
==خاطرات ==شفاهی خانواده وهمرزمان
[ویرایش]
*← مقام ملکوتی
گویی شکوه شهادت از همان کودکی در چشم خانه وجودش لانه کرده بود .تلالو ایمان به چهره بی ریایش فروغی جاودان بخشیده بود . دست ازل قلبی عطایش کرد که تا آخرین لحظه ،مامن ایمان و ایثار بود و از همان کودکی به خاطر اسلام می تپید .
*← پیشتازمبارزه
در خفقان سیاسی طاغوت صدای رسای جاوید بود که در مساجد با قرائت مقاله هایی سکوت را می شکست . با راهپیمایی ها و پخش اعلامیه ها و نوارهای امام راحل رعب و وحشتی وصف ناپذیر در دل طاغوت بر می انگیخت .او با پخش نوارها و کتابهای مذهبی که از سوی طاغوت قدغن شده بود ،خدمتی ارزنده به انقلاب می کرد .
*← گلایه ی پدر
بعد از پیروزی انقلاب با وجودی که مسئولیت یکی از کارخانه های تهران را با امکانات رفاهی کامل برایش پیسشنهاد کردند ،نپذیرفت . به خاطر کسب رضای الهی و خدمت به مردم محروم جامعه ،وارد جهاد سازندگی شد و بدون دریافت حقوق شب و روز در آبادانی روستاهاتلاش می کرد.
*← مسئول کمیته پزشکی
در هنگام جنگ نیز در پشت جبهه به تدارکات می پرداخت و بعد از مدت کمی با شور و شوقی وصف ناپذیر عازم منطقه شد . او به عنوان مسئول کمیته پزشکی جهاد سازندگی به جبهه سوسنگرد رفت .حدود ۱۰ روز از حضورش در صحنه های نبرد می گذشت که شبی در محاصره دشمن قرار می گیرند و به درجه رفیع شهادت نایل می شوند.
*← بنده صالح خدا
از جمله خصایص فردی شهید و دلاوری ایشان و توجه خاصشان به [[نماز]] و ارتباط قلبی با خدا بود .سجده هایش گاه آن چنان طولانی می شد که اطرافیان را شگفت زده می کرد .در هر کاری توکل به خدا داشت و تابع کامل و دنباله رو ولایت امر بود .
*← دعاکنیدشهیدشوم
به خانواده های شهدا احترام خاصی می گذاشت و هر گاه که پیکر شهیدی تشییع می گشت در تمام مراحل حضور فعال داشت و از هیچ کمکی فرو گذار نبود .