*جهانگیرکریم زاده
*جهانگیر کریم زاده
جهانگیراول فروردین سال ۱۳۴۷ درطاقانک به دنیا آمد. فرزند چهارم خانواده بود. دوران کودکی بیماری حصبه گرفت اما باتوجه به نبود امکانات پزشکی شفا یافت.
*دروازه بان تیم منتخب شهرکرد
اوقبل از حضور در جبهه،دروازه بان تیم منتخب شهرکرد به نام کشاورز بود. پدرش حسینعلی کریم زاده کشاورز بود. او نیز در طول تابستان همراه پدرش به کار کشاورزی مشغول بود.برای همین دوره دبیرستان را در هنرستان کشاورزی دکتر علی شریعتی شمس آباد در رشته کشاورزی مشغول تحصیل شد.
*حضوردرجبهه
سال دوم دبیرستان بود که برای اولین بار به جبهه رفت.
*شهادت
جهانگیر درجبهه آر پی جی زن بود.او در عملیات والفجر۱۰که برای آزاد سازی حلبچه انجام شد،شرکت داشت ودر جبهه شاخ شمیران به شهادت رسید.
==وصیت نامه==
بسم رب الشهداء و الصالحین
*خون حسین(ع)
ای عزیزان، این بنده حقیر با آگاهی کامل پا در راه خونین ابا عبدالله(ع) نهادم و هدف من احیاء دین اسلام و زنده کردن آرمان-های اسلامی که خون هزاران شهید و هفتاد و دو تن از یاران وفادار حسین(ع) به پایش ریخته شد و این خون حسین(ع) است که در رگ های ما جاری گشت تا بتوانیم در راه خدا احساس مسئولیت کنیم و تا آخرین قطره خون در راه خدا ایستادگی کنیم.
*مناجات
ای خدا، ای خدای من، بنده ضعیف را رحم کن، همه وجودم دستی شده و به سوی تو دراز است که العفوا. ای صاحب رحمت و ای والسعه ارحمنی، ای خدای کریم العفوا.
*شهادت به راه امام خمینی
شهادت می دهم به راستی راه امام عزیز "ادام الله عمره"که راه حسین(ع) است و من با عشق قدم به جبهه نهادم و هر زمان آماده امر امامم و ای خدای من و ای پروردگار من از تو می خواهم که کمکم کنی که من صادقانه و تا آخرین لحظه ام یار و وفادار امامم باشم.
*جنگ وسیله آزمایش
بعد از مدتی خداوند نعمت بزرگی را بر ما عطا کرد و این جنگ را وسیله آزمایش ما قرار داد.هوشیار باشید و بدانید که وظیفه ما در این برهه از زمان چیست. آیا این انقلابی که پمره هزاران شهید است، باید بگذاریم پایمال شود؟ بدانید که هر شهید که بر این انقلاب افزوده می شود بر مسئولیت ما افزوده می شود و در موقعیتی قرار گرفته¬ایم که اسلام به ما احتیاج دارد.غرب و شرق برای نابودی اسلام و مسلمین دست وحدت به هم داده اند و منافقین از طرف دیگر.
*وصیت به مردم
ای برادران وظیفه ماست که از اسلام دفاع کنیم، گرچه جانمان را هم در این راه بدهیم. همان طور که امامان و پیغمبران ما چنین کرده اند و سعی کنید از غافله عقب نمانید و قرآن را فراموش نکنید به قرآن اهمیت زیادی بدهید، برنامه و طرح زندگی ما در قرآن است، اصلاً برنامه زندگی ما م قرآن است. پس نکته دیگر به قرآن اهمیت بدهید و کوشش کنید زر و زیور دنیا گولتان نزند، این دنیا چه خوشی باشد چه ناخوشی می گذرد، بعضی موقع انسان آرزوهای دور و درازی دارد ولی غافل از آن¬که مرگش زودتر از آرزوهای او فرا می رسد، پس آگاه باشید، هیچ کس از فردایش خبر ندارد که چه خواهد شد، به فکر آخرت باشید و بدانید که ما باید جواب این شهدا را بدهیم.
*وصیت به پدرومادر
شما ای پدر و مادرم، اول مرا ببخشید که بدون اجازه شما به جبهه رفتم و مبادا از رفتن من ناراحت شوید و برای من اصلاً شیون نکنید و افتخار کنید که توانسته اید فرزندی را تربیت کنید که در راه پیاده کردن احکام اسلامی کشته شود و بدانید که افتخاری بس بزرگ نصیب خانواده شما شده، سعی کنید این افتخار را کنار نزنید و بدانید که دنیا مانند ابری می گذرد، چه خوش باشید و چه ناخوش.
*وصیت به برادران وخواهران
از برادرانم می خواهم در راه خدا قدم بردارند و از خواهرانم می خواهم که صبر کنند و حجاب خود را که تا کنون حفظ کرده اند از این به بعد هم حفظ کنند، چون حجات آنان کوبنده تر از خون من است.
*وصیت به دوستان
از دوستانم و کسانی که مرا می شناسند حلالیت می طلبم و اگر بدی از من دیده اند و یا حقی بر گردن من دارند حلال کنند و همچنین از همکلاسیانم می خواهم که دنبال راه امام باشند و به درس خود اهمیت بدهند که درس خواندن هم مشتی است بر دهان استکبار و اگر بدی از من دیده اید، مرا ببخشید.