ویرایش‌ها

شهیدجواد فکوری

۹۲ بایت حذف‌شده، ‏۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۲
معرفی شهید جواد فکوری
==زندگی‌نامه==
فهرستسال 1317 کودکی به نام جواد در شهر تبریز چشم به جهان گشود و در سایه لطف پروردگار در کنار خانواده پرورش یافت. وی پس از اتمام دوره دبیرستان وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. او در سال 1342 ازدواج کرد و سپس دوره رزمی خلبانی و فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را جهت تکمیل اطلاعات خود آموزش دید.
زندگی‌نامه * آثار
فکوری یکی از بهترین نیروهای ارتش جمهوری اسلامی بود که به علت خدمت صادقانه‌اش مسئولیت دو بخش مهم در نیروی هوایی و وزارت دفاع را بر عهده او گذاردند. او در سحرگاه دومین روز از جنگ تحمیلی صد و چهل فروند هواپیمای جنگنده را به سوی خاک عراق فرستاد و از این طریق قاطعانه جهت مقابله با دشمن اعلام آمادگی کرد. وی در طول خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته شد. به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب مسئولیت‌های بسیاری مانند فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری، معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی را به عهده گرفت.
زندگی‌نامه
سال 1317 کودکی به نام جواد در شهر تبریز چشم به جهان گشود و در سایه لطف پروردگار در کنار خانواده پرورش یافت. وی پس از اتمام دوره دبیرستان وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. او در سال 1342 ازدواج کرد و سپس دوره رزمی خلبانی و فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را جهت تکمیل اطلاعات خود آموزش دید.
رفتن به گالری
فکوری یکی از بهترین نیروهای ارتش جمهوری اسلامی بود که به علت خدمت صادقانه‌اش مسئولیت دو بخش مهم در نیروی هوایی و وزارت دفاع را بر عهده او گذاردند. او در سحرگاه دومین روز از جنگ تحمیلی صد و چهل فروند هواپیمای جنگنده را به سوی خاک عراق فرستاد و از این طریق قاطعانه جهت مقابله با دشمن اعلام آمادگی کرد. وی در طول خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته شد. به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب مسئولیت‌های بسیاری مانند فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری، معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی را به عهده گرفت.
 
رفتن به گالری
زمانی که محمد علی رجایی رییس جمهور ایران شد وی با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع انتخاب گشت. پس از تعیین سرهنگ معین پور به فرماندهی نیروی هوایی از طرف دولت، مسئولیت مشاور جانشین ستاد مشترک ارتش به وی محول گردید. سرانجام سرتیپ جواد فکوری پس از بازدید از منطقه جنگی جنوب در روز هشتم مهر ماه سال 1360 در سن 43 سالگی به همراه تیمسار فلاحی، کلاه دوز، جهان آرا ، نامجو و ... بر فراز آسمان کهریزک دچار سانحه هوایی گردید و ندای حق را لبیک گفت. از این شهید گران قدر 3 فرزند به یادگار باقی ماند.
==آثار==
 ===سخن شهید===
دیدگاه شهید فکوری درباره انگیزه بروز جنگ و ماهیت آن:
 ===ماجرای شهادت شهید فکوری===
یک روز جواد هراسان به خانه آمد و گفت: ساک مرا ببند می‌خواهم با تیمسار فلاحی به جبهه بروم. برخلاف همیشه نگران شدم و خواهش کردم نرود. به او گفتم: تو مدت‌ها در جبهه بودی، من و بچه‌ها دوری تو را زیاد تحمل کردیم. به خاطر بچه‌ها نرو، و او برخلاف همیشه شماره تلفنی داد و گفت: هر وقت کاری بود تماس بگیر ولی من باید بروم. سه‌شنبه قرار بود بیاید ولی دوشنبه زنگ زد و گفت: برگشت ما به تا خیر افتاده و پنجشنبه می‌آیم. آن شب نگرانی و دل شوره‌ام بیشتر شد و بی به سرم زد. صبح خواب ماندم و برخلاف همیشه اخبار ساعت 8 را گوش ندادم. هنوز خواب بودیم که یکی، یکی دوستانم به بهانه‌های مختلف به خانه ما آمدند و وقتی دیدند من از ماجرا خبر ندارم چیزی نمی‌گفتند.
 
 
حتی ظهر وقتی علی را از مدرسه آوردم متوجه حضور ماشین‌های متعدد دوستان و آشنایان نشدم که منتظر بودند بعد از خبردار شدن من از ماجرا داخل خانه شوند تا اینکه پسر دایی‌ام که برادر شیری من بود، با من تماس گرفت و خبر را داد. جیغ کشیدم و بی‌هوش شدم. خیلی‌ها به دیدن من آمدند ولی بیشتر اوقات بی‌هوش بودم. حتی در دیدار با حضرت امام (ره) بی‌هوش شدم.
خاطرات مرتبط با شهید جواد فکوری
==خاطرات مرتبط با شهید جواد فکوری==
  ===دین و دنیا===
مطالعات او بر ادیان مختلف به مدت 5 سال موجب شناخت عمیق و عشق او به اسلام شده بود. زمانی که در شیراز بودیم، تیمسار ربیعی (فرمانده پایگاه شیراز) در ماه رمضان او را به صرف نوشیدنی به دفترش دعوت نمود. جواد نرفت. من که از برخورد «ربیعی» می‌ترسیدم به او گفتم: «جواد! امسال سال درجه‌ات است، با ربیعی سر ناسازگاری نگذار.» اما او خیلی بی تفاوت گفت: «دینم را به درجه و دوره نمی‌فروشم.» مدتی بعد تیمسار مرا دید و گفت: «همسر تو شب و روز را گذاشته و به دینش می‌رسد.»
 ===سرپرست===
کمک به نیازمندان را از علی (ع) آموخته بود و این درس را در مکتب اهل بیت با نمره عالی به پایان رساند. از آغاز جوانی با شناسایی مردم فقیر و برطرف کردن مشکلات آن‌ها قدم در راه مولایش نهاد یک بار خانمی به منزل ما آمد و گفت آقای فکوری به حساب خودشان از غذایی که افسران در باشگاه می‌خورند برای ما غذا می‌آورد چون همسرم معمار بود و برای نجات یک مغنی در چاه خودش نیز خفه شد افراد دیگری هم به من گفته بودند او سرپرستی 5 الی 6 خانواده را شخصاً بر عهده گرفته و سعی دارد تمام مشکلات آنان را حل کند به همین دلیل به آن خانم گفتم آنچه سرهنگ انجام می‌دهد مورد قبول و رضایت من است او وظیفه خود را نسبت به خلق خدا انجام می‌دهد.
۲٬۵۲۵
ویرایش