بعد از برگشتن از [[پیرانشهر]] ایشان فرمانده عملیات بودند و بعد از آن برای گذراندن دوره عالی [[سپاه]] به [[تهران]] اعزام شدند. بعد از اینکه دوره عالی را در تهران تمام کردند ایشان اعزام شدند برای لشکر عاشورا در آنجا هم [[فرمانده]] [[گردان]] بودند که عملیات [[بیت المقدس]] شروع شد.
هر چی داشت ویا از مادرم می گرفت می داد به محرومان .او حتی رختخواب خودش را می داد به محرومان. پول از دایی یا آقا می گرفت و می گفت یه کسی هست که می خواهیم کمک کنیم. در این چیزها خیلی فعال بود . بیشتر تو فامیل ها اگرکسی با هم درگیری داشتند اگروقت می کرد می رفت آنها را با هم آشتی می داد. می رفت پیش مریضها شون، اصلا آرام نداشت. هیچ شبی بدون وضو نمی خوابید.
==وصیت نامه==