ویرایش‌ها

شهیداکبر شهریاری

۴۰ بایت اضافه‌شده، ‏۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۵
Amosoltany98 صفحهٔ [[شهید اکبر شهریاری]] را به [[شهیداکبر شهریاری]] منتقل کرد
==خاطرات:==
===همسر شهید:===
من مدت کمی با شهید شهریاری زندگی کردم و شاید ابعاد شخصیتی وی را به خوبی درک نکردم، اما همین قدر بگویم که وی بسیار به قرآن کریم تاکید داشت. همیشه به ما توصیه می کرد تلاش کنید روزانه زمانی را برای تلاوت قرآن صرف کنید. خودش هم همیشه یک قرآن همراه داشت و هر زمان که می توانست به خواندن آیت الهی مشغول می شد.
برادر شهید: شهید اکبر از کودکی به ائمه علیه السلام و قرآن علاقه داشت و در هیأت و مسجد بسیار فعالیت می کرد با وجود اینکه انسان بسیار آگاه و متفکری بود اما همیشه خود را بسیار پایین نشان می داد، به او می گفتم: ما را راهنمایی کن اما می گفت: من به نصیحت شما نیاز دارم. در واقع تواضع یکی از مهمترین ویژگی های شخصیتی او بود. احترام زیادی برای پدر و مادر قائل بود و هیچگاه با آنها بلند صحبت نمی کرد. همیشه در پاسخ به در خواست های اعضای خانواده از کلمه ی چشم استفاده می کرد، همیشه جوانان را به ورزش، درس خواندن و احترام به پدر و مادر توصیه می کرد. آرزویش شهادت در راه اسلام و قرآن بود. در آخرین سفری که به کربلا داشت می گفت: من حاجتم را از آقا گرفتم!
یک روز پیش از شهادت، یکی از دوستانش مجروح می شود. هنگامی که اکبر بالای سرش می رود به اکبر می گوید: محمود بیضایی شهید شده و چند شب قبل از شهادت در خواب دیده بود که با تو (یعنی شهید شهریاری) درباغی بزرگ و سرسبز در حال قدم زدن است. فردای آن روز اکبر هم دراطراف حرم مطهر حضرت زینب علیه السلام براثر اصابت ترکش به درجه ی رفیع شهادت نائل شد.
یکی از دوستان شهید: اکبر شبها بعد از نماز مغرب و عشا جلسه ی قرآن در مسجد برپا می کرد؛ اخلاص و اخلاق نیکوی وی زبانزد بود. همیشه در کارها به خدا توکل داشت. یک روز در مسجد محفلی برپا کردیم. قاری برنامه دیر می کرد و همه ما نگران بودیم، اکبر آمد و با آرامش گفت: «قل هو الله» بخوانید میهمانان می آید و درست چند دقیقه بعد قاری برنامه رسید.<ref>منبع سایت نویدشاهد</ref>
منبع:سایت نویدشاهد==پانویس==<references/>
۷۸
ویرایش