او جوانی متواضع، صبور، مؤمن، صادق، بی آلایش و در بین دوستان عزیز بود. در یاری رساندن به دوستان و آشنایان و خصوصاً مردم ضعیف از هیچ كوششی دریغ نمی كرد. از پیروان راستین مكتب اسلام و تشیع سرخ علوی بود. از مادیات كناره گیری می كرد و به مسائل مادی نمی اندیشید. او مردی دوراندیش و در كمك به دیگران پیشتاز و در برخورد با همه یكرنگ بود. سخت ترین شرایط را تحمل می كرد و از غیبت كردن به هر نحو جلوگیری می نمود.
با شروع جنگ تحمیلی شهید احمد نساجان از جمله یاوران و پاسداران قرآن بود كه بلافاصله عازم خدمت مقدس سربازی شد و پس از پایان دوره ی آموزشی جهت یاری رساندن به لبیك گویان روح الله به سوی جبهه های نور و تقوی شتافت و سرانجام در تاریخ 1361/03/07 در عملیات رهایی بخش بیت المقدس در خرمشهر مورد اصابت تركش خمپاره دشمنان خوار و زبون قرار گرفت و این عارف و زاهد و سالك و شاهد با خون خود صحرای تفتیده ی جنوب را رنگین نمود. مزار این شهید گرامی در استان البرز، شهرستان کرج، امامزاده محمد واقع شده است
==خاطرات==
خاطره ای از زبان مادر شهید
سپس من و پدرش را با آمبولانس به بیلقان برد. گفتم: من كه خودم میدانم پسرم شهید شده است. چرا از همان اول به من نگفتید؟ گفت: ماشاء الله چه مادری! گفتم: ماشاءالله ندارد قربانت بروم، خدا را شكر میكنم.
پیکر مطهر فرزندم را به محله آوردند و او را تشییع کردند و در امامزاده به خاک سپردند. من نه تنها مشکی نپوشیدم بلکه گریه هم نکردم. گفتم رفته پیش خدا گریه ندارد. اطرفیان می گفتند خانم نساجان عجب طاقتی دارد! گفتم: این صبر را مدیون جدم هستم.
احمد تازه شهید شده بود چند تا خانم نزد من آمدند و گفتند خوش به حالت چه پسر خوبی داشتی. گفتم: چطور؟ گفتند احمد شب ها با دو سه نفر از خانه ها قند، شکر، چایی جمع میكرد و بین فقرا تقسیم میكرد. <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/27550%20%20 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />