مرحله دوم عملیات بیتالمقدس
===مرحله دوم=== دومین مرحله از عملیات بیتالمقدس در تاریخ 1361/2/16 با رمز مبارک «یا علیابیطالب (ع)» در حالی که منورهای دشمن آسمان منطقه را چون روز روشن کرده است، آغاز میشود. رزمندگان محور فتح از جنوب و محور نصر از شمال منطقه، با هجومی گسترده خود را به مواضع دشمن رسانده، در محور جنوبی قسمتهایی از جاده که توسط پاتک دشمن از چنگ رزمندگان خارج شده بود – دوباره تصرف کرده و موفق میشوند این بار کلیه خطوط را در دست بگیرند، که در نتیجه جدالی بسیار شدید در میگیرد. دشمن میداند که اگر جاده خرمشهر- اهواز از چنگش خارج شود، شکستش حتمی است و از این جهات تمام توان خود را برای حفظ قسمتهای باقیمانده میگذارد. با همکاری نیروی هوایی و هوانیروز، منطقه سه راه حسینه و قسمتی از جفیر انباشته از تانکهای سوخته میشود و تعدادی نیز به غنیمت در میآید. همچنین پادگان حمید که در مرحله اول در یک قدمی آزادی قرار گرفته بود، با فرار بعثیان به طور کامل به تصرف رزمندگان اسلام در میآیند. رزمندگان اسلام با درهم کوبیدن قوای عراقی، لحظه به لحظه به تصرفات خود میافزایند و دژهای به ظاهر تسخیرناپذیر دشمن را یکی پس از دیگری با ندای تکبیر و هجوم بیامان تسخیر میکنند.
نیروهای عمل کننده در شمال خرمشهر، پس از نبردی سنگین خود را به خطوط مرزی میرسانند و از آنجا که خط دفاعی محکمی در خطوط مرزی وجود ندارد، رزمندگان به ناچار وارد خاک عراق شده و در پشت سیل بند که در یک کیلومتری خاک دشمن قرار دارد، موضع میگیرند. نیروهای زرهی ایران نیز مجدداً وارد عمل شده و اقدام به تثبیت مواضع جدید میکنند؛ اما ناگهان دشمن بعثی با بهکارگیری نیروهای جدید، اقدام به پاتکی بسیار سنگین کرده و رخنهای در خط دفاعی ایران ایجاد میکند. با افزایش فشار، رخنه هر لحظه بزرگتر شده و در این میان تعداد زیادی از نیروهای ایران در یک قدمی اسارت یا شهادت قرار میگیرند.
عراق تلاش میکند هر لحظه فشار خود را بیشتر کند و قسمتهای دیگری از دژهای دفاعی را به تصرف درآورده که تمامی این فشارها با مقاومت سرسختانه رزمندگان اسلام دفع میشود و با تاریک شدن هوا، رخنه ایجاد شده ترمیم و دشمن به عقب رانده میشود. در دفع این تهاجم، تعدادی از نیروهای با تجربه برادر فتایی، فرمانده گردان تیپ امام حسین (ع) و برادر وزوایی، مسئول اطلاعات تیپ محمد رسولالله (ص) به شهادت میرسند. رادیو بغداد با پخش مارش نظامی دم از پیروزی زده و چنان وانمود میکند که ایرانیان شکست خورده و از منطقه عملیاتی عقبنشینی کردهاند و در اثبات سخن خود شهر هویزه و خرمشهر را به رخ میکشد.
همزمان با پیشروی در جنوب، از محور فکّه خبر میرسد که نیروهای ایران برای آزادسازی نیروهای خود و انهدام نیروهای دشمن اقدام به حملهای سخت نموده و تپه 182 را به تصرف در آوردهاند و بیش از 800 نفر از نیروهای عراق را به اسارت گرفتهاند. پیروزی فکّه روحیه دشمن را خرد میکند و کمک بزرگی برای عملیات بیتالمقدس و ادامه آن میشود. البته این عملیات پیروزمند تحتالشعاع عملیات بیتالمقدس قرار میگیرد و در نظرها آن طور که باید، جلوه نمیکند.
هویزه آزاد میشود
====هویزه آزاد میشود==== با عبور بینظیر رزمندگان از محور کرخه و رسیدن به نزدیک مرزهای بینالمللی از شمال منطقه درگیری و جهش بلند آنها از جاده اهواز-خرمشهر و استقرار در 17 کیلومتری نوار مرزی، شهر هویزه به محاصره رزمندگان اسلام در میآید. ارتش عراق برای درهم شکستن محاصره با تمام توان، به خصوص بمباران شدید و پاتکهای سنگین، سعی در عقب راندن رزمندگان اسلام کرده و فشار و حجم آتش سنگین خود را زیادتر میکند تا نیروهای اسلام را عقب راند، اما به کمترین توفیقی دست نمییابد. رزمندگان بیمحابا به دفاع و حمله در برابر دشمن میپردازند و برای آزادی خرمشهر و هویزه، تمام فشارها و مشکلات دشمن را تحمل و به پیش میتازند. زمانی که حلقه محاصره هویزه هر لحظه تنگتر میشود، نیروهای عراقی که خود را در مهلکهای دشوار میبینند، اقدام به فرار و عقبنشینی میکنند. نیروهایی که آمده بودند تا بمانند، به ناچار قسمت وسیعی از مراکز و تأسیسات اشغالی را رها کرده و برای نجات جان خود تا مرزهای بینالمللی میگریزند.
نیروهای پیروز، وارد شهر هویزه میشوند، اما جز ویرانی و تلهای آجر و خاک نمیبینند. دشمن هنگام عقبنشینی از شهر، تمام شهر را با مواد منفجره و بولدوزر به ویرانه بدل میکند. صدام با ادعای نجات مردم عربزبان خوزستان، وارد خاک ایران شده بود، که هنگام خروج، خانه و کاشانه مردم عرب زبان خوزستان را در مناطق اشغالی نابود میکند، که هویزه نمونهای بارز از وحشیگریهای رژیم بعثی است. ارتش آزادیبخش اسلام، دشمن رو به هزیمت گذاشته را تعقیب میکند. با انتشار خبر فتح هویزه، صدام همچون دفعات قبل، فرار از هویزه را هم جزو پیروزیهای درخشان خود به حساب میآورد و سرانجام اعلام میکند که ارتش عراق برای محاصره ایرانیها، اقدام به عقبنشینی تاکتیکی از هویزه کرده است.
در مرحله دوم عملیات، گروه دیگری از نیروهای عراقی کشته و زخمی و تعدادی هم به اسارت در میآیند. همچنین غنایم زیادی از دشمن به دست رزمندگان میافتد. در این مرحله از عملیات پادگان حمید، جاده اهواز-خرمشهر، ایستگاه حسینیه و جفیر و هویزه آزاده شده و دشمن با تحمل تلفات و خسارات سنگین مجبور به عقبنشینی میشود.
===مرحله سوم عملیات بیتالمقدس===
صدام، از ترس ادامه عملیّات و برای جلوگیری از آن، تمام نیروهایش را عقب میکشد و با تمرکز دادن آنان در محور شلمچه ـ خرمشهر و با احداث مواضع جدید و میدانهای آتش گسترده و آرایش گردانهای جدید تانک، خود را آماده نبردی بزرگ مینماید. در تاریخ 19 و 1360/2/20 ایران در این محور دست به حمله میزند، ولی در هر دو مورد به علت مقاومت شدید دشمن به خصوص در محور شلمچه، کار عملیّات ناموفق میماند. به رغم عدم موفقیت، بیش از 100 افسر و درجهدار و 215 سرباز عراقی به اسارت در میآیند.
در ادامه مرحله سوم، کار پیشروی به طرف خرمشهر مسدود و نیروهای زرهی دشمن با اجرای پاتکهای موفقیتآمیز که با آتش شدید توپخانه و حمله گسترده هوایی همراه است، رزمندگان اسلام را از ادامه پیشروی باز میدارد. نیروهای ایران که توانسته بودند با پیشروی برقآسا از جنوب بستان تا شمال خرمشهر را آزاد کرده و به کنترل درآورند، ناگهان در محور جدید با مقابله شدید مواجه میشوند و با شرایط پیش آمده به نظر میرسد که کار فتح خرمشهر به تعویق میافتد. صدام این موفقیت نسبی را بزرگ میکند و خبرنگاران را به خرمشهر فرا میخواند. خبرنگاران غربی با ورود به شهر گویا خود در استان لنینگراد روسیه میبینند. صدام برای نشان دادن آثار شکست عملیّات بیتالمقدس، خرمشهر را به رخ کشیده و با پخش تصاویر تعدادی از شهدا که در محور شلمچه – خرمشهر در مرحله سوم به شهادت رسیدهاند، خود را پیروز میخواند. به تمام دنیا گفته میشود که خرمشهر فتح نشدنی و نفوذناپذیر است و برای سربازان و فرماندهان عراق به خاطر دفاع خوب پیام تبریک فرستاده میشود. تبلیغات عراق زمانی بالا میگیرد که در یکی از پاتکهایش موفق میشود پاسگاههای شهابی را از ایران پس گرفته و تعدادی را در این منطقه به اسارت بگیرد.
در ادامه مرحله سوم، کار پیشروی به طرف خرمشهر مسدود و نیروهای زرهی دشمن با اجرای پاتکهای موفقیتآمیز که با آتش شدید توپخانه و حمله گسترده هوایی همراه است، رزمندگان اسلام را از ادامه پیشروی باز میدارد. نیروهای ایران که توانسته بودند با پیشروی برقآسا از جنوب بستان تا شمال خرمشهر را آزاد کرده و به کنترل درآورند، ناگهان در محور جدید با مقابله شدید مواجه میشوند و با شرایط پیش آمده به نظر میرسد که کار فتح خرمشهر به تعویق میافتد. صدام این موفقیت نسبی را بزرگ میکند و خبرنگاران را به خرمشهر فرا میخواند. خبرنگاران غربی با ورود به شهر گویا خود در استان لنینگراد روسیه میبینند. صدام برای نشان دادن آثار شکست عملیّات بیتالمقدس، خرمشهر را به رخ کشیده و با پخش تصاویر تعدادی از شهدا که در محور شلمچه – خرمشهر در مرحله سوم به شهادت رسیدهاند، خود را پیروز میخواند. به تمام دنیا گفته میشود که خرمشهر فتح نشدنی و نفوذناپذیر است و برای سربازان و فرماندهان عراق به خاطر دفاع خوب پیام تبریک فرستاده میشود. تبلیغات عراق زمانی بالا میگیرد که در یکی از پاتکهایش موفق میشود پاسگاههای شهابی را از ایران پس گرفته و تعدادی را در این منطقه به اسارت بگیرد. ادامه مرحله سوم و یورش نهایی برای فتح خرمشهر:
در حالی که همگان میپندارند ایرانیان فتح خرمشهر را به بعد موکول کرده و برای اثبات ادعاهای خود توقف عملیات را در محور شلمچه ـ خرمشهر گوشزد میکنند، فرماندهان و مسئولان جمهوری اسلامی با نهایت جدیت به تدارک حمله میپردازند. با درخواست فرماندهان نظامی ایران، امت سلحشور و رزمندگان غیرتمند، به سرعت خود را به مناطق جنگی میرسانند و در صف داوطلبان آزادی خرمشهر قرار میگیرند.
نقاط ضعف و صدمه دیده ایران ترمیم میشود و لشکرهای اسلام آماده میشوند که این بار با هجوم نهایی دژ نفوذناپذیر خرمشهر را فرو ریزند. محورها و راههای مختلف شناسایی میشود و نیروها با آمادگی و سازماندهی بهتر تلاش میکنند تا خرمشهر را از چنگال دشمن خارج کنند. در جبهه مقابل نیروهای عراق، برای درهم ریختن سازماندهی ایرانیان، همچنان به انجام پاتک و گلوله باران مواضع ایران میپردازند و با حملات هوایی گسترده تلاش میکنند تا حریف را از هجوم به خرمشهر منصرف نمایند. قسمت اعظم لشکرهای عراق در منطقه جنوب در محور جدید جمع شده و خود را آماده نبردی عظیم مینمایند. فرماندهان بعث با پیش کشیدن توقف ایرانیان و دفاع سنگین عراق به سربازان خود اینطور القاء میکنند که ایرانیان هرگز نخواهند توانست در جولانگاه آنان قدم گذارند. تعداد 000/36 نفر نیروی دشمن آمادهی دفاع از خرمشهر میشوند تا به پشتیبانی از نیروها در خط خود برخاسته و حتی خود را آماده جنگ خیابانی میکنند.
سومین مرحله عملیات در شب جمعه، 30 اردیبهشت ماه 1361 همزمان با مبعث پیامبر اکرم (ص) آغاز میشود؛ اما در این شب، دشمن بعثی با داشتن تجربه از حملات گذشته در آمادگی کامل به سر میبرد، تا برای برهم زدن نقشه نیروهای اسلام اقدام به هجومی گسترده کند. قوای اسلام با توانی مضاعف و همتی وافر، آمادهاند تا با تمامی قوا در مقابل متجاوزین بعثی قرار گیرند. ناگهان گرد و غبار و طوفانی عظیم منطقه درگیری را فرا میگیرد و نیروهای دشمن که از سنگر خارج شده بودند، در میان طوفان مهیب، یگانهای یکدیگر را گم کرده و در آن گیر و دار و اوضاع وانفسا، به روی هم آتش میگشایند. نقشه دشمن پس از تحمل ضربات سنگین، نقش بر آب میشود و سرانجام به مواضع خود باز میگردند.
با پاتک دشمن، حمله رزمندگان به تأخیر میافتد و حمله نهایی به یک روز بعد موکول میشود. با هوشیاری و کاردانی فرماندهان، بلافاصله کار بازسازی و آرایش جنگی انجام میگیرد و تعداد دیگری از بسیجیان جان برکف از طریق جاده اهواز-خرمشهر و... به خط فرا خوانده میشوند. قوای اسلامی در قالب چهار لشکر نصر، فتح، قدس و فجر سازماندهی و آماده میشوند تا با یورش بیامان به مواضع دشمن، خرمشهر را از چنگ دشمن آزاد سازند. با تاریک شدن هوا حرکت نیروها به سوی خاکریزهای دشمن آغاز و با قرار گرفتن در جاهای از قبل تعیین شده، آماده فرمان حمله میشوند. در ساعت 5/9 شب جمعه، دشمن به حضور نیروهای ایران در اطراف خود پی میبرد و شروع به گلولهباران منطقه میکند. سرانجام مرحله سوم عملیات بیتالمقدس با رمز مبارک «یامحمدبن عبدالله (ص)» در ساعت 12:30 دقیقه روز شنبه مورخ 1361/3/1 با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز میشود. چهار لشکر خطشکن ایران در حالی که لشکر نصر مشغول درگیری با دشمن است، هجمه خود را با مواضع دشمن شروع میکنند. به دلیل حضور گسترده مردم و بهکارگیری تاکتیکهای ابتکاری، عملیات با موفقیت پیش میرود. ضربات شکنندهی رزمندگان اسلام توان قوای دشمن را تحلیل میبرد و این بار دشمن در مییابد که تاب مقابله با قوای ایران را ندارد. در نخستین ساعات عملیات، خاکریزهای اول و دوم نیروهای عراقی در منطقه پل نو و شلمچه، توسط لشکر نصر سقوط و لشکر فجر از نهر عرایض عبور میکند. با عبور رزمندگان اسلام از موانع ایذایی قسمتهای دیگری از مواضع دشمن مورد هجوم قرار میگیرد و نیروهای عراقی در حالت سردرگمی و فرار، قرار میگیرند. توپخانهها و خمپارهاندازهای دشمن تلاش میکنند با آتش گسترده خود تکاورهای شجاع ایران را زمینگیر و وادار به توقف کنند.
در ساعت 3 نیمهشب به تمامی نیروهای عراقی دستور داده میشود که از مواضع خود عقبنشینی کنند و در پشت شلمچه و خرمشهر استقرار یابند. نزدیک صبح، لشکر فجر از پل نو به جاده آسفالته میرسد و شروع به شکار تانکهای در حال فرار دشمن (به طرف بصره) میکند. با هجوم گسترده آر پی جی زنها، تعداد زیادی از ادوات زرهی دشمن منهدم میشود و تعدادی نیز به غنیمت درمیآید. همچنین تعداد بیشماری از نیروهای بعثی، کشته، زخمی یا اسیر میشوند و بقیه همچنان راه فرار را در پیش میگیرند. در ساعت 5 صبح، پل استراتژیک نو به تصرف رزمندگان اسلام درمیآید و یکی از اهداف مهم و حساس عملیات محقق میشود. قوای ایرانی برای محاصره دشمن راه اروند رود را در پیش گرفته تا از عکسالعمل مناسب دشمن کم کنند و نیز بر پلهای تدارکاتی آنها تسلط یابند. نیروی هوایی عراق با بمبارانهای شدید هوایی تلاش میکند تا از توان رزمی قوای اسلام بکاهد و سدی نفوذناپذیر در مقابل خرمشهر به وجود آورد. حضور جنگندههای عراق هم نمیتواند روحیه نیروهای خود را تقویت و از فرار آنها جلوگیری کند. تا ساعت 9 صبح قسمت اعظم اسلام به کنارههای اروند رود میرسند و بدین ترتیب محاصره خرمشهر کامل میشود. با فشار گاز انبری نیروهای ایرانی، ارتش بعثی به سرعت به طرف پل تدارکاتی اروندرود میگریزد. نیروهای مستقر در شهر نیز با احساس خطر، راه گریز میجویند. تا آن لحظه حدود 5000 نفر اسیر شدهاند و تعداد زیادی تانک و نفربر منهدم شده و یا به غنیمت درمیآید.
با پاتک دشمن، حمله رزمندگان به تأخیر میافتد و حمله نهایی به یک روز بعد موکول میشود. با هوشیاری و کاردانی فرماندهان، بلافاصله کار بازسازی و آرایش جنگی انجام میگیرد و تعداد دیگری از بسیجیان جان برکف از طریق جاده اهواز-خرمشهر و... به خط فرا خوانده میشوند. قوای اسلامی در قالب چهار لشکر نصر، فتح، قدس و فجر سازماندهی و آماده میشوند تا با یورش بیامان به مواضع دشمن، خرمشهر را از چنگ دشمن آزاد سازند. با تاریک شدن هوا حرکت نیروها به سوی خاکریزهای دشمن آغاز و با قرار گرفتن در جاهای از قبل تعیین شده، آماده فرمان حمله میشوند. در ساعت 5/9 شب جمعه، دشمن به حضور نیروهای ایران در اطراف خود پی میبرد و شروع به گلولهباران منطقه میکند. سرانجام مرحله سوم عملیات بیتالمقدس با رمز مبارک «یامحمدبن عبدالله (ص)» در ساعت 12:30 دقیقه روز شنبه مورخ 1361/3/1 با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز میشود. چهار لشکر خطشکن ایران در حالی که لشکر نصر مشغول درگیری با دشمن است، هجمه خود را با مواضع دشمن شروع میکنند. به دلیل حضور گسترده مردم و بهکارگیری تاکتیکهای ابتکاری، عملیات با موفقیت پیش میرود. ضربات شکنندهی رزمندگان اسلام توان قوای دشمن را تحلیل میبرد و این بار دشمن در مییابد که تاب مقابله با قوای ایران را ندارد. در نخستین ساعات عملیات، خاکریزهای اول و دوم نیروهای عراقی در منطقه پل نو و شلمچه، توسط لشکر نصر سقوط و لشکر فجر از نهر عرایض عبور میکند. با عبور رزمندگان اسلام از موانع ایذایی قسمتهای دیگری از مواضع دشمن مورد هجوم قرار میگیرد و نیروهای عراقی در حالت سردرگمی و فرار، قرار میگیرند. توپخانهها و خمپارهاندازهای دشمن تلاش میکنند با آتش گسترده خود تکاورهای شجاع ایران را زمینگیر و وادار به توقف کنند. در ساعت 3 نیمهشب به تمامی نیروهای عراقی دستور داده میشود که از مواضع خود عقبنشینی کنند و در پشت شلمچه و خرمشهر استقرار یابند. نزدیک صبح، لشکر فجر از پل نو به جاده آسفالته میرسد و شروع به شکار تانکهای در حال فرار دشمن (به طرف بصره) میکند. با هجوم گسترده آر پی جی زنها، تعداد زیادی از ادوات زرهی دشمن منهدم میشود و تعدادی نیز به غنیمت درمیآید. همچنین تعداد بیشماری از نیروهای بعثی، کشته، زخمی یا اسیر میشوند و بقیه همچنان راه فرار را در پیش میگیرند. در ساعت 5 صبح، پل استراتژیک نو به تصرف رزمندگان اسلام درمیآید و یکی از اهداف مهم و حساس عملیات محقق میشود. قوای ایرانی برای محاصره دشمن راه اروند رود را در پیش گرفته تا از عکسالعمل مناسب دشمن کم کنند و نیز بر پلهای تدارکاتی آنها تسلط یابند. نیروی هوایی عراق با بمبارانهای شدید هوایی تلاش میکند تا از توان رزمی قوای اسلام بکاهد و سدی نفوذناپذیر در مقابل خرمشهر به وجود آورد. حضور جنگندههای عراق هم نمیتواند روحیه نیروهای خود را تقویت و از فرار آنها جلوگیری کند. تا ساعت 9 صبح قسمت اعظم اسلام به کنارههای اروند رود میرسند و بدین ترتیب محاصره خرمشهر کامل میشود. با فشار گاز انبری نیروهای ایرانی، ارتش بعثی به سرعت به طرف پل تدارکاتی اروندرود میگریزد. نیروهای مستقر در شهر نیز با احساس خطر، راه گریز میجویند. تا آن لحظه حدود 5000 نفر اسیر شدهاند و تعداد زیادی تانک و نفربر منهدم شده و یا به غنیمت درمیآید. با اجتماع نیروهای فراری بعثی در اطراف پل بزرگ اروندرود، از سوی فرماندهان عراقی به آنها دستور داده میشود که برای شکستن حلقه محاصره خرمشهر هر طور شده باید اقدام کنند. نبردی سنگین آغاز میشود و طرفین با تمام قوا یکدیگر را زیر آتش میگیرند. برتری آتش پرحجم رزمندگان اسلام، نیروهای عراقی را در آستانه اضمحلال کامل قرار میدهد. در حدود ساعت 10/5 صبح، موج اول از مرحله سوم پایان مییابد و رزمندگان اسلام به تثبیت مواضع و تجدید قوا میپردازند. روز یکشنبه نیز با تبادل آتش عملیات ایذایی به پایان میرسد تا اینکه در نیمههای شب، نیروهای بعث از منطقه شلمچه و بصره دست به نقل و انتقالات گسترده میزنند. در ساعت 2 بامداد آتشبارهای عراق اقدام به گلولهباران سنگین منطقه میکنند تا نیروهای زرهی خود را در تهاجم حمایت کنند. بدین ترتیب دشمن موفق میشود تا عمق پنج کیلومتری پیشروی کند.
به دستور صدام این نیروها مأموریت مییابند که حلقه محاصره خرمشهر را به هر قیمت که شده، بشکنند و خرمشهر را از خطر سقوط به دست قوای اسلام نجات دهند. در شب فتح خرمشهر، باران شروع به باریدن میکند و با روشن شدن هوا نبرد به اوج خود میرسد و قوای عراقی تلاش میکنند که نیروهای ایران را منهدم کرده یا به عقب بزنند. فشار سنگینی متوجه نیروهای ایران میشود اما آنقدر مقاومت میکنند تا اینکه نیروهای پاتک کننده عراق را در محاصره قرار میدهند و با ادامه فشار و در حالت ناباوری فرماندهان بعث، سه تیپ از ارتش عراق به طور کامل منهدم میشود.
با مشاهده اوضاع، پس ماندهی نیروهای عراقی راه فرار را در پیش میگیرند و در ساعت 10 صبح، فرار دشمن سرعت بیشتری به خود گرفته و آرایش جنگی آنان شدیداً به هم میخورد. این نیروها که از مرحله سوم عملیات با تهاجمات پی در پی رزمندگان اسلام، از نظر موقعیت و آرایش دفاعی با دادن 25 کیلومتر پهلو، مقدمه نابودی خود را فراهم کرده بودند، مصرانه از صدام تقاضای عقبنشینی میکنند؛ ولی صدام همچنان با دستور مؤکد بر مقاومت آنها برای خرمشهر اصرار میورزد.
در آستانه ورود قوای ایران به خرمشهر، بخش فارسی رادیو بغداد مکرر اعلام میکند: «دفاع از خرمشهر به معنی دفاع از بصره است. آبروی امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است.» رادیو بغداد تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا با تبلیغات و برانگیختن احساسات سربازان وحشتزده خود، آنها را وادار به مقاومت کند. رادیو بغداد که ماهیت آن بر همگان آشکار است، با آزادسازی هویزه (که ضربه محکمی به رژیم بعث عراق بود) به انتشار اخبار کذب پرداخته وانمود میکند که رژیم بعث پیروزیهای درخشانی را کسب کرده است، و از قول فرماندهی لشکرهای بدون سرباز و بینام و نشان اعلام میکند که سربازان عراق با حملات کوبنده موفق شدهاند تلفاتی سنگین به قوای ایران وارد و بقیه را وادار به فرار کنند. این رادیو در ادامه تبلیغات خود با التماس از بعثیان میخواهد که مانع ورود ایرانیان به خرمشهر شوند. رسوایی این رادیو به جایی میرسد که به نیروهای محاصره شده و وحشتزده خود طرز مبارزه و انهدام نیروهای ایرانی را یاد داده و از آنان میخواهد با شناسایی دقیق از مواضع ایرانیان و بستن راههای نفوذ و یورش بیامان، درس تلخی به بسیجیان و دیگر نیروهای رزمنده ایرانی بیاموزند و جهنمی فراموش نشدنی برایشان پدید آورند. رزمندگان اسلام از جمله لشکر امام حسین (ع) پلهای تدارکاتی روی اروندرود را تصرف و یا منهدم میکنند و با این عملیات درخشان، حلقه محاصره تکمیل میشود.
در آستانه ورود قوای ایران به خرمشهر، بخش فارسی رادیو بغداد مکرر اعلام میکند: «دفاع از خرمشهر به معنی دفاع از بصره است. آبروی امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است.» رادیو بغداد تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا با تبلیغات و برانگیختن احساسات سربازان وحشتزده خود، آنها را وادار به مقاومت کند. رادیو بغداد که ماهیت آن بر همگان آشکار است، با آزادسازی هویزه (که ضربه محکمی به رژیم بعث عراق بود) به انتشار اخبار کذب پرداخته وانمود میکند که رژیم بعث پیروزیهای درخشانی را کسب کرده است، و از قول فرماندهی لشکرهای بدون سرباز و بینام و نشان اعلام میکند که سربازان عراق با حملات کوبنده موفق شدهاند تلفاتی سنگین به قوای ایران وارد و بقیه را وادار به فرار کنند. این رادیو در ادامه تبلیغات خود با التماس از بعثیان میخواهد که مانع ورود ایرانیان به خرمشهر شوند. رسوایی این رادیو به جایی میرسد که به نیروهای محاصره شده و وحشتزده خود طرز مبارزه و انهدام نیروهای ایرانی را یاد داده و از آنان میخواهد با شناسایی دقیق از مواضع ایرانیان و بستن راههای نفوذ و یورش بیامان، درس تلخی به بسیجیان و دیگر نیروهای رزمنده ایرانی بیاموزند و جهنمی فراموش نشدنی برایشان پدید آورند. رزمندگان اسلام از جمله لشکر امام حسین (ع) پلهای تدارکاتی روی اروندرود را تصرف و یا منهدم میکنند و با این عملیات درخشان، حلقه محاصره تکمیل میشود. سرهنگ زیدان، فرمانده نیروهای خرمشهر با گرفتن خط عمل از فرماندهان ردههای بالای لشکر 11 و انتقال آن به نیروهای تحت فرماندهی خود، تلاش میکند تا این امید را در دل صدام ایجاد کند که خرمشهر با تدابیر او برای همیشه در دست آنها خواهد ماند. در گرماگرم جنگ، لشکر نصر سپاه پاسداران به تعقیب پس مانده دشمن میپردازد. سپاه اسلام با وارد کردن تعداد 9 دستگاه موشکانداز کاتیوشا به منطقه، جواب آتش بیرمق عراق را با موشکباران شدید پاسخ میدهد. مناطق محاصره شدهی دشمن با آتش شدید بیامان کاتیوشا درهم کوبیده میشود و به علت گستردگی و برنامهریزی صحیح، ضربهای سنگین نصیب دشمن میشود. تیربارچیهای پشت میدانهای مین که به خیال خام خود انتظار میرود ایرانیان را میکشیدند تا با انفجار تلههای انفجاری و شلیک مسلسل، سربازان ایرانی را قتلعام کنند، با شنیدن محاصره، به وحشت افتاده و برایشان مسلم میشود که ایرانیان هیچگاه مستقیماً از شمال خرمشهر دست به حمله نمیزنند و با وجود آن همه استحکامات، هرگز نخواهند توانست مانع آزادی خرمشهر شوند.
نزدیک ظهر، پادگان دژ خرمشهر در محاصره قرار گرفته و نیروهای دشمن با اتکا به نیروهای زرهی اقدام به شکستن حلقه محاصره میکنند و در زیر آتش خمپارهانداز و توپخانه و تانکها به مصاف بسیجیان اسلام میروند؛ ولی رزمندگان اسلام به مقابلهای پرتوان با دشمن پرداخته و شکست سختی را به آنها وارد میکنند که در پی این نبرد، تعدادی تانک و نفربر به آتش کشیده میشود و نیروهای زیادی نیز کشته و مجروح میشوند. همچنین تعدادی سلاح و مهمات نیز به دست رزمندگان میافتد.
نیروی هوایی عراق با تعداد بیشماری جنگنده اهدایی غرب، اقدام به حمله میکند و با حملات پیاپی در حمایت از نیروهای زمینی تلاش میکند تا نیروهای ایران را در مدخل خرمشهر زمین گیر کند. هوانیروز ایران قسمت اعظم نقل و انتقالات را انجام میدهد و در دفع پاتکهای دشمن نهایت تلاش خود را به نمایش میگذارد. تعداد زیادی از تانکهای دشمن قبل از اینکه در تیررس آر پی جی زنها قرار گیرند، هدف موشکهای کبری قرار گرفته و به آتش کشیده میشوند. نیروی هوایی ایران نیز وارد عمل شده و با بمبارانهای مکرر عقبه و پشتیبانی دشمن را در حالی که تعداد زیادی هواپیمای شکاری در آسمان منطقه حضور دارند، مورد حمله قرار داده و خسارات سنگینی به دشمن وارد میسازند. تعدادی از هواپیماهای عراق در آسمان منطقه عملیاتی توسط هواپیماهای شکاری و ضدهوایی ایران هدف قرار گرفته و در میان تکبیر همگان سقوط میکنند.
با پیکار و ایثارگریهای نیروی زمینی و هوایی ایران لحظه به لحظه حلقهی محاصره تنگتر و خرمشهر در یک قدمی آزادی قرار میگیرد. به هنگام ظهر، اولین درگیری برای ورود به شهر انجام میشود. در این میان تعدادی از بعثیان سرسختانه مقاومت میکنند و از دیگران هم میخواهند که به دفاع از شهر بپردازند؛ اما این مقاومتها در برابر حملات و فشار سنگین نیروهای اسلام ناچیز جلوه میکند و نبض خرمشهر بیصبرانه در انتظار قدوم رزمندگان با آهنگی موزون میتپد.