با آرزو ی طول عمر برا ی امام بزرگوارمان، و نصرت نها یی رزمندگان .
در تار ی خ، تاریخ، 1346/05/07 در قصبه شم ی ران، کودک ی د ی ده شمیران، کودکی دیده به جهان گشود که ام ی د آ ی نده امید آینده کشور اسلام ی ش اسلامیش گشت؛ کودک کوچک د ی روز دیروز همان ش ی ر شیر عرصه رزم است که دن ی ا دنیا را چه عجولانه پشت سر نهاد و قدم به عرصه هست ی هستی آخرت گذارد، آر ی بس ی ج ی آری بسیجی قهرمان، سع ی د رضا یی ان، شه ی د شاهد ی سعید رضاییان، شهید شاهدی است که با لباس مق دس سرباز ی مقدس سربازی امام زمان (عج) در تار ی خ، تاریخ، 1365/11/12 در منطقه عمل ی ات ی عملیاتی سومار از دن ی ا پر ی د دنیا پرید و به آخرت پ ی وست پیوست .
سع ی د عز ی زمان، سعید عزیزمان، در تار ی خ، تاریخ، 1362/08/28 در پا ی گاه پایگاه مسجد امام سجاد (ع) به عضو ی ت بس ی ج عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلام ی در آمد اسلامی درآمد و به دل ی ل دلیل داشتن احساس مسئول ی ت، مسئولیت، تواضع و قاطع ی ت قاطعیت به سرعت در پا ی گاه پ ی شرفت پایگاه پیشرفت كرد و بعد از مدت کوتاه ی کوتاهی به عضو ی ت شورا ی پا ی گاه در آمده عضویت شورای پایگاه درآمده و مسئول ی ت مسئولیت شب ها ی پ اس پا ی گاه های پاس پایگاه و امور شهدا را پذ ی رفت، تشک ی ل پذیرفت، تشکیل پرونده برا ی برای شهداي محل، و ته ی ه تهیه امکانات به منظور برگزار ی برگزاری مراسم شهداء، راه انداز ی اندازی کاروان ها ی های جمکران و قم برا ی برای خانواده معظم شهداء، برگزار ی برگزاری مراسم دعا ی دعای توسل در منازل آنان و غ ی ره غیره ... از جمله فعال ی ت ها ی ا ی ن فعالیت های این شهيد عزيز در ا ی ن بس يج این بسيج بود .
فعاليت هاي هر چه ب ی شتر بیشتر سعيد، وابستگ ی پا ی گاه وابستگی پایگاه را به وجودش ب ی شتر بیشتر مي كرد به نحو ی نحوی که به صورت ی ک ی یکی از ارکان اساس ی پا ی گاه تجل ی م ی اساسی پایگاه تجلی می نمود؛ و ی ما ی ه دلگرم ی وی مایه دلگرمی و مشوق در کارها ی کارهای نيك و اساسي د ی گران دیگران بود، در مشکلات، به کمک بچه ها م ی می آمد، در امور نظام ی بس ی ج نظامی بسیج و مأمور ی ت ها ی مأموریت های محوله دارا ی دارای نظم خاص ی ک نظام ی یک نظامی و دقت نظر کاف ی کافی بود و ه ی چ هیچ گاه وظا ی ف وظایف محوله به و ی ن ی مه وی نیمه کاره رها نم ی نمی شد، علاقه اش به بس ی ج بسیج در حد ی حدی بود که پا ی گاه پایگاه را خانه دوم اش حساب م ی می کرد .
شه ی د سع ی د رضا یی ان، تحص ی لات شهید سعید رضاییان، تحصیلات خود را تا مقطع راهنما یی راهنمایی ادامه داده و سپس وارد حوزه علم ی ه علمیه شرق تهران شد و همان صلابت و قاطع ی ت ی قاطعیتی را که در امور بس ی ج بسیج به خرج م ی می داد در فعال ی ت ها ی فعالیت های مربوط به حوزه ن ی ز نیز به همين منوال رفتار مي كرد؛ و ی اول ی ن وی اولین بار در تار ی خ، تاریخ، 1363/12/27 از طرف بس ی ج بسیج به جبهه مهران اعزام و دوم ی ن دومین بار ن ی ز نیز از همان طر ی ق طریق عازم جبهه ها ی های جنوب شد و سپس به دل ی ل دلیل علاقه ز ی اد ی زیادی که جهت حضور در جبهه هاي جنگ در او ا ی جاد ایجاد شده بود تصم ی م تصمیم گرفت به منظور انجام وظ ی فه عموم ی وظیفه عمومی موقتاً در زمان جنگ تحص ی ل تحصیل را رها نموده و از معاف ی ت تحص ی ل ی معافیت تحصیلی استفاده ننما ی د، ننماید، لذا وارد لشگر 77 خراسان شد؛ به جهت شهادت و شجاعت ی شجاعتی که از خود نشان داد به درجه گروهبان ی افتخار ی گروهبانی افتخاری نائل گرد ی د گردید و پس از 9 ماه حضور در جبهه ها ی های نور عل ی ه علیه ظلمت با لباس مقدس سرباز ی سربازی با شروع عمل ی ات کربلا ی عملیات کربلای 6 کما ف ی فی السابق به صورت داوطلب در عمل ی ات عملیات شرکت نموده و در اثر ت ی ر مستق ی م تیر مستقیم دشمن (کال ی بر کالیبر دوشکا) صورت نوران ی ش نورانیش با خون گلو ی ش رنگ ی ن گلویش رنگین شد. خلعت ز ی با ی زیبای شهادت بر قامت استوار اين بس ی ج ی بسیجی عاشق، طلبه عارف، سرباز جان بر کف اسلام مبارک باشد .
حالات او را از قول پدر مقاوم و قهرمان پرورش بشنو ی م بشنویم .
شه ی د سع ی د رضائ ی ان، شهید سعید رضائیان، در تار ی خ، تاریخ، 1346/05/07 به دن ی ا دنیا آمد، دوران طفول ی ت طفولیت را در کاشانک شم ی ران شمیران گذراند؛ سپس به مکتب خانه خواهر ام ی ن ی ان امینیان رفته و به ی ادگ ی ر ی یادگیری علوم قرآن کر ی م کریم مشغول گرد ی د، گردید، وي به لحاظ بافت عم ی ق مذهب ی عمیق مذهبی که از مادر به ارث برده بود هم ی شه همیشه در دروس مذهب ی مذهبی در دوران مد ارس مدارس از نمرات عالي برخوردار بود، او دوران دبستان و راهنمايي را در مدرسه ي شه ی د مطهر ی شهید مطهری رسالت تا سوم راهنما یی راهنمایی ادامه داد و چون عاشق امام و انقلاب بود در تار ی خ، تاریخ، 1362/08/28 جهت ياري انقلاب، وارد پا ی گاه بس ی ج پایگاه بسیج مسجد امام سجاد (ع) واقع در اوقاف دلاوران گرد ی د گردید و هم ی شه ش ک م ی همیشه شک می کرد که دوباره امام بزرگوار خود را ز ی ارت زیارت مي نمايد؟ و چون دلش م ی می خواست در دوران انقلاب قرار بگ ی رد بگیرد جهت ادامه تحص ی ل تحصیل در تار ی خ، تاریخ، 1363/01/21 در حوزه علم ی ه علمیه شرق تهران ثبت نام نمود تا بتواند گوشه کوچک ی کوچکی از د ی ن دین خود را به انقلاب اداء نما ی د نماید .
در هم ی ن همین حال دوباره به جبهه ها عز ی مت عزیمت نمود، و عاقبت تحص ی لات تحصیلات را موقتاً ترک و به ی ار ی یاری رزمندگان اسلام شتافت و ی وی علاقمند بود در صف پاسداران انقلاب قرار بگ ی رد ول ی نص ی بش بگیرد ولی نصیبش نشد اما به قول خودش فرق نم ی نمی کند همه سرباز امام زمان (عج) هستند؛ و ی وی در تار ی خ، تاریخ، 1365/01/18 وارد لش كر لشكر 77 خراسان شد و سپس به منطقه عمل ی ات ی عملیاتی اعزام، و به علت شجاعت در اس ی رگ ی ر ی اسیرگیری افسر عراق ی عراقی ، به درجه گروهبان دوم افتخار ی افتخاری نائل گرد ی د گردید.
شه ی د رضا یی ان ط ی ی ک شهید رضاییان طی یک حماسه قهرمانانه در سومار عامل نجات برادران خود از دست دشمن م ی می شود و آخر ی ن آخرین لحظات ح ی ات حیات خود را در حال ی حالی که با سلاح آر پ ی ج ی پی جی با دشمن زبون در حال نبرد بوده به وس ی له وسیله مسلسل کال ی بر کالیبر دوشکا 50 مورد هدف قرار گرفته و ندا ی بار ی تعال ی ندای باری تعالی را لب ی ک لبیک گفته و به شهادت م ی رسد میرسد .
روحش شاد راهش پر رهرو باد .
آم ی ن ی ا آمین یا رب العالم ی ن و من الله التوف ی ق پدر شه ی د سع ی د رضا یی ان بسمه تعال ی تعط ی لات نوروز ی تازه به اتمام رس ی ده و حوزه فعال ی ت خود را شروع كرده بود، در تار ی خ، 1363/01/21 پدر ی با تجربه در حال ی که دست فرزند معصومش را گرفته بود به حوزه مراجعه و درخواست ثبت نام فرزندش را كرد، با ا ی ن که موقع ثبت نام نبوده و چند ماه از اول سال تحص ی ل ی گذشت ه بود، ق ی افه معصوم فرزند که نور از جمالش م ی بار ی د ما را به خود جلب نمود و تصم ی م گرفت ی م حت ی استادي را مامور کن ی م به و ی تدر ی س، و به سا ی ر همكلاسي ها برساند، او شه ی د والا مقام، برادر بس ی ار ارجمندمان سع ی د رضا یی ان بود كه در تار ی خ، 1365/01/27 کارها ی مقدمات ی انجام ، و جهت مصاحبه به حضور حجت الاسلام و المسلم ی ن حاج آقا ی برهان ی معرف ی شد، به محض ملاحظه صداقت و پاک ی سع ی د، و ی را مورد پذ ی رش قرا داده و تأ یی د نمودند؛ او ن ی ز با فعال ی ت شبانه روز ی به درس خود ادامه داده و کمالات عال ی ه انسان ی را ط ی م ی نمود، خصوص ی ان اخلاق ی و ی در د اخل حوزه مورد توجه همگان قرار گرفته و با برخوردها ی مودبانه خود با روحان ی ون عظ ی م الشأن، موجب افتخار مد ی ر ی ت واقع م ی شد . در کارها ی حوزه داوطلبانه شرکت داشت و م ی گفت: پخش اعلام ی ه را نبا ی د فراموش کن ی م، اجازه بده ی د خودمان اعلام ی ه ها ی حوزه را به مغازه ها، منازل، شخص ی ت ها و مساجد ببريم؛ قبل از زنگ مدرسه و تشر ی ف فرما یی استادشان در مدرس، حضور پ ی دا م ی کرد و حت ی به سا ی ر طلبه ها خبر م ی داد که درس شروع م ی شود، صندل ی استاد اخلاق را او آماده م ی کرد و برا ی مد ی ر ی ت معاون ی ب ی مانند بود، اصرار م ی کرد درس ها ی اخلاق را ب ی شتر کن ی م . اما به مرور زمان عشق او به جبهه شد ی دتر شد طور ی که به ادامه درس قادر نبود و اصرار داشت که مدت ی تحص ی ل را ترک نموده و در عمل ی ات ها شرکت کند و مي گفت: وضع درسي ام خوب خواهد شد، با مشورت با پدر بزرگوارش که در هر لحظه با فرزندش بود و هرگز او را به حال خود رها نم ی نمود موافقت شد به اداره نظام وظ ی فه مراجعه نما ی د، و در عمل ی ات کربلا ی 6 به خواسته اصل ی اش که همانا ز ی ارت ابا عبدالله الحس ی ن (ع) بود نائل گرد ی د، از خداوند متعال ارتقاء درجه ا ی شان و شک ی با یی خانواده معظمش، و سلامت ی امام بزرگوار، و پ ی روز ی هر چند زودتر همرزمانش ان را آرزومند ی م .العالمین
و من الله التوفیق
پدر شهید سعید رضاییان
بسمه تعالی
تعطیلات نوروزی تازه به اتمام رسیده و حوزه فعالیت خود را شروع كرده بود، در تاریخ، 1363/01/21 پدری با تجربه در حالی که دست فرزند معصومش را گرفته بود به حوزه مراجعه و درخواست ثبت نام فرزندش را كرد، با این که موقع ثبت نام نبوده و چند ماه از اول سال تحصیلی گذشته بود، قیافه معصوم فرزند که نور از جمالش می بارید ما را به خود جلب نمود و تصمیم گرفتیم حتی استادي را مامور کنیم به وی تدریس، و به سایر همكلاسي ها برساند، او شهید والا مقام، برادر بسیار ارجمندمان سعید رضاییان بود كه در تاریخ، 1365/01/27 کارهای مقدماتی انجام ، و جهت مصاحبه به حضور حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای برهانی معرفی شد، به محض ملاحظه صداقت و پاکی سعید، وی را مورد پذیرش قرار داده و تأیید نمودند؛ او نیز با فعالیت شبانه روزی به درس خود ادامه داده و کمالات عالیه انسانی را طی می نمود، خصوصیات اخلاقی وی در داخل حوزه مورد توجه همگان قرار گرفته و با برخوردهای مودبانه خود با روحانیون عظیم الشأن، موجب افتخار مدیریت واقع می شد.
در کارهای حوزه داوطلبانه شرکت داشت و می گفت: پخش اعلامیه را نباید فراموش کنیم، اجازه بدهید خودمان اعلامیه های حوزه را به مغازه ها، منازل، شخصیت ها و مساجد ببريم؛ قبل از زنگ مدرسه و تشریف فرمایی استادشان در مدرس، حضور پیدا می کرد و حتی به سایر طلبه ها خبر می داد که درس شروع می شود، صندلی استاد اخلاق را او آماده می کرد و برای مدیریت معاونی بی مانند بود، اصرار می کرد درس های اخلاق را بیشتر کنیم .
اما به مرور زمان عشق او به جبهه شدیدتر شد طوری که به ادامه درس قادر نبود و اصرار داشت که مدتی تحصیل را ترک نموده و در عملیات ها شرکت کند و مي گفت: وضع درسي ام خوب خواهد شد، با مشورت با پدر بزرگوارش که در هر لحظه با فرزندش بود و هرگز او را به حال خود رها نمی نمود موافقت شد به اداره نظام وظیفه مراجعه نماید، و در عملیات کربلای 6 به خواسته اصلی اش که همانا زیارت ابا عبدالله الحسین (ع) بود نائل گردید، از خداوند متعال ارتقاء درجه ایشان و شکیبایی خانواده معظمش، و سلامتی امام بزرگوار، و پیروزی هر چند زودتر همرزمانشان را آرزومندیم .
==وصیت نامه==