ویرایش‌ها

شهید محمود بریانی

۱۹۱ بایت اضافه‌شده، ‏۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۶
/* وصایا */
rId5
نام: [[محمود بریانی]]
نام پدر: قاسم
نام مادر: خدیجه
محل شهادت: [[ام الرصاص]]
محل تولد: [[قزوین ]]
تاریخ تولد: [[۱۳۴۷/۱۰/۲۴]]
محل شهادت: [[ام الرصاص ]]
تاریخ شهادت: [[۱۳۶۵/۱۰/۰۴]]
استان محل شهادت: [[بصره ]]
شهر محل شهادت -
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار [[شهید]] : [[قزوین ]] - قزوین
==زندگي نامه==
بریانی ، محمود: بیست و چهارم دی ۱۳۴۷ ، در شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش قاسم، [[کارگر ]] بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت . چهارم دی ۱۳۶۵ ، با سمت [[غواص ]] در [[ام‌الرصاص ]] [[عراق ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] به سر، [[شهید ]] شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
==وصیت نامه==
[[شهید]] ، [[محمود بریانی]] : همه میمیرند،یکی در بستر و دیگری در میدان نبرد؛ اما، خوشا به سعادت آن کسانی که در میدان نبرد، با جهاد خود دشمن را خوار و ذلیل کرده، به لقاء الله می رسند. باید بگویم که من، راهم را خودم انتخاب کردم و [[شهادت]] آرزوی من است؛ همان طور که آرزوی تمام [[رزمندگان]] است. من دوست دارم مثل سرور آزادگان، [[حسین بن علی (ع)]] [[شهید]] شوم و سر در بدن نداشته باشم و با لب تشنه [[شهید]] شوم. پروردگارا! آرزوهای مرا به هدف اجابت برسان و دعاهایم را مستجاب فرما. ای امت شهیدپرور ! راه [[شهیدان]] را ادامه دهید تا شاید در آن دنیا مورد سؤال قرار نگیرید؛ زیرا در آنجا برگشتی نیست ! ای کسانی که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری میکنید، در آن دنیا چگونه جواب خواهید داد و در مقابل [[شهدای کربلا]] چگونه سر بلند می کنید؟ چگونه جواب [[حضرت زینب (س)]] را -که مصیبت هفتاد و دو تن را تحمل کرد- خواهید داد؟ بدانید که در قبال خون [[شهدا]] ، مسئولید و هیچ عذری پذیرفته نیست . ای منافقان! بدانید که ما با اهدای خون خود، درخت [[اسلام]] را آبیاری کرده و شما هم گور خود را کَنده اید و چنان چه ما را بکُشند و سپس قطعه قطعه کرده و بسوزانید و خاکسترمان را به باد دهید، باز هم فریاد زده و خواهیم گفت: «مرگ بر منافق!» ۱ (۱۱۱۶۵۶۶) محمود بریانی ۱۷/۴/۶۵ <ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2048 سایت شهدای ارتش]</ref>
وصایا==پانویس== شهید، محمود بریانی : همه میمیرند،یکی در بستر و دیگری در میدان نبرد؛ اما، خوشا به سعادت آن کسانی که در میدان نبرد، با جهاد خود دشمن را خوار و ذلیل کرده، به لقاء الله می رسند. باید بگویم که من، راهم را خودم انتخاب کردم و شهادت آرزوی من است؛ همان طور که آرزوی تمام رزمندگان است. من دوست دارم مثل سرور آزادگان، حسین بن علی (ع) شهید شوم و سر در بدن نداشته باشم و با لب تشنه شهید شوم. پروردگارا! آرزوهای مرا به هدف اجابت برسان و دعاهایم را مستجاب فرما. ای امت شهیدپرور ! راه شهیدان را ادامه دهید تا شاید در آن دنیا مورد سؤال قرار نگیرید؛ زیرا در آنجا برگشتی نیست ! ای کسانی که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری میکنید، در آن دنیا چگونه جواب خواهید داد و در مقابل شهدای کربلا چگونه سر بلند می کنید؟ چگونه جواب حضرت زینب (س) را -که مصیبت هفتاد و دو تن را تحمل کرد- خواهید داد؟ بدانید که در قبال خون شهدا، مسئولید و هیچ عذری پذیرفته نیست . ای منافقان! بدانید که ما با اهدای خون خود، درخت اسلام را آبیاری کرده و شما هم گور خود را کَنده اید و چنان چه ما را بکُشند و سپس قطعه قطعه کرده و بسوزانید و خاکسترمان را به باد دهید، باز هم فریاد زده و خواهیم گفت: «مرگ بر منافق!» ۱ (۱۱۱۶۵۶۶) محمود بریانی ۱۷<references /۴/۶۵  شهداي ارتش http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2048>
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش