ویرایش‌ها

شهیداله یار جابری

۳۴۴ بایت حذف‌شده، ‏۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۰
  *اله یار جابری  ==زندگینامه==
تقوا، اخلاص، مدیریت و شجاعت او باعث شد، سردار فاتح کردستان شهید محمودکاوه، زمانی که به منظور جذب و شناسایی نیروهای فداکار استان و برای تکمیل کادر رزمی لشکرویژه شهدا به بیرجند مسافرت کرده بود، درخواست کند که او را به جبهه اعزام کنند. بنابراین، عازم کردستان شد و از طرف شهید کاوه به فرماندهی گردان امام علی (ع) منصوب شد.
 
 
 
 
 
 
*تولد
 
دوم فروردین۱۳۳۹در روستای سید ماد نزدیک بیرجند متولد شد. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در ۷ سالگی، همراه خانواده به روستای ابراهیمی مهاجرت کرد. او در آنجا به مکتبخانه رفت و نزد استادعید محمد جابری قرآن را در مدت ۶ماه فرا گرفت.
*مبارزات انقلاب
 
 
وقتی اولین جرقه های خشم مقدس مردم ایران بر علیه حکومت شاه زده شد، او با دل و جان به صف مبارزان پیوست. زودتر از دیگران به محل برگزاری تظاهرات برعلیه شاه می رفت و دیرتر از آنها باز می گشت.
با تلاش های مردم ایران، حکومت ظالم شاه در سال ۱۳۵۷ سرنگون شد.
*حضور در جبهه
 
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس سپاه در اردیبهشت ۱۳۵۸، او عضو سپاه شد. بعد ازورود به سپاه برای حفاظت از نقاط نقاط مرزی به تربت جام و صالح آباد رفت. سال ۱۳۵۹ داوطلبانه به جبهه رفت و جزء اولین نیروهایی بود که به جبهه خوزستان رفت.
در پشت جبهه مدتی فرمانده پادگان آموزش نظامی منتظران شهادت شد. او علاوه بر آموزش نظامی در جمع آوری و سازماندهی نیروهای داوطلب نیز فعالیت داشت. مدتی فرمانده بسیج شهرستان بیرجند را بر عهده داشت.
*جانبازی
 
جبهه که بود در لشکر ۵ نصر خدمت می کرد.
اولین بار پس از پنجاه روز نبرد، از ناحیه دست راست مجروح شد و برای معالجه به مشهد و بیرجند منتقل شد. وقتی مجروحیتش بهبود یافت به خاطر علاقه به فنون نظامی و فرماندهی به تهران رفت و دوره تخصصی را گذراند.
دومین بار به عنوان فرمانده گروهان، در عملیات والفجر۲ در ارتفاعات کله قندی شرکت کرد و از ناحیه کمر و دست چپ مجروح و به بیمارستان منتقل شد.
 
*فرمانده گردان
 
 
تقوا، اخلاص، مدیریت و شجاعت او باعث شد، سردار فاتح کردستان شهید محمودکاوه ، زمانی که به منظور جذب و شناسایی نیروهای فداکار برای تکمیل کادر رزمی لشکر ویژه شهدا به بیرجند مسافرت کرده بود، درخواست کند که او را به جبهه اعزام کنند. بنابراین، عازم کردستان شد و از طرف شهید کاوه به فرماندهی گردان امام علی (ع) منصوب شد. در سال ۱۳۶۳ صاحب فرزند پسری شد؛ همسرش می گوید: از جمله صحبت هایش این بود که اگر فرزندی داشتیم و پسر بود، نامش را مسلم بگذاریم، زیرا در خواب دیده بود سیدی این توصیه را به ایشان کرده.
 
*شهادت
 
 
سرانجام این سردار ملی، پس از ۶ سال حضور در جبهه، در شهریور ۱۳۶۵ و در منطقه عملیاتی کربلای ۲ در جبهه حاج عمران، در شب اول عملیات و هنگام پیشروی، مورد اصابت تیربار کالیبر ۵۰ قرار گرفت و در ارتفاعات ۲۵۱۹ به مقام رفیع شهادت نایل آمد ودر جبهه دشمن جا ماند.
پیکر پاک این فرمانده شهید، پس از ۹ ماه به ایران بازگشت و در ۳۱ اردیبهشت ۱۲۶۶ در زادگاهش به خاک سپرده شد.
 
 
==خاطرات==
 
 
در اولین اعزام در منطقه خوزستان زخمی شد ولی عشق و علاقه او به جبهه زیاد بود. برای بار دوم در منطقه مهران جراحت پیدا کرد و پس از بهبودی رهسپار شد. اگر در خانه و در حال مرخصی قرار داشت، روح و دلش در جبهه بود.
 
 
← برادرشهید
*پدرشهید
 
 
بسیاری از مواقع که شهیدانی از روستا تقدیم انقلاب می شد، می آمد و در تشییع شهدا شرکت می کرد. ما بسیار بی قرار می شدیم و او با دیدن این حالات می گفت: پس شما هنگامی که خبر شهادت مرا بیاورند، چه خواهید کرد. با این صحبتها، ما را برای فراق وشهادت خویش آگاه می ساخت و به ما می فهماند که باید از او دل بکنیم.
*محمد حسن شریفی
 
 
آخرین بار قبل از شهادت او، هر دو در جبهه بودیم. بحث نوشتن وصیت نامه بود که از ایشان پرسیدم: شما چه وصیتی کردید؟ گفت: وصیت کرده ام که همسرم ۶ ماه پس از شهادتم، نباید تنها بماند و باید ازدواج کند. دیگر اینکه دوستان من همه رفته اند و زندگی بعد از آنان برایم سخت است و من به زودی خواهم رفت.
همسرش می گوید: او به من می گفت: خواب دیدم چند نفر از دوستانم که شهید شده بودند، بر فراز یک بلندی هستند و من در پایین قرار داشتم، آنها دست به دست یکدیگر دادند و پایین آمدند و مرا با خود به بالا بردند و آنگاه خوشحال شدند و گفتند: اکنون در جایگاه خود قرار می گیری.
 
 
==وصیت نامه==
  ...خدایا !من وصیتی ندارم و فقط از تو می خواهم در فرج امام زمان (عج) تعجیل و به امام عزیز طول عمر و به رزمندگان اسلام پیروزی و به خانواده عزیز شهدا و پدر و مادرم اجر نیکو عطا فرمایی...
خدمت اقوام، دوستان ، به خصوص برادران و خواهران عزیزم ، سلام عرض نموده و از آنها حلالیت می طلبم و امیدوارم ، همه از شر شیطان محفوظ باشند. خدمت همسر عزیزم سلام عرض نموده و امیدوارم مرا ببخشد. نور چشمم مسلم را سلام رسانده و امیدوارم تربیت او طبق موازین اسلامی باشد.
خدمت تمامی برادرانی که مرا می شناسند، سلام عرض نموده و طلب عفو دارم، به خصوص از نیروهای بسیج. اله یا رجابری  <ref>موسوی، سید سعید، فرهنگ جاودانه های تاریخ، زندگی نامه فرماندهان شهید خراسان، نشر شاهد، تهران، ۱۳۸۶</ref>  
رده‌های این صفحه : شهیدان استان خراسان جنوبی | شهیدان سپاه | شهیدان سیدماد | شهیدان عملیات کربلای2 | شهیدان لشکرویژه شهدا | شهیدان متولد1339 | شهیدان1365 | فرماندهان شهید
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش