ویرایش‌ها

شهید مصطفی ارداقیان

۲٬۸۳۹ بایت حذف‌شده، ‏۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۹
==زندگی نامه==
شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر [[۱۳۴۷]] در قزوین چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی [[۱۳۶۵]] با سمت تک‌تیرانداز در [[شلمچه]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
==وصیت نامه==
[[شهید مصطفی اردقیان]]
ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است.
 
شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر [[۱۳۴۷]] در قزوین چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی [[۱۳۶۵]] با سمت تک‌تیرانداز در [[شلمچه]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:
«پدر جان! من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم که اجازه‌ شرکت در نبرد با کفر را به فرزندتان دادید.
از خداوند متعال برای شما طلب صبر جزیل دارم و امیدوارم که مرا حلال نموده و از زحماتی که برای حقیر کشیده‌اید متشکرم و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کنم.
مسئولیت آمدن من به جبهه به عهده‌ خودم می‌باشد و بر حسب وظیفه‌ی شرعی اقدام به این کار کردم.
از خداوند متعال برای همه طلب آمرزش و توفیق و پیروزی می‌کنم.»
ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است<ref>[http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=123&postid=104460 سایت فاتحان]</ref>
ساجد
ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است.
 
شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر ۱۳۴۷ در [[قزوین]] چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی ۱۳۶۵ با سمت تک‌تیرانداز در شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:
«پدر جان! من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم که اجازه‌ شرکت در نبرد با کفر را به فرزندتان دادید.
از خداوند متعال برای شما طلب صبر جزیل دارم و امیدوارم که مرا حلال نموده و از زحماتی که برای حقیر کشیده‌اید متشکرم و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کنم.
همه بدانید که من هر چه داشتم و هر چه دارم، از نیکی‌ها، خوبی‌ها به واسطه‌ی هدایت و تربیت شما، مادرم و برادرانم بوده است.
خب اینجاست که زبان من لال می‌شود و قلمم می‌شکند!
چرا که صحبت از مادر به میان آمده است و دستم می‌لرزد.
سلام‌ ای وارث فاطمه!‌ ای مادر عزیزم،‌ ای امید زندگی‌ام،‌ ای همدمم و محرم رنجم! آفرین بر تو باد.
بالاترین درود‌ها و سلام‌ها بر تو باد و عاجزانه از تو طلب حلالیت می‌کنم؛ چرا که همه‌ی وجود من از توست و تک تک سلول‌های من از گرمی دست‌های مهربان تو جنب و جوش پیدا می‌کند.
مرا ببخش و شیر پاکت را حلالم کن؛ چرا که شهد شربت شهادت تویی و من به تو افتخار می‌کنیم.‌ ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است.
مسئولیت آمدن من به جبهه به عهده‌ خودم می‌باشد و بر حسب وظیفه‌ی شرعی اقدام به این کار کردم.
از خداوند متعال برای همه طلب آمرزش و توفیق و پیروزی می‌کنم.»
 
ساجد
 
 
<ref>سایت فاتحان</ref>
 
http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=123&postid=104460
==پانویس==
<references />
 
 
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:مصطفی_اردقیان}}
۱٬۴۲۸
ویرایش