ویرایش‌ها

شهیداحسان سرابی

۵۰ بایت اضافه‌شده، ‏۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۱
/* زندگینامه : */
شهید احسان سرابی
==زندگینامه :==شهید احسان سرابی در تاریخ ۹/۴/۶۶ در خانواده ای متوسط و نظامی در شهر [[کرمانشاه ]] به دنیا آمد . پس از گذراندن تحصیلات دوران ابتدایی و راهنمایی در سال اول دبیرستان در پادگان [[شهید عبادت ]] (در نقطه صفر مرزی) در اثر بمب به جا مانده از دوران دفاع مقدس به شهادت رسید .
احسان علاقه خاصی به سخن معصومین و بزرگان و نکات برجسته زندگی افراد نخبه داشت و کلام معصومین ، شعر شاعران و گفته بزرگان را از کتابها و تقویم ها برش زده و بصورت دفترچه ای کوچک در می آورد و آنرا برای دوستان و پدر و مادرش می خواند و می گفت به این سخنان عمل کنید . مادر احسان می گوید روی برگه اول تمام دفتر انشاهایش می نوشت : چو ایران نباشد تن من مباد. احسان فرزند اول خانواده از بین چهار فرزند خانواده سرابی بود . (و تنها فرزند پسر خانواده) مادر احسان حدود یک ماه قبل از شهادت فرزندش خواب می بیند همانند زمان دفاع مقدس که فامیل ها آواره شده و به منزل پدربزرگش می رفتند و همه فامیل ها آمده اند و رعد و برق شدیدی رخ می دهد و مادر احسان فریاد می زند ظهور آقا امام زمان (عج) دارد اتفاق می افتد . همه سوره شمس بخوانید . روز شهادت احسان و تشییع جنازه اش دوم مهرماه سال ۱۳۸۰ هوا کاملا آفتابی و گرم بود که یکدفعه طوفانی شد و باران شدیدی باریدن گرفت و گرد بادی همراه جنازه شهید بوجود آمد تا کنار ماشین که جنازه را تشییع کردند ، گرد و باد و باران همراه جنازه آمدند و مادر خوابش تعبیر شد . یکی از خانم های همسایه نیز پس از شهادت احسان به مادرش گفته بود من خواب دیدم ملائکه از آسمان آمدند و شهادت فرزندتان را به شما تقدیم کردند .
پدر شهید نیز چند روز قبل از شهادت پسرش خواب می بیند که احسان شهید شده و پلاکارد شهادتش را درب منزل پدربزرگش (مادری) نصب کرده اند وقتی این خواب را برای خانمش تعریف می کند مادر احسان (شیرین احسانی پور) می گوید صدقه بده و خوابت را برای آب روان تعریف کن . مادر از این خواب و تعبیرش آشفته می شود و به پدر احسان (رضا سرابی) می گوید امسال نذر احسان را زودتر ادا کن . انشاءالله که چیزی نیست . (از زمان تولد احسان پدرش هر ساله یک گوسفند قربانی کرده و بین فقرا تقسیم می کرد ) اما در سال ۱۳۸۰ نتوانست نذر خود را ادا کند . چون قبل از ادای نذر احسان به شهادت رسید و خواب پدر نیز به همان صورت گفته شده اتفاق افتاد . (مراسم عزاداری احسان در منزل پدربزرگش برگزار شد)
در کنار قبر شهید احسان سرابی در مزار شهدای [[کرمانشاه ]] باغ فردوس قبر [[شهید احمدی ]] از جانبازان شیمیایی دفاع مقدس قرار دارد که چند روز پس از شهادت احسان همسر شهید احمدی به پدر و مادر احسان می گوید : من در خواب دیدم که پیامبر (ص) سر مزار پسر شما آمده بود .<ref>[http://www.shohadayekermanshah.ir منبع: سایت شهدای کرما نشاهکرمانشاه]</ref> ==پانویس==  <references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش